ترجمه متن ریدینگ یونیت ۱ اینتر۳ – بخش دوم

متن زیر ترجمه بخش دوم Reading درس اول اینتر ۳ است. برای مشاهده ترجمه بخش اول ریدینگ درس ۱ اینتر ۳ اینجا کلیک کنید.

Another variation is the blended family, the result of a marriage between a previously married man and woman who combine the children from their former marriages into a new family.

نوع دیگر خانواده‌ی مخلوط شده است، نتیجه‌ی ازدواج بین مرد و زنی که قبلاً ازدواج کرده بوده‌اند و بچه‌ها را از ازدواج‌های سابق خود با یک خانواده جدید ترکیب میکند.

  • blendedˈblɛndədمخلوط شده
  • resultresultrɪˈzʌltنتیجه
  • previouslypreviouslyˈpriviəsliقبلاً
  • combinecombineˈkɑmbaɪnترکیب کردن
  • formerformerˈfɔrmərقبلی

So who watches the children while the parents work?

پس چه کسی هنگامی که والدین کار میکنند از بچه‌ها مواظبت میکند؟

  • watcheswatchesˈwɑʧəzتماشا کردن، پاییدن، مراقبت کرن

Answers to this question are varied:

پاسخ‌های این سوال متنوع هستند:

  • varyvaryˈvɛriمتنوع بودن، تنوع داشتن

1. Some parents put children in day-care facilities.

1. بعضی از والدین کودکان را در مراکز مراقبت روزانه قرار میدهند.

  • facilityfacilityfəˈsɪlɪtiمراکزی که برای هدفی خاص راه‌اندازی شده‌اند

2. Some parents put children in informal day-care centers in private homes.

2. بعضی از والدین کودکان را در مراکز مراقبت روزانه غیررسمی در خانه‌های شخصی قرار می‌دهند.

  • privateprivateˈpraɪvətشخصی، خصوصی

3. Companies and hospitals are realizing that providing day care at the workplace makes for happier and more productive employees.

3. شرکت‌ها و بیمارستان‌ها می‌دانند که فراهم کردن مرکز مراقبت روزانه در محل کار منجر به کارکنانی شادتر و پربارتر می‌شود.

  • provideprovideprəˈvaɪdفراهم کردن
  • productiveproductiveprəˈdʌktɪvپر حاصل، پربار، کارآمد

4. Individuals or couples that are wealthy enough to have a nanny, a woman who comes to care for the children in their own home.

۴. افراد یا زوج‌هایی که به اندازه‌ی کافی ثروتمند هستند تا یک پرستار بچه داشته باشند، زنی که برای مراقبت از بچه‌ها به خانه خود آن‌ها می‌آید.

  • IndividualIndividualˌɪndəˈvɪʤəwəlشخص، فرد
  • couplecoupleˈkʌpəlزوج
  • wealthywealthyˈwɛlθiثروتمند
  • nannynannyˈnæniپرستار بچه

Many of these child-care workers are from other countries, e.g., England, Jamaica, Poland, or the Philippines.

بسیاری از این کارکنان مراقبت از کودک از کشورهای دیگر از قبیل انگلستان، جامائیکا، لهستان و فیلیپین هستند.

  • PolandPolandˈpoʊləndلهستان

A trend that has emerged recently is the sharing of child-care responsibilities between husband and wife.

به اشتراک‌گذاری مسئولیت‌های مراقبت از کودکان بین زن و شوهر، روندی است که اخیراً ظهور کرده است.

  • trendtrendtrɛndروند، گرایش
  • emergeemergeɪˈmɜrʤظاهر شدن، پدیدار شدن
  • responsibilityresponsibilityriˌspɑnsəˈbɪlətiمسئولیت

Young couples will try to arrange their work schedules so that they work opposite hours or shifts in order that one parent is always home with the children.

زوج‌های جوان سعی خواهند کرد برنامه کاریشان را طوری ترتیب دهند که در ساعات یا نوبت‌های مخالف یکدیگر کار کنند به طوری که همیشه یکی از والدین در خانه همراه فرزندان باشد.

  • arrangearrangeəˈreɪnʤترتیب دادن، چیدن
  • oppositeoppositeˈɑpəzətمخالف
  • shiftshiftʃɪftشیفت، نوبت کاری

Since child-care is expensive, this saves money for the young couple trying to establish themselves and provide a secure environment for the family.

از آنجا که مراقبت از کودکان گران است، این موجب صرفه جویی مالی برای زوج جوانی می‌شود که در تلاش برای ساختن خودشان و فراهم کردن محیط امن برای خانواده هستند.

  • SinceSincesɪnsچون، از آنجا که
  • savesaveseɪvذخیره کردن، صرفه‌جویی کردن
  • establishestablishɪˈstæblɪʃتأسیس کردن، ساختن، شروع به کار کردن
  • securesecuresɪˈkjʊrامن
  • environmentenvironmentɪnˈvaɪrənməntمحیط

Husband and wife may also share household chores.

زن و شوهر همینطور ممکن است کارهای خانواده را تقسیم کنند.

  • shareshareʃɛrبه اشتراک گذاشتن، تقسیم کردن
  • householdhouseholdˈhaʊsˌhoʊldخانواده
  • chorechoreʧɔrکار، وظیفه

Some fathers are just as capable as mothers at cooking dinner, changing and bathing the baby, and doing the laundry.

بعضی از پدران دقیقاً به اندازه مادران در پختن شام، عوض کردن و حمام کردن نوزاد، و لباس شستن توانا هستند.

  • capablecapableˈkeɪpəbəlتوانا، لایق، ماهر
  • bathebathebeɪðاستحمام کردن
  • laundrylaundryˈlɔndriلباسشویی

In some cases, the woman’s salary is adequate for family expenses, and the father becomes the “house husband”.

در بعضی از موارد، حقوق زن برای مخارج خانواده کافی است و پدر تبدیل به «مرد خانه‌دار» می‌شود.

  • salarysalaryˈsæləriحقوق، درآمد ماهیانه
  • adequateadequateˈædəkwətکافی، بسنده
  • expenseexpenseɪkˈspɛnsخرج، مخارج

These cases are still fairly rare.

این موارد هنوز نسبتاً نادر هستند.

  • fairlyfairlyˈfɛrliنسبتاً

One positive trend, however, is that fathers seem to be spending more time with their children.

هرچند، یک روند مثبت این است که به نظر می‌رسد که پدران زمان بیشتری را با فرزندانشان می‌گذرانند.

In a recent survey, 41% of the children sampled said they spend equal time with their mothers and fathers.

در یک نظر سنجی جدید، ۴۱ درصد بچه‌های نمونه گرفته شده، گفتند که آن‌ها زمان برابری با پدر و مادر خود می‌گذرانند.

  • surveysurveyˈsɜrˌveɪنظرسنجی، برآورد
  • samplesampleˈsæmpəlنمونه‌برداری کردن، نمونه گرفتن
  • equalequalˈikwəlمساوی

“This is one of our most significant cultural changes,” says Dr. Leon Hoffman, who co-directs the Parent Child Center at the New York Psychoanalytic Society.

دکتر لئون هافمن، کسی که «مرکز کودک والدین» را در انجمن روانکاوی نیویورک هدایت می‌کند. میگوید: «این یکی از ملموس‌ترین تغییرات فرهنگی ما است.»

  • significantsignificantsəgˈnɪfɪkəntقابل توجه، معنی‌دار، ملموس
  • co-directskoʊ-dəˈrɛktsهدایت کردن به کمک دیگران
  • PsychoanalyticPsychoanalyticˌsaɪkoʊˌænəˈlɪtɪkروانکاوی، وابسته به روانکاوی
  • SocietySocietysəˈsaɪətiانجمن

In practice for 30 years, Hoffman has found a “very dramatic difference in the involvement of the father - in everything from care taking to general decision making around kids’ lives”.

دکتر هافمن در فعالیت ۳۰ ساله‌اش «یک تفاوت بسیار قابل توجه در مشارکت پدر در هرچیزی، از مراقبت کردن تا تصمیم‌گیری‌های عمومی مربوط به زندگی کودکان» یافته است.

  • dramaticdramaticdrəˈmætɪkقابل توجه
  • involvementinvolvementɪnˈvɑlvməntمشارکت، درگیر شدن
  • generalgeneralˈʤɛnərəlعمومی
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

یک دیدگاه

  1. Thaks alot
    It was very very goooood
    Please introduce another lessons
    Like : unit 3.4.5.6.7.8

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *