معنی فارسی متن Reading درس ۸ ترم Pre 3 – بخش دوم

متن زیر مربوط به ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۸ است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ این یونیت پری۳، اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

He took my pulse and listened to my chest after I had unfastened my shirt.

بعد از اینکه پیراهنم را باز کردم نبض من را گرفت و به قفسه سینه‌ام گوش داد.

  • pulsepulsepʌlsضربان، نبض
  • unfastenunfastenʌnˈfæsənباز کردن، (در باره‌ی کمربند، بند ساعت و امثال آن) شل کردن
  • shirtshirtʃɜrtپیراهن

He looked at my throat and took my temperature.

به گلوی من نگاه کرد و دمای بدنم را اندازه گرفت.

  • throatthroatθroʊtگلو
  • temperaturetemperatureˈtɛmprəʧərدما، درجه حرارت؛ حرارت بدن، تب

After he had finished his examination and asked me a lot of questions, he said that he doubted if there was anything serious the matter with me, but I was thoroughly run-down.

بعد از اینکه معاینه‌اش را تمام کرد و سوالات زیادی از من پرسید، گفت که مطمئن نیست که مشکل جدی در مورد من وجود داشته باشد، اما من کاملاً خسته‌ام.

  • examinationexaminationɪgˌzæməˈneɪʃənمعاینه
  • doubtdoubtdaʊtشک کردن، تردید داشتن، مطمئن نبودن
  • mattermatterˈmætərمسئله، قضیه، امر، موضوع
  • there is something the matter with sthðɛr ɪz ˈsʌmθɪŋ ðə ˈmætər wɪð sthمشکلی داشتن، عیبی داشتن، ایرادی داشتن
  • thoroughlythoroughlyˈθɜroʊliکاملاً، واقعاً، حسابی، فوق‌العاده
  • run-downrun-downˈrʌnˈdaʊnخسته، مریض‌احوال، ناخوش

“You have been working too hard, so you're exhausted.

شما دارید خیلی سخت کار می‌کنید، بنابراین خسته‌اید.

  • exhaustedexhaustedɪgˈzɑstədخسته، هلاک، از پا افتاده، از توان افتاده

You can't burn the candle at both ends, and you need a real rest.

شما نمی‌توانید بی‌وقفه و سخت کار کنید، و به یک استراحت واقعی نیاز دارید.

  • burnburnbɜrnسوزاندن
  • candlecandleˈkændəlشمع
  • endendɛndانتها، سر
  • burn the candle at both endsburn the candle at both endsbɜrn ðə ˈkændəl æt boʊθ ɛndzبا کار زیاد خود را از پا درآرودن، بی‌وقفه و سخت کار کردن
  • restrestrɛstاستراحت

I'll give you a bottle of medicine that will help.

من یک بطری دارو به شما می‌دهم که کمک خواهد کرد.

Take a spoonful in water three times a day after meals.

سه بار در روز بعد از غذا یک قاشق (به صورت حل شده)‌ در آب مصرف کنید.

  • take (medicine)teɪkدارو مصرف کردن، دارو خوردن
  • spoonfulspoonfulˈspunˌfʊlبه مقدار یک قاشق، (به اندازه‌ی) قاشق
  • timetimetaɪmدفعه، بار
  • mealmealmilوعده‌ی غذا، غذا

Be careful with your diet and have plenty of good plain food.

مراقب رژیم غذایی‌تان باشید و مقدار زیادی غذاهای ساده بخورید.

  • be careful withbi ˈkɛrfəl wɪð
  • dietdietˈdaɪətرژیم (غذایی)، پرهیز
  • plentyplentyˈplɛntiمقدار زیادی، تعداد زیادی
  • plainplainpleɪnساده

Get plenty of fresh air and sleep.

مقدار زیادی هوای تازه و خواب دریافت کنید.

If I were in your shoes, I would get a real change of air and surroundings.

اگر من به جای شما بودم، یک تغییر اساسی در هوا و محیط ایجاد می‌کردم.

  • If I were in your shoesɪf aɪ wɜr ɪn jʊər ʃuzاگر جای تو بودم، اگر من به جای شما بودم
  • surroundingssurroundingssəˈraʊndɪŋzمحیط، فضا، محیط پیرامونی

Remember, take it easy.

یادت باشد، سخت نگیر.

Take a long walk along the cliffs or into the country; it would do you a world of good.”

یک پیاده‌روی طولانی در امتداد صخره‌های ساحل یا به دشت و صحرا داشته باشید؛ این خیلی برای شما خوب خواهد بود.

  • alongalongəˈlɔŋدر امتداد، در طول
  • cliffcliffklɪfصخره، صخره‌ی ساحلی
  • countrycountryˈkʌntriبیرون شهر، صحرا، دشت و صحرا؛ روستا، ده، ییلاق
  • do sb a world of gooddu sb ə wɜrld ʌv gʊdخیلی برای کسی خوب بودن

I respected what the doctor told me and took his advice.

من آنچه که دکتر گفته بود را مراعات کردم و توصیه‌اش را اجرا کردم.

  • respectrespectrɪˈspɛktرعایت کردن، مراعات کردن
  • adviceadviceædˈvaɪsتوصیه، نصیحت، سفارش، پند
  • take sb’s adviceteɪk sb's ædˈvaɪsنصیحت کسی را گوش دادن، توصیه‌ی کسی را اجرا کردن

Now everything has changed for the better, and I feel as fit as a fiddle.

الان همه چیز بهتر شده است، و من احساس سر حال بودن می‌کنم.

  • fitfitfɪtمتناسب، تندرست، سالم
  • fiddlefiddleˈfɪdəlویولن
  • as fit as a fiddleæz fɪt æz ə ˈfɪdəlسر حال بودن، سر دماغ بودن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

4 دیدگاه

  1. ممنون عالی بود❤

  2. ممنون در این ترم خیلی سایت شما مورد استفاده من قرار گرفت

  3. عالی بود سپاس فراوان

  4. بسيار بسيار مفيد بود ازتهيه كنندكان ممنونيم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *