معنی متن ریدینگ درس چهارم ترم High 3 – بخش اول

1. What kinds of things make you laugh?

چه جور چیزهایی باعث می‌شود شما بخندید؟

2. What benefits do humor and laughter provide us?

شوخی و خنده چه منافعی برای ما فراهم می‌کند؟

  • humorhumorˈhjumərشوخی، شوخ‌طبعی
  • laughterlaughterˈlæftərخنده، قاه قاه خندیدن

Read the story.

داستان را بخوانید.

Have You Heard This One?

آیا این یکی را شنیده‌اید؟

A disconsolate young man was walking along a beach in southern California.

یک مرد جوان دلشکسته در حال راه رفتن در امتداد ساحلی در کالیفرنیای جنوبی بود.

  • disconsolatedisconsolatedisconsolateدلشکسته، غمگین و ناامید
  • beachbeachbiʧساحل
  • CaliforniaCaliforniaˌkæləˈfɔrnjəایالتی در جنوب غربی آمریکا کنار اقیانوس آرام

What was making him sad was the fact that his ladylove wasn’t with him.

چیزی که ناراحتش می‌کرد این بود که معشوقه‌اش همراهش نبود.

  • ladyloveladyloveladyloveمعشوقه، محبوبه

She was in Hawaii, and he was in California.

معشوقه‌اش در هاوایی بود و خودش در کالیفرنیا.

  • HawaiiHawaiihəˈwaɪˌiیکی از ایالت‌های امریکا در اقیانوس آرام که از هشت جزیره تشکیل شده است

Suddenly, on the sand in front of him, he spied what looked like a magic lamp.

ناگهان در شن‌های رو به روی او، چیزی دید که شبیه یک چراغ جادو بود.

  • sandsandsændشن
  • spyspyspaɪکسی را چیزی را تصادفاً دیدن
  • magicmagicˈmæʤɪkجادویی، جادو
  • lamplamplæmpچراغ

“I wonder if this is one of those magic lamps, like Aladdin’s?” he mused.

با خودش گفت: «آیا این یکی از آن چراغ‌های جادو مثل مال علاءالدین است؟»

  • I wonderaɪ ˈwʌndərاصطلاحی که وقتی می‌خواهیم سوالی را مؤدبانه از کسی بپرسیم یا از کسی درخواست کنیم به کار می‌رود
  • AladdinAladdinəˈlædɪnعلاءالدین، نام یک شخصیت معروف داستانی
  • musemusemjuzبا خود گفتن، به چیزی فکر کردن

“I guess that there’s only one way to find out.”

«فکر کنم فقط یک راه برای فهمیدنش وجود دارد»

Picking up the lamp, he began to rub it.

در حالی که گوی را بلند می‌کرد، شروع به مالیدنش کرد.

  • rubrubrʌbمالیدن، ساییدن، مالش دادن

Immediately, a genie popped out.

فوراً یک جن بیرون آمد.

  • geniegenieˈʤiniجن، موجودی خیالی در افسانه‌های عربی
  • poppoppɑpاز چیزی بیرون آمدن

Let me tell you, though - this wasn’t your usual type of genie.

البته بگذارید برایتان بگویم، این از نوع جن معمول (که شما فکر می‌کنید) نبود.

This was a genie with an attitude.

جنی با یک نگرش بود.

“Thanks for letting me out, man.

«ممنون که من را آزاد کردی، مرد

It was getting a little stuffy in there...

داخل چراغ داشت کمی خف می‌شد.

  • stuffystuffyˈstʌfiدم‌دار، خف، اتاق یا جایی که هوای تازه‌ی کافی ندارد

Anyway, you know the drill.

به هرحال، تو روند متداول را می‌دانی.

  • the drillðə drɪlروشی که معمولاً چیزی انجام می‌گیرد، روش مرسوم، روند متداول

You let me out; I grant you one wish.

تو من را آزاد کردی؛ من یک آرزو برایت برآورده می‌کنم .

  • grantgrantgræntبرآورده کردن آرزو

So what’s your wish?”

بنابراین آرزویت چیست؟»

“Wait a minute,” said the young man.

مرد گفت: «یک دقیقه صبر کن!»

“I thought you always got three wishes when you let a genie out of a lamp or a bottle.”

«من فکر کردم که همیشه وقتی که یک جن را از چراغ یا بطری آزاد می‌کنی، سه آرزو می‌گیری!

“Yeah, well, times have changed,” retorted the genie.

جن پاسخ داد: «بله، خب، زمانه عوض شده است!»

  • retortretortˈriˌtɔrtبا عصبانیت یا تمسخر پاسخ دادن

“Inflation, you know.

«تورم، میدانی که!

  • InflationInflationɪnˈfleɪʃənتورم، بالا رفتن قیمت‌ها

My contract says that whoever lets me out gets one wish.

قرارداد من می‌گوید که هر کس من را آزاد کرد یک آرزو می‌گیرد!

  • contractcontractˈkɑnˌtræktقرارداد، معاهده

Take it or leave it.

می‌خواهی بخواه، نمی‌خواهی نخواه.

  • Take it or leave itteɪk ɪt ɔr liv ɪtهمین است که هست؛ می‌خواهی بخواه نمی‌خواهی نخواه

What’s your fondest wish?”

بهترین آرزویت چیست؟

  • fondfondfɑndعلاقمند، خواهان
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس ۴ ترم High 3 بود. برای دسترسی به ترجمه بخش دوم متن اینجا کلیک کنید.

3 دیدگاه

  1. سلام ببخشید میشه معنی بخش دوم reading درس چهارم از high3 را اپلود کنید ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *