ترجمه متن ریدینگ یونیت ۵ اینتر ۳ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش دوم متن ریدینگ درس پنجم Inter 3 است. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ این درس اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

When people understand how their birth order causes them to react, they do not find change so threatening, says Lucille Forer, a clinical psychologist in Malibu, California, who has written extensively on the subject.

هنگامی که مردم می‌فهمند که چگونه ترتیب تولد آن‌ها باعث می‌شود آن‌ها واکنش نشان دهند، تغییر را چندان تهدیدآمیز نمی‌بینند، (این را) لوسیل فورر، روانشناس بالینی در مالیبو کالیفرنیا می‌گوید، کسی که به طور مبسوطی درباره‌ی (این) موضوع نوشته است.

  • reactreactriˈæktواکنش نشان دادن
  • threateningthreateningˈθrɛtənɪŋتهیدآمیز، آسیب‌زا
  • clinicalclinicalˈklɪnəkəlبالینی، کلینیکی
  • extensivelyɪkˈstɛnsɪvliبه طور وسیعی، به طول قابل ملاحظه‌ای، به طور مشروحی، به طور مفصلی، به طور مبسوطی
  • subjectsubjectˈsʌbʤɪktموضوع

An understanding of birth order can sometimes help a marriage work.

درک ترتیب تولد گاهی اوقات می‌تواند کمک کند که یک رابطه‌ی زناشویی موفق باشد.

  • marriagemarriageˈmɛrɪʤازدواج، رابطه‌ی زناشویی
  • workworkwɜrkموفق بودن، مؤثر بودن

Not long ago Dr. Forer was working with a woman who had become so domineering that her marriage was in trouble.

نه خیلی وقت پیش، دکتر فورر داشت با خانمی کار می‌کرد که به حدی سلطه‌جو شده بود که رابطه‌ی زناشویی‌اش با مشکل مواجه بود.

  • domineeringdomineeringˌdɑməˈnɪrɪŋسلطه‌جو، مستبد، قدرت‌طلب
  • troubletroubleˈtrʌbəlمشکل، دردسر، گرفتاری

Once she understood her tendencies, Dr. Forrest said, she could begin to modify her behavior.

دکتر فورر گفت زمانی که او متوجه گرایشاتش شد، توانست شروع به اصلاح رفتارش کند.

  • tendencytendencyˈtɛndənsiگرایش، تمایل
  • modifymodifyˈmɑdəˌfaɪاصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن
  • behaviorbehaviorbɪˈheɪvjərرفتار، اخلاق

Maida Webster, a family therapist and school consultant in Norwich, Connecticut, recently conducted a workshop called “Birth Order Factor”.

مایدا وبستر، یک درمانگر خانواده و مشاور مدرسه در نرویچ کانتیکات، اخیراً یک کارگاه آموزشی به نام «عاملِ ترتیب تولد» را برگزار کرد.

  • therapisttherapistˈθɛrəpəstدرمانگر، روان‌درمانگر
  • consultantconsultantkənˈsʌltəntمشاور
  • conductconductˈkɑndʌktاجرا کردن، برگزار کردن، گرداندن، از پیش بردن
  • ConnecticutConnecticutkəˈnɛtəkətکانتیکات، یکی از ایالت‌های آمریکا
  • workshopworkshopˈwɜrkˌʃɑpکارگاه، کارگاه آموزشی
  • callcallkɔlنامیدن

She told of a husband and wife who complained bitterly about being let down by the other.

او از زن و شوهری گفت که به شدت از ناامید شدنشان توسط دیگری شکایت کردند.

  • complaincomplainkəmˈpleɪn
  • bitterlybitterlyˈbɪtərliبا تلخی، با تندی، به شکلی کوبنده، به شدت
  • let downlet downlɛt daʊnناامید کردن، انتظارات کسی را برآورده نکردن

Neither, it seemed, had taken over the leadership role that each had expected the other to assume.

به نظر می‌رسید که هیچکدام نقش رهبری را، که هر یک انتظار داشته دیگری به عهده بگیرد، تقبل نکرده بود.

  • neitherneitherˈniðərهیچ یک، هیچ کدام
  • expectexpectɪkˈspɛktانتظار داشتن، توقع داشتن
  • assumeassumeəˈsumبه عهده گرفتن، گردن گرفتن، تقبل کردن، پذیرفتن

When it was pointed out that this was probably because each had been a younger sibling, they began to comprehend the problem.

وقتی به این (نکته) اشاره شد که این (مسئله) شاید به دلیل این است که هر کدام (از آن‌ها) خواهر یا برادر کوچک‌تر بوده‌اند، آن‌ها شروع به درک مشکل کردند.

  • point outpoint outpɔɪnt aʊtاشاره کردن، خاطرنشان کردن، یادآور شدن، نشان دادن
  • probablyprobablyˈprɑbəbliشاید، احتمالاً
  • comprehendcomprehendˌkɑmpriˈhɛndدرک کردن، دریافتن، فهمیدن

“Is there an ideal combination for marriage?” Mrs. Webster was asked.

از خانم وبستر پرسیده شد «آیا ترکیب ایده‌آلی برای ازدواج وجود دارد؟»

  • idealidealaɪˈdilایده‌آل، آرمانی، کمال مطلوب
  • combinationcombinationˌkɑmbəˈneɪʃənترکیب

Both at work and in personal relationships, she said, people seem to get along best when they repeat the patterns of childhood, which means that it helps to marry someone in a complementary position.

او گفت هم در کار و هم در روابط شخصی، به نظر می‌رسد مردم وقتی الگوهای کودکی را تکرار می‌کنند، بهتر سر می‌کنند؛ که یعنی ازدواج کردن با کسی با یک موقعیت مکمل سودمند است.

  • personalpersonalˈpɜrsɪnɪlشخصی، خصوصی
  • relationshiprelationshipriˈleɪʃənˌʃɪpرابطه
  • get alongget alonggɛt əˈlɔŋکنار آمدن، سر کردن، تفاهم داشتن، تا کردن، روزگار گذراندن
  • repeatrepeatrɪˈpitتکرار کردن
  • patternpatternˈpætərnالگو
  • childhoodchildhoodˈʧaɪldˌhʊdبچگی، کودکی
  • meanmeanminمعنی داشتن، یعنی
  • complementarycomplementaryˌkɑmpləˈmɛntriمکمل، تکمیل‌کننده
  • positionpositionpəˈzɪʃənموقعیت، مقام

In contrast, two people who were the eldest children can expect conflict.

در مقابل، دو نفر که بچه‌ی بزرگ‌تر بوده‌اند، می‌توانند انتظار ناسازگاری را داشته باشند.

  • conflictconflictˈkɑnflɪktدرگیری، ناسازگاری، کشمکش، مناقشه، برخورد

“Is there any best position in birth order?” asked someone else.

شخص دیگری پرسید «آیا بهترین موقعیت در ترتیب تولد وجود دارد؟»

Mrs. Webster said no, that there were benefits and disadvantages to all.

خانم وبستر گفت نه، منافع و معایبی برای همه وجود دارد.

  • benefitbenefitˈbɛnəfɪtسود، منفعت
  • disadvantagedisadvantageˌdɪsədˈvæntɪʤمضرات، ضرر، عیب

However, she went on, recognizing tendencies can enhance opportunities to make the most of positive traits and minimize negative ones.

او ادامه داد؛ با این حال تشخیص گرایش‌ها می‌تواند فرصت‌ها را افزایش دهد که بیشترین بهره را از ویژگی‌های خوب ببریم و (ویژگی‌های) بد را به حداقل برسانیم.

  • go ongoʊ ɑnادامه دادن
  • recognizerecognizeˈrɛkəgˌnaɪzتشخیص دادن، بازشناختن
  • enhanceenhanceɛnˈhænsافزایش دادن، بالا بردن، بهبود دادن
  • make the most ofmeɪk ðə moʊst ʌvبیشترین بهره را از چیزی بردن، حداکثر استفاده را از چیزی کردن
  • traittraittreɪtخصلت، ویژگی، خصوصیت، صفت، خصیصه
  • opportunityopportunityˌɑpərˈtunətiشانس، فرصت
  • minimizeminimizeˈmɪnəˌmaɪzحداقل کردن، کمینه کردن، به حداقل رساندن، به پایین‌ترین سطح رساندن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

3 دیدگاه

  1. واقعا دستتون درد نکند

  2. ممنونیم ای کاش می شد همه اینارو توی اپلیکیشن به صورت جامع و آفلاین استفاده کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *