معنی فارسی متن ریدینگ یونیت ۷ ترم High 3 – بخش اول

1. What is your view of sports? Is it basically positive, basically negative, or somewhere in between?

دیدگاه شما از ورزش چیست؟ آیا آن اساساً مثبت، اساساً منفی، یا جایی در میان (این دو) است؟

  • viewviewvjuنظر، عقیده، دیدگاه
  • basicallybasicallyˈbeɪsɪkliاساساً، از بنیاد، علی‌الاصول

2. In recent years, “extreme” sports, such as bungee jumping and skiing off cliffs, have become increasingly popular.

در سال‌های اخیر، ورزش‌های «مخاطره‌آمیز»، مانند بانجی جامپینگ و اسکی از روی پرتگاه‌ها، به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند.

  • extremeextremeɛkˈstrimغیرمعمول و جدی، افراطی، مفرط، حد افراط
  • extreme sportsɛkˈstrim spɔrtsورزش‌های مخاطره‌آمیز
  • bungee jumpingˈbʌnʤi ˈʤʌmpɪŋبانجی جامپینگ، پرش بانجی، ورزشی که در آن شخص خود را به وسیله طناب فنردار از ارتفاعی بلند به پایین پرتاب می‌کند
  • cliffcliffklɪfصخره، پرتگاه
  • increasinglyɪnˈkrisɪŋliبه طور فزاینده‌ای، به طور روزافزونی، بیشتر و بیشتر، بیش از پیش
  • popularpopularˈpɑpjələrمحبوب، پرطرفدار، عامه‌پسند، مردم‌پسند

What is your view of these kinds of activities? Are they really sports?

دیدگاه شما درباره‌ی این نوع فعالیت‌ها چیست؟ آیا آن‌ها واقعاً ورزش هستند؟

Read the article.

مقاله را بخوانید.

GOING TO EXTREMES?

رفتن به حد افراط؟

A pickup truck rolls to the center of a deserted bridge.

یک وانت به مرکز یک پل متروکه می‌رود.

  • pickup truckpickup truckˈpɪˌkʌp trʌkوانت
  • rollrollroʊlراه افتادن، حرکت کردن (در مورد وسایلی که چرخ دارند به کار می‌رود)، رفتن
  • deserteddeserteddɪˈzɜrtɪdمتروک، وانهاده، رهاشده

Several people get out.

مردم زیادی بیرون می‌آیند.

Two of them, a thirty-something young man and a twenty-something young woman, are both wearing a strange-looking harness on their backs.

دو نفر از آن‌ها، یک مرد جوان سی و چند ساله و یک زن جوان بیست و چند ساله، هر دو دارند یک بند با ظاهری عجیب بر پشتشان می‌پوشند.

  • harnessharnessˈhɑrnəsیراق، بند، وسیله‌ای که برای بستن اسب یا برای محافظت از انسان در برابر سقوط استفاده می‌شود

The others with them check their harnesses to make sure all is well.

افراد دیگر همراه آن‌ها بندهاشان را چک می‌کنند تا مطمئن شوند همه چیز خوب است.

  • checkcheckʧɛkبررسی کردن، چک کردن

As soon as they complete these preparations, they attach a long cord to each harness and securely fasten the cords to the bridge.

به محض اینکه آن‌ها این مقدمات را کامل می‌کنند، به هر بند یک ریسمان بلند متصل می‌کنند و ریسمان‌ها را به طور مطمئنی به پل می‌بندند.

  • preparationpreparationˌprɛpəˈreɪʃənآماده سازی، تمهیدات، مقدمات، تهیه و تدارک
  • attachattachəˈtæʧمتصل کردن
  • cordcordkɔrdبند، ریسمان، طناب، سیم
  • securelysɪˈkjʊrliمحکم، سفت، به طور مطمئنی
  • fastenfastenˈfæsənبستن، سفت کردن، محکم کردن، سفت بستن

When that is finished, the young man and woman climb up onto the bridge rail, wave to the crowd below, and jump.

وقتی آن (کار) تمام می‌شود، زن و مرد جوان از نرده پل بالا می‌روند، برای جمعیت پایین دست تکان می‌دهند، و می‌پرند.

  • climb upklaɪm ʌpبالا رفتن، صعود کردن
  • railrailreɪlنرده
  • wavewaveweɪvدست تکان دادن، با دست علامت دادن، بای‌بای کردن
  • crowdcrowdkraʊdجمعیت، اجتماع، ازدحام، انبوه جمعیت، شلوغی

No, this is not a suicide attempt.

نه، این یک اقدام به خودکشی نیست.

  • suicidesuicideˈsuəˌsaɪdخودکشی
  • attemptattemptəˈtɛmptمبادرت، اقدام، کوشش، تلاش

The elastic cords attached to their backs are so strong and flexible that the young people will be able to drop close to the canyon floor below without hitting it.

طناب‌های کشسان بسته شده به پشتشان به حدی محکم و انعطاف‌پذیر هستند که جوانان قادر خواهند بود به نزدیک کف ژرف‌دره‌ی پایین سقوط کنند بدون اینکه به آن برخورد کنند.

  • elasticelasticɪˈlæstɪkکشسان، ارتجاعی، کشی، قابل ارتجاع، کش‌مانند
  • canyoncanyonˈkænjənژرف‌دره، کانیون، دره‌ی عمیق و باریک
  • hithithɪtاصابت کردن، زدن، خوردن، برخورد کردن

This is bungee jumping, one of a new set of sports that are being described as “extreme.”

این بانجی جامپینگ است، یکی از یک مجموعه جدید ورزش به عنوان «مخاطره‌آمیز» توصیف می‌شوند.

  • bungee jumpingˈbʌnʤi ˈʤʌmpɪŋبانجی جامپینگ، پرش بانجی، ورزشی که در آن شخص خود را به وسیله طناب فنردار از ارتفاعی بلند به پایین پرتاب می‌کند
  • describedescribedɪˈskraɪbتوصیف کردن، شرح دادن، وصف کردن، تعریف کردن

Most people, if they’re really honest with themselves, will admit they like sports at least a little bit.

بیشتر مردم، اگر واقعاً با خودشان روراست باشند، خواهند پذیرفت که حداقل یک ذره ورزش را دوست دارند.

  • honesthonestˈɑnəstصادق، راستگو، روراست
  • admitadmitədˈmɪtاعتراف کردن، قبول کردن، پذیرفتن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه‌ی بخش اول متن Passage درس هفتم High 3 بود. برای مشاهده بخش دوم ترجمه متن ریدینگ این یونیت High 3 اینجا کلیک کنید.

3 دیدگاه

  1. ممنون که صوتش را هم اضافه کردید

  2. ممنون که شنیداری را اضافه کردید

  3. واقعا ممنونم ازتون خدا خیرتون بده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *