معنی فارسی Reading یونیت ۱ ادونس۱ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ درس اول Advanced 1 است. برای مشاهده ترجمه بخش اول متن این درس ادونس۱، اینجا کلیک کنید.

“In the past, an overnight letter used to be a big deal.

«در گذشته ارسال نامه در طول شب هنر بود.

  • big dealbɪg dilهنر کردن، شق‌القمر کردن، کار خیلی سخت را انجام دادن

Now if you can’t send an e-mail attachment, there’s something wrong.

اما امروزه اگر نتوانی یک ضمیمه‌ی ایمیل بفرستی، مشکلی وجود دارد.

  • attachmentattachmentəˈtæʧməntضمیمه، پیوست

Because the technology is available to us, there is an irresistible urge to use it.”

چون تکنولوژی در دسترس است، یک تمایل شدید برای استفاده از آن وجود دارد.»

  • irresistibleirresistibleˌɪrɪˈzɪstəbəlوسوسه‌انگیز، چیزی که نمی‌شود در مقابلش مقاومت کرد، (در مورد وسوسه، میل و غیره:) شدید، مقاومت‌ناپذیر
  • urgeurgeɜrʤمیل شدید، اشتیاق؛ نیاز مبرم؛ انگیزه، کشش

What about those annoying people who shout into their cell phones, oblivious to those around them?

نظرت درباره‌ی افراد آزاردهنده‌ای که بی‌توجه به کسانی که اطرافشان هستند، با موبایل بلند بلند صحبت می‌کنند چیست؟

  • what about?wʌt əˈbaʊt?درباره ... چه فکر می‌کنی؟، نظرت درباره‌ی ... چیست؟، درباره‌ی ... چه؟
  • annoyingannoyingəˈnɔɪɪŋآزاردهنده‌، مزاحم، ناراحت‌کننده
  • shoutshoutʃaʊtفریاد زدن، داد زدن، بلند بلند حرف زدن
  • obliviousobliviousəˈblɪviəsبی‌توجه، بی‌خبر، غافل

Stein says that self-centered behavior is related to larger social trends as well as technology.

استاین می‌گوید که رفتار خودخواهانه هم به گرایش‌های بزرگتر اجتماعی و هم به تکنولوژی مرتبط است.

  • self-centeredself-centeredsɛlf-ˈsɛntərdخودخواه، خودبین، (رفتار) خودخواهانه
  • trendtrendtrɛndگرایش، تمایل، روند
  • as well asæz wɛl æzهم...هم...، نه تنها...بلکه

“There is a breakdown of the nuclear family, of community, of belonging; and an increased alienation and sense that we’re all disconnected from one another.

«یک فروپاشی خانواده، جامعه و وابستگان؛ و بیگانگی شدید و احساس اینکه همه‌ی ما جدا (از دیگری) هستیم، وجود دارد.

  • breakdownbreakdownˈbreɪkˌdaʊnفروپاشی
  • nuclear familyˈnukliər ˈfæməliخانواده، خانواده‌ی هسته‌ای (اصطلاحی در علوم اجتماعی)، خانواده‌ای متشکل از زن و شوهر و فرزندانشان
  • communitycommunitykəmˈjunətiجامعه
  • belongingbelongingbɪˈlɔŋɪŋوابستگان، خویشاوندان
  • alienationalienationˌeɪliəˈneɪʃənبیگانگی، دل‌کندگی، بریدگی
  • disconnecteddisconnectedˌdɪskəˈnɛktɪdمنقطع، جدا

This breakdown came before the technology, but the technology has exacerbated it.”

این فروپاشی قبل از تکنولوژی (به وجود) آمد، اما تکنولوژی آن را تشدید کرده است.

  • exacerbateexacerbateɪgˈzæsərˌbeɪtتشدید کردن، وخیم‌تر کردن، حاد کردن

Now we connect through this technology, says Stein, and we don’t have face-to-face interaction.

استاین می‌گوید امروزه ما از طریق این تکنولوژی رابطه برقرار می‌کنیم، و تعامل رو در رو نداریم.

  • connectconnectkəˈnɛktمتصل کردن، رابطه برقرار کردن
  • interactioninteractionˌɪntəˈrækʃənتعامل، روابط متقابل

Ironically, as people pull their cell phones out in the most unlikely venues, our personal lives are available on a public level as never before.

عجیب آن که همچنان که مردم از تلفن همراهشان در غیرمحتملترین مکان‌ها استفاده می‌کنند، زندگی شخصی ما در سطح چنان عمومی‌ای در دسترس است که قبلاً هرگز نبوده است.

  • Ironicallyaɪˈrɑnɪkliعجیب آن که، از قضای روزگار، برای بیان شرایطی به کار می‌رود که خلافش را انتظار داریم یا خنده‌دار است
  • pull outpʊl aʊtبیرون کشیدن (بیشتر درباره‌ی اسلحه به کار می‌رود)، بیرون آوردن
  • venuevenueˈvɛnjuمحل (در مورد کنسرت، مسابقه، کنفرانس و...)، جایگاه

People are having work meetings and conversations about their spouses and their therapy sessions with complete impunity.

مردم با مصونیت کامل دارند گفتگوها و جلسات کاری در مورد همسرانشان و جلسات درمانشان برگزار می‌کنند.

  • spousespousespaʊsهمسر
  • therapytherapyˈθɛrəpiدرمان، معالجه، مداوا
  • sessionsessionˈsɛʃənجلسه، نشست، اجلاس
  • with impunitywɪð ɪmˈpjunɪtiبا مصونیت، بدون این که مجازات شوند

Ordinarily we’d never be exposed to this information, says Stein.

استاین می‌گوید ما به طور معمول هرگز در معرض این اطلاعات قرار نمی‌گیریم.

  • ordinarilyordinarilyˌɔrdəˈnɛrəliبه طور معمول، معمولاً؛ به طور عادی
  • expose toɪkˈspoʊz tuدر معرض چیزی قرار دادن

Sparagon claims that there is more a sense of entitlement now than ever (“Why should anyone slow me down?”).

اسپرگان ادعا می‌کند که امروزه احساس محق بودن بیش از همیشه وجود دارد («اصلا چرا باید کسی سرعت مرا پایین بیاورد؟»)

  • claimclaimkleɪmادعا کردن، مدعی شدن
  • entitlemententitlementɛnˈtaɪtəlməntاستحقاق؛ حق، اجازه

But he warns that there is more than civility at stake.

اما او اخطار می‌دهد که چیزی فراتر از ادب در معرض خطر است.

  • civilitycivilitysəˈvɪlətiادب، تربیت، فرهنگ، تمدن
  • at stakeæt steɪkدر خطر، در معرض خطر

“This chronic impatience is damaging not only to our social environment, but to our physical health.

«این بی‌صبری مزمن نه تنها برای محیط اجتماعی ما، بلکه برای سلامت جسمانی ما نیز مضر است.

  • chronicchronicˈkrɑnɪkمزمن، (بیماری) کهنه؛ (بیمار) همیشگی، دائم، مستمر، شدید
  • impatienceimpatienceɪmˈpeɪʃənsبی‌صبری، بی‌قراری، بی‌طاقتی، ناشکیبایی؛ بی‌حوصلگی
  • not only… but (also)nɑt ˈoʊnli… bʌt (ˈɔlsoʊ)نه تنها...بلکه
  • environmentenvironmentɪnˈvaɪrənməntمحیط

It builds, and then it doesn’t take much to explode.

آن (بی‌صبری) جمع می‌شود و زیاد طول نمی‌کشد تا لبریز شود.

  • build (also Build up)bɪldبه تدریج افزایش یافتن (در مورد احساسات)، جمع شدن
  • explodeexplodeɪkˈsploʊdمنفجر شدن، ترکیدن؛ (در مورد احساسات:) لبریز شدن، فوران کردن

And for those who repress it, it’s equally damaging.”

و برای افرادی که آن (احساس بی‌صبری) را سرکوب می‌کنند، به همان اندازه زیان‌بار است.

  • repressrepressriˈprɛsفروخوردن، (عواطف را) سرکوب کردن، کنترل کردن
  • damagingdamagingˈdæmɪʤɪŋمضر، مخرب، زیان‌بار، زیان‌آور
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ درس اول بود. برای مشاهده ترجمه قسمت سوم متن Reading این یونیت Advanced 1‌ اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *