معنی متن ریدینگ درس چهارم اینتر ۱ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه بخش دوم ترجمه متن ریدینگ درس چهارم Inter 1 است. برای مشاهده ترجمه بخش اول متن Reading اینجا کلیک کنید.

Even if you moan, groan and sulk, your parents won’t change their minds.

حتی اگر شما غر بزنید، شکایت کنید و اخم کنید، والدینتان نظراتشان را تغییر نخواهند داد.

  • moanmoanmoʊnغر زدن، شکایت کردن، ناله کردن
  • groangroangroʊnشکایت کردن، آه و ناله کردن
  • sulksulksʌlkاخم کردن، ترشرویی کردن، قهر کردن
  • change one’s mindʧeɪnʤ wʌnz maɪndنظر خود را تغییر دادن

Making the right impression is usually very important to parents who like to show off their family.

ایجاد برداشت‌های مناسب (در ذهن دیگران) معمولاً برای والدینی که دوست دارند پُز خانواده‌شان را بدهند، خیلی مهم است.

  • rightrightraɪtمناسب، درست
  • impressionimpressionɪmˈprɛʃənعقیده یا نظری که کسی درباره‌ی دیگری دارد، تصوری که کسی از شخص دیگر در ذهن دارد
  • show offshow offʃoʊ ɔfپُز دادن، خودنمایی کردن، تفاخر کردن

In spite of your disappointment, the best thing you can do is to smile and help entertain your relatives.

علیرغم ناامیدی شما، بهترین چیزی که می‌توانید انجام دهید لبخند زدن و کمک به سرگرم کردن اقوامتان است.

  • In spite ofɪn spaɪt ʌvبه رغم، بر خلاف
  • disappointmentdisappointmentˌdɪsəˈpɔɪntməntناامیدی
  • entertainentertainˌɛntərˈteɪnسرگرم کردن

They’ll be so pleased with you afterward that they’ll probably let you go to the next two parties.

آن ها از بعد از آن شما خرسند خواهند شد به طوری که احتمالاً به شما اجازه خواهند داد تا دو جشن بعدی را بروید.

  • pleasedpleasedplizdخرسند، خوشحال
  • afterwardafterwardˈæftərwərdبعد از آن، پس از آن

What do you mean you’re not hungry?

منظورت چیست که گرسنه نیستی؟

It’s taken me two hours to cook it, so you can sit there till you’ve eaten it.

برای من دو ساعت وقت برده تا آن را بپزم، بنابراین تو می‌توانی آنجا بنشینی تا وقتی که آن را خورده باشی.

  • tilltilltɪlتا وقتی که، تا این که

Despite the fact that food is the furthest thing from your mind, think of it from the cook’s point of view.

علیرغم این حقیقت که غذا دورترین چیز از ذهن شماست، به آن از زاویه دید آشپز فکر کنید.

  • despitedespitedɪˈspaɪtعلیرغم
  • furthestfurthestˈfɜrθəstدورترین
  • point of viewpoint of viewpɔɪnt ʌv vjuزاویه‌ی دید، نقطه نظر

If you cook two meals a day, it means 730 meals a year.

اگر شما دو وعده در روز (غذا) بپزید، به معنای ۷۳۰ وعده در سال است.

  • mealmealmilوعده، وعده‌ی غذا

Can you imagine how boring this can get?

می‌توانید تصور کنید که این می‌تواند چقدر کسل کننده شود؟

Although the cook may be fed up with it, she/he makes an effort.

اگرچه آشپز ممکن است از آن خسته شده باشد، او زحمت می‌کشد.

  • cookcookkʊk
  • be fed up with sthbi fɛd ʌp wɪð sthاز چیزی سیر بودن، از چیزی خسته بودن
  • make an effortmeɪk ən ˈɛfərtتلاش کردن، زحمت کشیدن

imagine, how the cook feels when you pull a face and say you don’t fancy it or you’re not really hungry.

تصور کنید، آشپز چه حسی دارد وقتی که شما ادا در می‌آورید و می‌گویید که شما آن را دوست ندارید یا شما واقعاً گرسنه نیستید.

  • pull a facepʊl ə feɪsادا درآوردن، شکلک درآوردن
  • fancyfancyˈfænsiعلاقه داشتن، دوستن داشتن

Not only that, your parents are probably anxious to see that you have a properly balanced diet.

نه فقط آن، والدین شما احتمالاً خواهان آنند که ببینند شما یک رژیم متعادل درست دارید.

  • anxiousanxiousˈæŋkʃəsنگران، مشتاق، خواهان
  • properlyproperlyˈprɑpərliبه طور درست
  • balancedbalancedˈbælənstمتعادل
  • dietdietˈdaɪətرژیم غذایی

Then, of course, there’s the sheer waste of money aspect.

پس از آن، البته جنبه اتلاف مطلق پول (هم) وجود دارد.

  • sheersheerʃɪrمحض، خالص، مطلق، کلمه‌ای که برای تأکید بر کلمه‌ی بعدی به کار می‌رود
  • wastewasteweɪstتلف کردن، هدر دادن
  • aspectaspectˈæˌspɛktجنبه، بُعد

See why they get mad!

ببینید چرا آن‌ها عصبانی می‌شوند!

  • madmadmædعصبانی

Eat fewer snacks and leave room for your meals.

میان وعده کم‌تر بخورید و برای وعده‌هایتان جا نگه دارید.

  • snacksnacksnækغذای مختصر، میان‌وعده، غذای سرپایی
  • leave roomliv rumجای خالی برای چیزی نگه داشتن

Finally, offer to do the cooking every now and then.

در نهایت، گهگاه پیشنهاد بدهید که (شما) آشپزی کنید.

  • offerofferˈɔfərپیشنهاد دادن
  • every now and thenevery now and thenˈɛvəri naʊ ænd ðɛnبرخی اوقات، گهگاه

Your offer may not be accepted, but the cook will be delighted to receive a bit of appreciation.

پیشنهاد شما ممکن است پذیرفته نشود، اما آشپز برای دریافت کمی قدردانی خوشحال خواهد شد.

  • acceptacceptækˈsɛptپذیرفتن، قبول کردن
  • delighteddelighteddɪˈlaɪtədخوشحال
  • a bitə bɪtیک ذره، کمی
  • appreciationappreciationəˌpriʃiˈeɪʃənقدردانی، تقدیر

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

5 دیدگاه

  1. بازم خيلي خيلي خيلي از زحماتتون ممنونم😊❤️
    شما واقعا باعث پيشرفت و سرعت من در درسام شديد🤗🤗🤗

  2. سلام.خیلی ممنون بابت زحماتتون.کمک خیلی خیلی بزرگی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *