ترجمه متن ریدینگ یونیت دوم High 2 – بخش دوم

این پست مربوط به ترجمه بخش دوم Reading یونیت دوم High 2‌ است. برای مشاهده ترجمه بخش اول متن اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

When he got to the sea, it was all green and yellow.

وقتی او به دریا رسید، آن (دریا) کاملا سبز و زرد بود.

  • getgetgɛtرسیدن

“My wife wishes we had a cottage,” said the fisherman.

ماهیگیر گفت «همسر من آرزو دارد ما یک کلبه داشتیم».

“Just go on back,” said the fish.

ماهی گفت «فقط برگرد.»

“She already has it.”

«او الان آن را دارد.»

When he returned home, the fisherman found his wife sitting outside a lovely little cottage.

وقتی او به خانه برگشت، ماهیگیر همسرش را دید که بیرون از یک کلبه‌ی دوست‌داشتنی کوچک نشسته است.

  • lovelylovelyˈlʌvliدوست‌داشتنی، دلپذیر

The kitchen was filled with food and all types of cooking utensils.

آشپزخانه با غذا و همه انواع لوازم‌آشپزی پر شده بود.

  • utensilutensilutensilوسایل آشپزی، ظروف آشپزخانه

Outside was a little garden with vegetables, fruit trees, hens, and ducks.

بیرون باغچه‌ی کوچکی با سبزیجات، درختان میوه، مرغ‌ها و مرغابی‌ها بود.

  • duckduckdʌkمرغابی، اردک

Things were fine for a week or two.

چیزها برای یک یا دو هفته خوب بود.

Then the wife said, “This cottage is much too crowded.

سپس زن گفت «این کلبه خیلی زیادی شلوغ است.

  • crowdedcrowdedˈkraʊdədشلوغ، پر ازدحام
  • tootootuبیش از حد، زیادی

I wish we lived in a bigger house.

من آرزو دارم ما در یک خانه‌ی بزرگ‌تر زندگی می‌کردیم.

If we lived in a big stone castle, I would be much happier.

اگر ما در یک قصر بزرگ سنگی زندگی می‌کردیم، من بسیار خوشحال‌تر بودم.

  • castlecastleˈkæsəlقصر، قلعه

Go and ask the fish for it.”

برو و از ماهی آن را درخواست کن.»

The fisherman didn’t want to go, but he did.

ماهیگیر نمی‌خواست برود، اما رفت.

When he got to the sea, it was dark blue and gray.

وقتی به دریا رسید، آن (دریا) آبی تیره و خاکستری بود.

  • darkdarkdɑrkتیره
  • graygraygreɪخاکستری

“My wife wishes we lived in a big stone castle,” he said to the fish.

او به ماهی گفت «زن من آرزو دارد ما در یک قصر بزرگ سنگی زندگی می‌کردیم.»

“Just go on back. She’s standing in front of the door,” said the fish.

ماهی گفت «فقط برگرد. او مقابل در ایستاده است.»

When he returned home, the fisherman found his wife on the steps of a great big stone castle.

وقتی او به خانه برگشت، ماهیگیر همسرش را روی پله‌های یک قصر بسیار بزرگ سنگی یافت.

  • stepstepstɛpپله
  • greatgreatgreɪtعالی، بزرگ، بلندمرتبه

The inside was filled with beautiful gold furniture, chandeliers, and carpets, and there were servants everywhere.

داخل با مبلمان‌های طلایی زیبا، لوسترها و فرش‌ها پر شده بود و خدمتکارها همه جا بودند.

  • furniturefurnitureˈfɜrnɪʧərاسباب و اثاثیه منزل، مبلمان
  • chandelierchandelierʃændəˈlɪrلوستر، چلچراغ
  • carpetcarpetˈkɑrpətقالی، فرش
  • servantservantˈsɜrvəntخدمتکار

The next morning the wife woke up and said, “I wish I were king of all this land.”

صبح بعد زن بیدار شد و گفت «من آرزو دارم پادشاه تمام این سرزمین بودم.»

“What would you do if you were king?” asked her husband.

شوهرش پرسید «اگر پادشاه بودی چه کاری می کردی؟»

“If I were King, I would own all this land.

«اگر من پادشاه بودم، مالک تمام این سرزمین بودم.

  • ownownoʊnداشتن، دارا بودن، در مالکیت خود داشتن
  • landlandlændسرزمین

Go on back and asked the fish for it.”

برگرد و از ماهی آن را درخواست کن.»

This time, the sea was all blackish gray, and the water was rough and smelled terrible.

این بار دریا کاملا خاکستری متمایل به سیاه بود، و آب خشن بود و بوی بسیار بدی می‌داد.

  • blackishˈblækɪʃتیره، متمایل به سیاه
  • roughroughrʌfخشن، ناهموار
  • smellsmellsmɛlبو دادن
  • terribleterribleˈtɛrəbəlوحشتناک، بسیار بد

“What does she want now?” asked the fish.

ماهی پرسید «او اکنون چه می خواهد؟»

“She wants to be to be king,” said the embarrassed fisherman.

ماهیگیر شرمسار گفت «او می خواهد پادشاه باشد»

  • embarrassedembarrassedɪmˈbɛrəstخجالت‌زده، شرمگین

“Just go on back. She already is.”

«فقط برگرد. او الان (پادشاه) است.»

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

این پست مربوط به ترجمه بخش دوم Reading یونیت دوم High 2‌ بود. برای مشاهده ترجمه بخش سوم متن اینجا کلیک کنید.

یک دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشيد
    ميشه ترجمه ريدينگ يونيت ١ كتاب high 2 رو بذاريد🙏🏻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *