معنی متن ریدینگ درس چهارم ترم High 3 – بخش دوم

آنچه در زیر مشاهده می‌کنید، ترجمه بخش دوم متن ریدینگ درس ۴ ترم High 3 است. برای دسترسی به ترجمه بخش اول متن اینجا کلیک کنید.

The young man pondered the question.

مرد جوان خوب درباره‌ی سؤال فکر کرد.

  • ponderponderˈpɑndərخوب درباره‌ی چیزی فکر کردن، سبک و سنگین کردن، سنجیدن،‌ تعمق کردن

He took so long that the genie finally said, exasperated, “Hey, man, come on. I haven’t got all day. What do you want?”

او آنقدر طولش داد تا آخر جن، با اوقات تلخ، گفت: «هی، مرد، زود باش. تموم روز را (وقت) ندارم! چه می‌خواهی؟»

  • exasperatedɪgˈzæspəˌreɪtɪdآزرده‌خاطر و ناراحت، با اوقات تلخ

“You’ll grant me whatever I wish?”

«تو هر چیزی که بخواهم را برایم برآورده می‌کنی؟»

“Whatever.”

«هر چیزی»

“I’m having a real problem figuring out what I want.

من برای فهمیدن اینکه چه چیزی می‌خواهم مشکل حسابی دارم.

  • figure outfigure outˈfɪgjər aʊtفهمیدن، بعد از فکر کردن زیاد چیزی را فهمیدن

The fact that you’re restricting me to one wish really isn’t kosher, you know... But... if you insist... here it is.

می‌دانی، این موضوع که تو من را محدود به یک آرزو می‌کنی واقعاً درست نیست... ولی... اگر اصرار می‌کنی... (آرزویم) ایناهاش.

  • restrictrestrictriˈstrɪktمحدود کردن، منحصر کردن
  • kosherkosherˈkoʊʃərحلال، صادقانه، درست
  • insistinsistɪnˈsɪstاصرار کردن

What I want is for you to build me a bridge to Hawaii.”

چیزی که ازت می‌خواهم این است که برای من یک پل به هاوایی بسازی»

“Say what?” the genie replied.

جن پاسخ داد: «چه گفتی؟»

“I thought you said you wanted a bridge to Hawaii.

«فکر کردم گفتی که یک پل به هاوایی می‌خواهی.

I’m going to have to get my hearing checked.”

باید بدهم شنواییم را چک کنند»

  • hearinghearingˈhirɪŋشنوایی

“I did say that.

«من دقیقاً آن را گفتم

I want a bridge to Hawaii.

من یک پل به هاوایی می‌خواهم

You see, I’m afraid of flying.

میدانی، من از پرواز می‌ترسم.

I flew one time, and I almost had a nervous breakdown, what with the possibility of plane crashes, and the airline food, and all.”

من یک بار پرواز کردم، و تقریباً یک فروپاشی عصبی داشتم، چیزی با احتمال سقوط‌های هواپیما و غذای خطوط هواپیمایی و همه.‌

  • nervous breakdownˈnɜrvəs ˈbreɪkˌdaʊnفروپاشی عصبی، نوعی بیماری که شخص بیش از حد مضطرب و خسته است و نمی‌تواند کارهای معمولش را انجام دهد
  • crashcrashkræʃسقوط هواپیما

“So take a boat.”

پس یک قایق بگیر.

“I get seasick on boats.

من روی قایق دریازده می‌شوم.

  • seasickseasickˈsiˌsɪkدریازده

Deathly ill.

مریض مرگبار.

  • DeathlyDeathlyˈdɛθliبه گونه‌ای که انسان را یاد مرده می‌اندازد

I can’t travel on boats.

من نمی‌توانم با قایق سفر کنم.

But if you build me a bridge to Hawaii, I can drive there.

ولی اگر برای من یک پل به هاوایی بسازی، می‌توانم تا آنجا رانندگی کنم.

And I really need to go to Hawaii.”

و من واقعاً نیاز دارم که به هاوایی بروم.»

Chagrined, the genie asked, “Do you understand what you’re asking me to do?

جن آزرده‌خاطر پرسید:‌ «آیا می‌فهمی داری از من می‌خواهی چه کار کنم؟

  • chagrinedʃəˈgrɪndآزرده و ناامید

I can’t do that.

من نمی‌توانم آن را انجام دهم.

Do you realize how far it is to Hawaii?

میدانی تا هاوایی چقدر راه است؟

It’s 2,000 miles.

۲۰۰۰ مایل است.

I’d have to sink pilings into the ocean floor...

و من مجبور هستم ستون‌ها را در کف اقیانوس فرو کنم...

  • sinksinksɪŋkفروبردن
  • pilingspilingsˈpaɪlɪŋzستون، تیرهای مخصوص ستون‌بندی

Do you know how much cement that would take?

می‌دانی آن چقدر سیمان نیاز دارد؟

  • cementcementsəˈmɛntسیمان
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ درس ۴ ترم High 3 بود. برای دسترسی به ترجمه بخش سوم متن اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *