ترجمه متن Reading درس هشتم Inter 1 – بخش اول

Developing Your Psychic Ability

پرورش توانایی فراروانی شما

  • develop: توسعه دادن، گسترش دادن، رشدن دادن، شکوفا کردن
  • psychic: فراروانی، دارای نیروی ماوراءطبیعی
  • ability: توانایی

Psychics are people who can get information about people, places, or situations through a sixth sense - a sense that exist in addition to those of seeing, hearing, smelling, tasting and touching.

غیبگویان افرادی هستند که می‌توانند اطلاعات را در مورد افراد، مکان‌ها، یا موقعیت‌ها از طریق حس ششم به دست آورند - حسی که علاوه بر (حواس) بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه وجود دارد.

  • psychic: غیبگو، دارای قدرت ماوراءطبیعی
  • information: اطلاعات
  • situation: موقعیت، وضع، اوضاع، شرایط
  • through: از طریق
  • sixth sense: حسس ششم
  • in addition to: علاوه بر، افزون بر
  • smell: بوییدن
  • taste: چشیدن، مزه کردن

They can use their psychic ability to heal people who are sick, to give advice, to give hints about the future, and to do many other things.

آن‌ها می‌توانند از توانایی فراروانی خود استفاده کنند تا افرادی که بیمار هستند را شفا بدهند، توصیه کنند، سرنخ‌هایی درمورد آینده بدهند، و خیلی کارهای دیگری انجام دهند.

  • heal: شفا دادن، مداوا کردن
  • sick: بیمار، مریض
  • advice: توصیه، پند، نصیحت
  • hint: سرنخ، اشاره، نشانه، اثر
  • future: آینده

And it’s not just individuals who use psychics; sometimes companies and governments use psychics to.

و فقط افراد نیستند که از غیبگوها استفاده می‌کنند؛ گاهی اوقات شرکت‌ها و دولت‌ها نیز از غیبگوها استفاده می‌کنند.

  • individual: شخص، فرد
  • government: دولت، حکومت

One year a company called Delphi and Associate earned $120,000 on the stock market with the help of psychics.

یک سال شرکتی که «دلفی و شرکا» نام داشت با کمک غیبگوها ۱۲۰ هزار دلار از بازار بورس درآمد داشت.

  • call: نامیدن
  • associate: شریک، معاشر، متحد
  • earn: به دست آوردن، درآمد داشتن، سود کردن
  • the stock market: بازار سرمایه، بازار اوراق بهادار، بازار بورس

And the CIA (the U.S. Central intelligence agency) got help from a psychic in the 1970s.

و سی‌آی‌ای (سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده) در دهه ۱۹۷۰ از یک غیبگو کمک گرفت.

  • intelligence: اطلاعات،‌ خبر
  • agency: اداره، سازمان، آژانس، کارگزاری

This psychic was able to make a detailed drawing of an important place in Russia.

این غیبگو قادر بود یک نقشه‌ی پر از جزئیات از یک مکان مهم در روسیه بکشد.

  • detailed: مفصل، مبسوط، جامع، پر از جزئیات
  • drawing: نقاشی، طراحی، طرح، نقشه

“So how can I get some psychic help”, you may ask yourself.

ممکن است از خودتان بپرسید، «خب چگونه می‌توانم کمی کمک فراروانی دریافت کنم؟»

Well, you don't have to pay a lot of money to a professional psychic.

شما مجبور نیستید پول زیادی را به یک غیبگوی حرفه‌ای بپردازید.

  • professional: حرفه‌ای

You can start by using your own psychic ability.

می‌توانید با استفاده کردن از توانایی فراروانی خودتان شروع کنید.

Everyone has a psychic sense, but most of us never learn to use it.

هر کسی یک حس فراروانی دارد، اما بیشر ما هرگز یاد نمی‌گیریم از آن استفاده کنیم.

you probably won't immediately be able to draw detailed pictures of faraway places you have never visited, but your psychic sence can help you in other ways.

احتمالا فوراً قادر نخواهید بود یک تصویر با جزئیات از مکان‌های دوری که هرگز از آن‌ها بازدید نکرده‌اید رسم کنید، اما حس فراروانی‌تان می‌تواند از راه‌های دیگری به شما کمک کند.

  • immediately: فوراً، بلافاصله
  • draw: رسم کردن، کشیدن
  • faraway: دور، دورافتاده

For example, maybe you will make better choices about a job, or maybe you will know whether something is wrong and you need to call home right away.

برای مثال، شاید انتخاب‌های بهتری در مورد یک شغل انجام دهید، یا شاید خواهید دانست که آیا مشکلی وجود دارد و نیاز دارید فوراً با خانه تماس بگیرید.

  • choice: انتخاب، گزینه
  • make a choice: انتخاب کردن
  • whether: آیا
  • call: تماس گرفتن، تلفن زدن
  • right away: فوراً، بلافاصله

Psychic abilities are really just another sense, similar to our other five senses.

توانایی‌های فراروانی واقعاً فقط یک حس دیگر، شبیه به پنج حس دیگر ما است.

  • similar: شبیه، مشابه

The difference is that we never develop our psychic sense in the same way that we develop our other senses.

تفاوت این است که ما هرگز حس فراروانی‌مان را به همان شیوه‌ای که حواس دیگرمان را پرورش می‌دهیم، رشد نمی‌دهیم.

  • difference: تفاوت
  • same: همانند، همان، یکسان

We train our eyes to see the difference between a V and a U;

ما به چشمانمان تمرین می‌دهیم تا تفاوت بین V و U را ببینند.

  • train: تعلیم دادن، تمرین دادن، تربیت کردن

we train our ears to hear the difference between a /ch /and a /sh/ sound;

ما گوش‌هایمان را تمرین می‌دهیم تا تفاوت صدای «چ» و «ش» را بشنوند.

we can feel the difference between silk and leather;

ما می‌توانیم تفاوت میان ابریشم و چرم را احساس کنیم.

  • silk: ابریشم
  • leather: چرم

we can smell and taste If milk is sour.

ما می‌توانیم مزه کنیم و ببوییم که اگر شیر ترشیده است.

  • sour: ترش، ترشیده، ترش‌شده

متن بالا مربوط به ترجمه بخش اول متن ریدینگ یونیت ۸ اینتر۱ بود. برای مشاهده ترجمه بخش دوم ریدینگ این درس، اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *