ترجمه متن Reading درس هفتم High 3 – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۷ ترم «های۳» است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن این ریدینگ، اینجا کلیک کنید.

When the first Olympic Games began in Greece in 776 B.C., something within the human spirit was tapped.

وقتی در ۷۷۶ قبل از میلاد مسیح اولین بازی‌های المپیک در یونان شروع شد، به چیزی در داخل روح آدمی تلنگر زده شد.

  • B.C. (Before Christ)پیش از مسیح، پیش از میلاد مسیح
  • spiritspiritˈspɪrətروح، روان، دل، ذهن
  • taptaptæpتلنگر زدن به، ضربه زدن به، تقه زدن به، ضربه‌ی آهسته زدن

Most of us like to be challenged, and many of us are at least moderately competitive.

بیشتر ما دوست داریم به چالش کشیده شویم، و خیلی از ما حداقل اندکی اهل رقابت هستیم.

  • challengechallengeˈʧælənʤبه مبارزه طلبیدن، به چالش کشیدن
  • moderatelyˈmɑdərətliنسبتاً، کمابیش، تا حدی، اندکی
  • competitivecompetitivekəmˈpɛtətɪvاهل رقابت، رقابت‌جو، رقابتی، رقابت‌طلب

Sports provide benefits: they amuse and excite us, provide jobs for many people, and allow individuals who might not have other opportunities to achieve success.

ورزش‌ها فوایدی به دست می‌دهند: آن‌ها ما را سرگرم و هیجان‌زده می‌کنند، برای خیلی از مردم شغل فراهم می‌کنند، و به اشخاصی که ممکن است فرصت‌های دیگری نداشته باشند اجازه می‌دهند که به موفقیت دست یابند.

  • provideprovideprəˈvaɪdفراهم کردن، به دست دادن، مهیا کردن، در اختیار گذاشتن
  • benefitbenefitˈbɛnəfɪtمنفعت، سود، فایده
  • amuseamuseəmˈjuzسرگرم کردن، مشغول کردن
  • exciteexciteɪkˈsaɪtتهییج کردن، به هیجان آوردن، هیجان‌زده کردن، شوراندن
  • individualindividualˌɪndəˈvɪʤəwəlشخص، فرد
  • opportunityopportunityˌɑpərˈtunətiفرصت، شانس
  • achieveachieveəˈʧivدست یافتن، رسیدن

Although sports have long been popular, something significant has changed in the last ten to twenty years.

اگر چه ورزش‌ها زمانی طولانی محبوب بوده‌اند، چیزی محسوس در ده تا بیست سال اخیر تغییر کرده است.

  • significantsignificantsəgˈnɪfɪkəntبااهمیت، قابل توجه، قابل ملاحظه، چشمگیر، محسوس

A whole new set of sports has been created.

یک مجموعه‌ی کامل جدید از ورزش‌ها ایجاد شده است.

  • createcreatekriˈeɪtساختن، خلق کردن، ایجاد کردن

They are called “extreme” because participants are pushing themselves to extreme (and even dangerous) levels.

آنها «مخاطره‌آمیز» نامیده می‌شوند زیرا شرکت‌کنندگان دارند خودشان را تا مراحل افراطی (و حتی خطرناک) تحت فشار قرار می‌دهند.

  • participantparticipantpɑrˈtɪsəpəntشرکت‌کننده

Why do people participate in extreme sports?

چرا مردم در ورزش‌های مخاطره‌آمیز شرکت می‌کنند؟

  • participateparticipatepɑrˈtɪsəˌpeɪtشرکت کردن، وارد چیزی شدن

Mark Musgrave, an “extreme” sportsman who windsurfs all year around, says people do it because it’s a question of attitude, not the activity per se.

مارک ماسگریو، یک ورزشکار «مخاطره‌آمیز»، که تمام سال را موج‌سواری می‌کند، می‌گوید مردم آن را انجام می‌دهند زیرا این مسئله‌ی نگرش است، نه خود فعالیت به تنهایی.

  • sportsmansportsmanˈspɔrtsmənورزشکار،‌ ورزش دوست، دارای روحیه ورزشکاری، کسی که انواع مختلف ورزش را انجام می‌دهد
  • windsurfwindsurfwindsurfموج‌سواری کردن با تخته‌ی موج‌سواری بادبانی
  • be a question ofbi ə ˈkwɛsʧən ʌvمسئله این است که، مسئله‌ی چیزی بودن، برای بیان این که مهمترین چیز در یک موضوع چیست از این اصطلاح استفاده می‌شود
  • attitudeattitudeˈætəˌtudنگرش، شیوه‌ی اندیشیدن، طرز برخورد، طرز تلقی
  • per seper sepɜr ˌsaʊˈθistفی‌نفسه، ذاتاً، به خودی خود، به تنهایی

“These sports are so hard,” says Musgrave,

موسگریو می‌گوید «این ورزش ها بسیار دشوارند»

“they don’t attract the masses;

«آن‌ها عوام را جذب نمی‌کنند.

  • attractattractəˈtræktجذب کردن
  • massemassemæsتوده‌ی مردم، عوام، انبوه خلق، عامه، جماعت

I think that’s one of the appealing things about it.

من فکر می‌کنم آن یکی از چیزهای جذاب در مورد این است.

  • appealingappealingəˈpilɪŋجذاب، خوشایند، پرکشش، دل‌انگیز

You can excel in it if you put your mind to it.

تو می توانی در آن بی‌نظیر باشید، اگر در آن مصمّم باشید.

  • excelexcelɪkˈsɛlبی‌نظیر بودن، از همه بهتر بودن، تک بودن، بهترین بودن، نمونه بودن
  • put one’s mind topʊt wʌnz maɪnd tuمصمم بودن، سخت مشتاق چیزی بودن، برای انجام کاری تصمیم گرفتن و بسیار تلاش کردن

There’s not a thousand people out there crowding you or doing what you’re doing.”

آنجا هزار نفر از مردم نیستند که (دور تو را) شلوغ کنند یا کاری را که تو داری انجام می‌دهی انجام دهند.»

  • crowdcrowdkraʊdازدحام کردن، جمع شدن

He adds, “There is no right.

او می‌افزاید «هیچ درستی وجود ندارد.

There is no wrong.

هیچ نادرستی وجود ندارد.

There are no rules.

هیچ قانونی وجود ندارد.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش دوم متن Reading یونیت هفتم High 3‌بود. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش سوم متن این ریدینگ، اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *