معنی فارسی متن Reading درس ۸ ترم Pre 3 – بخش دوم

متن زیر مربوط به ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۸ است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ این یونیت پری۳، اینجا کلیک کنید.

He took my pulse and listened to my chest after I had unfastened my shirt.

بعد از اینکه پیراهنم را باز کردم نبض من را گرفت و به قفسه سینه‌ام گوش داد.

  • pulse: ضربان، نبض
  • unfasten: باز کردن، (در باره‌ی کمربند، بند ساعت و امثال آن) شل کردن
  • shirt: پیراهن

He looked at my throat and took my temperature.

به گلوی من نگاه کرد و دمای بدنم را اندازه گرفت.

  • throat: گلو
  • temperature: دما، درجه حرارت؛ حرارت بدن، تب

After he had finished his examination and asked me a lot of questions, he said that he doubted if there was anything serious the matter with me, but I was thoroughly run-down.

بعد از اینکه معاینه‌اش را تمام کرد و سوالات زیادی از من پرسید، گفت که مطمئن نیست که مشکل جدی در مورد من وجود داشته باشد، اما من کاملاً خسته‌ام.

  • examination: معاینه
  • doubt: شک کردن، تردید داشتن، مطمئن نبودن
  • matter: مسئله، قضیه، امر، موضوع
  • there is something the matter with sth: مشکلی داشتن، عیبی داشتن، ایرادی داشتن
  • thoroughly: کاملاً، واقعاً، حسابی، فوق‌العاده
  • run-down: خسته، مریض‌احوال، ناخوش

“You have been working too hard, so you're exhausted.

شما دارید خیلی سخت کار می‌کنید، بنابراین خسته‌اید.

  • exhausted: خسته، هلاک، از پا افتاده، از توان افتاده

You can't burn the candle at both ends, and you need a real rest.

شما نمی‌توانید بی‌وقفه و سخت کار کنید، و به یک استراحت واقعی نیاز دارید.

  • burn: سوزاندن
  • candle: شمع
  • end: انتها، سر
  • burn the candle at both ends: با کار زیاد خود را از پا درآرودن، بی‌وقفه و سخت کار کردن
  • rest: استراحت

I'll give you a bottle of medicine that will help.

من یک بطری دارو به شما می‌دهم که کمک خواهد کرد.

  • bottle: بطری
  • medicine: دارو

Take a spoonful in water three times a day after meals.

سه بار در روز بعد از غذا یک قاشق (به صورت حل شده)‌ در آب مصرف کنید.

  • take (medicine): دارو مصرف کردن، دارو خوردن
  • spoonful: به مقدار یک قاشق، (به اندازه‌ی) قاشق
  • time: دفعه، بار
  • meal: وعده‌ی غذا، غذا

Be careful with your diet and have plenty of good plain food.

مراقب رژیم غذایی‌تان باشید و مقدار زیادی غذاهای ساده بخورید.

  • be careful with:
  • diet: رژیم (غذایی)، پرهیز
  • plenty: مقدار زیادی، تعداد زیادی
  • plain: ساده

Get plenty of fresh air and sleep.

مقدار زیادی هوای تازه و خواب دریافت کنید.

  • fresh: تازه
  • air: هوا

If I were in your shoes, I would get a real change of air and surroundings.

اگر من به جای شما بودم، یک تغییر اساسی در هوا و محیط ایجاد می‌کردم.

  • If I were in your shoes: اگر جای تو بودم، اگر من به جای شما بودم
  • surroundings: محیط، فضا، محیط پیرامونی

Remember, take it easy.

یادت باشد، سخت نگیر.

  • take it easy: سخت نگیر

Take a long walk along the cliffs or into the country; it would do you a world of good.”

یک پیاده‌روی طولانی در امتداد صخره‌های ساحل یا به دشت و صحرا داشته باشید؛ این خیلی برای شما خوب خواهد بود.

  • along: در امتداد، در طول
  • cliff: صخره، صخره‌ی ساحلی
  • country: بیرون شهر، صحرا، دشت و صحرا؛ روستا، ده، ییلاق
  • do sb a world of good: خیلی برای کسی خوب بودن

I respected what the doctor told me and took his advice.

من آنچه که دکتر گفته بود را مراعات کردم و توصیه‌اش را اجرا کردم.

  • respect: رعایت کردن، مراعات کردن
  • advice: توصیه، نصیحت، سفارش، پند
  • take sb’s advice: نصیحت کسی را گوش دادن، توصیه‌ی کسی را اجرا کردن

Now everything has changed for the better, and I feel as fit as a fiddle.

الان همه چیز بهتر شده است، و من احساس سر حال بودن می‌کنم.

  • fit: متناسب، تندرست، سالم
  • fiddle: ویولن
  • as fit as a fiddle: سر حال بودن، سر دماغ بودن

2 دیدگاه

  1. ممنون عالی بود❤

  2. ممنون در این ترم خیلی سایت شما مورد استفاده من قرار گرفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *