معنی متن ریدینگ درس چهارم ترم High 3 – بخش سوم

آنچه در زیر مشاهده می‌کنید، ترجمه بخش سوم متن ریدینگ درس ۴ ترم High 3 است. برای دسترسی به ترجمه بخش اول متن اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

And I’d probably have to attach all kinds of pontoons, and it would take months just to do a geologic survey and prepare an environmental impact statement.

من احتمالاً مجبور خواهم بود انواع مختلف قطعات پل‌های شناور را به هم وصل کنم، و ماه‌ها طول می‌کشد تا فقط مطالعات زمین‌شناسی را انجام دهم و یک اظهارنامه‌ی تأثیرات زیست محیطی آماده کنم.

  • attachattachəˈtæʧمتصل کردن، پیوستن
  • pontoonpontoonpɑnˈtunهر یک از قطعاتی که به هم متصل می‌شوند و یک پل شناور را می‌سازند
  • geologicgeologicˌʤiəˈlɑʤɪkوابسته به زمین‌شناسی
  • surveysurveyˈsɜrˌveɪمطالعه، تحقیق
  • impactimpactˈɪmpæktاثر، تأثیر
  • statementstatementˈsteɪtməntاظهارنامه، بیانیه

I’m tired after all those centuries inside that lamp.

بعد از آن همه قرن داخل آن چراغ (بودن) من خسته‌ام.

  • centurycenturyˈsɛnʧəriقرن، سده

I don’t think I have the energy...

فکر نمی‌کنم انرژی داشته باشم...

No, this request is simply out of the question.

نه، این درخواست واقعاً امکانپذیر نیست.

  • out of the questionaʊt ʌv ðə ˈkwɛsʧənغیرممکن یا غیرمجاز بودن

Ask me something else.

چیز دیگری از من درخواست کن.

I’ll give you another chance.

به تو یک فرصت دیگر می‌دهم.

Is there someone special you want to see?

آیا شخص خاصی هست که بخواهی ببینی؟

I can transport whomever you’d like right here in the twinkling of an eye.

من میتوانم هر کسی را که می‌خواهی در یک چشم به هم زدن به اینجا منتقل کنم.

  • transporttransportˈtrænspɔrtحمل کردن، منتقل کردن
  • twinkletwinkleˈtwɪŋkəlچشمک زدن، چشم به هم زدن

The queen of England. Madonna. Whomever.

ملکه‌ی انگلستان. مدونا. هر کس.

  • queenqueenkwinملکه
  • MadonnaMadonnaməˈdɑnəمدونا، نام مریم مقدس، مادر حضرت عیسی

I can bring however many people you want - a whole army.

میتوانم هر چقدر آدم را که می‌خواهی بیاورم - یک ارتش کامل.

  • howeverhoweverˌhaʊˈɛvərهر قدر
  • armyarmyˈɑrmiارتش

Or maybe there’s some possession you desire.

یا شاید مال و اموالی باشد که آرزو داشته باشی.

  • possessionpossessionpəˈzɛʃənدارایی، ثروت، مال و اموال
  • desiredesiredɪˈzaɪərخواستن، آرزو کردن، میل داشتن

A Rolls-Royce, perhaps?

شاید یه رولز رویس؟

Money is no object.”

پول مسئله‌ای نیست.

  • be no objectbi noʊ ˈɑbʤɛktوقتی مقدار زیادی از چیز ارزشمندی مانند پول داریم و لازم نیست نگرانش باشیم این اصطلاح به کار می‌رود

Again the young man cogitated for a considerable time.

مرد جوان بار دیگر برای زمان معتنابهی به فکر فرو رفت.

  • cogitatecogitateˌkɑʤɪˌteɪtدر فکر فرو رفتن، اندیشه کردن
  • considerableconsiderablekənˈsɪdərəbəlمعتنابه، قابل اعتنا، قابل توجه

Finally, he said, “Yes, I do have one more wish.”

سرانجام او گفت: «بله، من یک آرزوی دیگر دارم»

“All right,” responded the genie.

جن پاسخ داد: «بسیار خب»

“Now we’re getting somewhere. Make it; make it.”

«تازه داریم به جایی می‌رسیم . آرزو کن ؛ آرزو کن»

“Well,” said the young man, “I’ve always been fascinated by the mysteriousness and the unpredictability of women.

مرد جوان گفت: «بسیار خب، من همیشه مجذوب مرموزی و غیر قابل پیش‌بینی بودن زن‌ها بودم.

  • fascinatedˈfæsəˌneɪtədمجذوب، علاقه‌مند
  • mysteriousnessmɪsˈtɪriəsnəsاسرارآمیز بودن، مرموز بودن
  • unpredictabilityˌʌnprəˌdɪktəˈbɪlɪtiغیرقابل پیش‌بینی بودن

Have you ever been able to figure them out? I haven’t.

آیا تا حالا قادر به فهمیدن آن‌ها بوده‌ای؟ من نبوده‌ام.

So that’s my wish.”

پس این آرزوی من است»

“What?” said the genie.

جن گفت: «چی؟»

“To understand them.

«که آن‌ها را بفهمم.

I’ve always wanted to know what makes women tick.

من همیشه میخواستم بدانم که منشأ رفتاری زن‌ها چه چیزی است؟

  • what make sb tickwʌt meɪk sb tɪkافکار، احساسات و عقایدی که شخصیت افراد را می‌سازد و یا باعث می‌شود به شکل خاصی رفتار کنند

I’ll be satisfied if you can answer that question for me.

خوشحال می‌شوم اگر بتوانی این سوال را برای من پاسخ بدهی.

  • satisfiedsatisfiedˈsætəˌsfaɪdراضی، خشنود، خوشحال

That’ll be my wish.”...

این آرزوی من خواهد بود»...

“So did you want two lanes or four on the bridge?” the genie said.

جن گفت:‌ «بسیار خب پل را دو بانده میخواهی یا چهار بانده؟»

  • lanelaneleɪnهر یک از راه‌‌های موجود در یک جاده‌ی عریض، باند
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *