ترجمه ریدینگ یونیت ۱ اینتر ۳ – بخش اول

Who’s Taking Care of the Children?

چه کسی دارد از بچه‌ها مراقبت می‌کند؟

  • Take Careteɪk kɛrمراقبت کردن

Around the world, more and more women are working outside the home.

در اطراف جهان زنان بیشتر و بیشتری در حال کار کردن بیرون از خانه هستند.

In the United States, over 70 percent of women with children under 18 have another job besides that of mother and homemaker.

در ایالات متحده، بیش از ۷۰ درصد بانوانِ دارای فرزندان زیر ۱۸ سال، علاوه بر مادر و خانه‌دار بودن دارای شغل دیگری هستند.

  • overoverˈoʊvərمتجاوز از، بیش از
  • percentpercentpərˈsɛntدرصد
  • besidesbesidesbɪˈsaɪdzدر کنار، علاوه بر
  • homemakerhomemakerˈhoʊmˌmeɪkərخانه‌دار

Most are employed in traditional fields for females, such as clerical, sales, education, and service.

بیشتر آن‌ها در زمینه‌های سنتی برای زنان، مانند شغل دفتری، فروشندگی، آموزش، و خدمات مشغول به کار گرفته شده‌اند.

  • employemployɛmˈplɔɪاستخدام کردن، به کار گماشتن
  • traditionaltraditionaltrəˈdɪʃənəlسنتی
  • fieldfieldfildزمینه، رشته، عرصه
  • clericalclericalˈklɛrəkəlشغل دفتری

However, a growing number choose a career that necessitates spending many hours away from home.

هر چند، تعداد در حال افزایشی شغلی را انتخاب می‌کنند که صرف کردن ساعت‌های زیادی دور از خانه را ایجاب می‌کند.

  • growinggrowingˈgroʊɪŋدر حال رشد، افزاینده
  • careercareerkəˈrɪrشغل، پیشه، حرفه
  • necessitatesnecessitatesnəˈsɛsəˌteɪtsایجاب کردن، مجبور کردن، واجب کردن

These women are engineers, politicians, doctors, lawyers, and scientists, and a few have begun to occupy executive positions in business, government, and banking, breaking through the so-called glass ceiling.

این زنان مهندس، سیاستمدار، پزشک، وکیل، و دانشمند هستند، و تعداد اندکی با عبور از اصطلاحاً «سقف شیشه‌ای» شروع به اشتغال در مقام‌های مدیریتی در کسب کار، دولت و بانک داری کرده‌اند.

  • engineerengineerˈɛnʤəˈnɪrمهندس
  • politicianpoliticianˌpɑləˈtɪʃənسیاستمدار
  • lawyerlawyerˈlɔjərوکیل
  • occupyoccupyˈɑkjəˌpaɪاشتغال داشتن، اشغال کردن، تصرف کردن
  • executiveexecutiveɪgˈzɛkjətɪvمدیریتی
  • positionspositionspəˈzɪʃənzموقعیت، پست شغلی
  • so-calledso-calledˈsoʊˈkɔldاصطلاحاً
  • ceilingceilingˈsilɪŋسقف
  • glass ceilingglass ceilingglæs ˈsilɪŋمحدوده‌ی فرضی که اجازه‌ی پیشرفت به زنان نمی‌دهد، حتی با وجود این که قانون واقعی برای ممانعت از پیشرفت آنان وجود ندارد

Monetary factors influence women to work.

عوامل مالی، زنان را به کار کردن ترغیب می‌کنند.

  • MonetaryMonetaryˈmɑnəˌtɛriمالی، مربوط به پول
  • factorfactorˈfæktərعامل، فاکتور
  • influenceinfluenceˈɪnfluənsتأثیر گذاشتن، ترغیب کردن

Some are employed full-time, some part-time, and some seek creative solutions such as flextime work schedules and job-sharing.

بعضی از آن‌ها به طور تمام‌وقت، و بعضی پاره‌وقت به کار گرفته شده‌اند، و برخی به دنبال راه‌حل‌های خلاقانه، مانند برنامه‌ی کاری با ساعت انعطاف‌پذیر اشتراک شغل، هستند.

  • seekseeksikجستجو کردن، طلب کردن
  • creativecreativekriˈeɪtɪvخلاقانه
  • solutionsolutionsəˈluʃənراه حل
  • flextimeflextimeˈflɛkˌstaɪmسیستم کاری که در آن کارکنان خودشان تصمیم می‌گیرند که چه ساعاتی از روز سر کار بروند
  • schedulescheduleˈskɛʤʊlبرنامه زمانی، جدول زمانی

Many are single mothers raising children by themselves.

خیلی‌ها مادران تنها هستند که دارند به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می‌کنند.

  • singlesingleˈsɪŋgəlتنها، مجرد
  • raiseraisereɪzبزرگ کردن
  • by themselvesbaɪ ðɛmˈsɛlvzفقط خودشان، به تنهایی، بدون کمک دیگران

But in most cases, one income in the household is simply not enough.

اما در بیشتر موارد، یک درآمد در خانواده به سادگی کافی نیست.

  • casecasekeɪsمورد، سوژه
  • incomeincomeˈɪnˌkʌmدرآمد
  • householdhouseholdˈhaʊsˌhoʊldخانواده، همه‌ی افرادی که در یک خانه با هم زندگی می‌کنند
  • enoughenoughɪˈnʌfکافی

So both parents must work to support the family.

بنابراین هردوی والدین باید کار کنند تا (نیازهای) خانواده را تامین کنند.

  • supportsupportsəˈpɔrtتأمین کردن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، نگهداری کردن

A backward glance from this side of the new millennium reveals that the role of married women in the U.S. has changed radically since the 1950s and 1960s, when it was taken for granted that they would stay home and raise children.

نگاهی به عقب از این سمت هزاره‌ی جدید آشکار می‌کند که نقش زنان متأهل در ایالات متحده از دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، زمانی که این مسئله پذیرفته شده بود که آن‌ها در خانه بمانند و بچه‌ها را بزرگ کنند، به طور اساسی تغییر کرده است.

  • backwardbackwardˈbækwərdرو به عقب
  • glanceglanceglænsنگاه کوتاه، نظر اجمالی
  • millenniummillenniumməˈlɛniəmهزاره، هزار سال
  • revealrevealrɪˈvilلو دادن، آشکار کردن، فاش کردن
  • roleroleroʊlنقش، وظیفه
  • radicallyradicallyˈrædɪkliبه طور اساسی
  • take it for grantedtake it for grantedteɪk ɪt fɔr ˈgræntədقبول کردن چیزی بدون تفکر درباره‌ی آن

This is still the image so often portrayed in American movies and advertising.

این هنوز تصویری است که اغلب در فیلم‌ها و آگهی‌های تجاری آمریکایی به تصویر کشیده می‌شود.

  • portrayportraypɔrˈtreɪبه تصویر کشیدن، مجسم کردن
  • advertisingadvertisingˈædvərˌtaɪzɪŋتبلیغات، آگهی بازرگانی

In fact, the traditional combination of the husband as exclusive breadwinner and the wife as a stay-at-home mom caring for one or two children today accounts for only 7 percent of the population in the United States.

در حقیقت، ترکیب سنتی شوهر به عنوان نان‌آور انحصاری و زن به عنوان مادرِ خانه‌نشینی که از یک یا دو فرزند مراقبت می‌کند، تنها ۷ درصد جمعیت ایالات متحده را تشکیل می‌دهد.

  • combinationcombinationˌkɑmbəˈneɪʃənترکیب
  • exclusiveexclusiveɪkˈsklusɪvاختصاصی، انحصاری، منحصر به فرد
  • breadwinnerbreadwinnerˈbrɛˌdwɪnərنان‌آور
  • accounts forəˈkaʊnts fɔrشامل شدن، تشکیل دادن

Who, then, is taking care of the children?

پس چه کسی از کودکان مراقبت می‌کند؟

When extended families - children, parents, grandparents, aunts, and uncles- lived in the same town and sometimes in the same house, a relative of the working parents took care of the children.

وقتی خانواده های گسترده - فرزندان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه‌ها و خاله‌ها، و عموها و دایی‌ها - در یک شهر و گاهی اوقات در یک خانه زندگی می‌کردند، یکی از بستگانِ والدینِ شاغل از فرزندان مراقبت می‌کرد.

  • extended familyextended familyɪkˈstɛndəd ˈfæməliخانواده گسترده شامل پدربزرگ و مادربزرگ و عمو و عمه و...
  • relativerelativeˈrɛlətɪvفامیل، خویشاوند

But beginning with the Industrial Revolution, people moved away from farms and small towns to find better job opportunities in larger cities.

اما با شروع انقلاب صنعتی، مردم از مزارع و شهرهای کوچک دور شدند تا در شهرهای بزرگ فرصت‌های شغلی بهتری پیدا کنند.

Now, most often, the family is just the immediate family - mother, father, and children.

اکنون، در اغلب موارد، خانواده تنها خانواده‌ی بی‌واسطه است: پدر، مادر، و بچه‌ها.

  • immediate familyɪˈmidiət ˈfæməliخانواده بی‌واسطه

Or, it could be a single-parent family, with either the mother or the father living with the children.

یا می‌تواند یک خانواده‌ی تک سرپرست باشد، که یا مادر یا پدر با بچه‌ها زندگی می‌کند.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید پایان بخش اول ترجمه ریدینگ یونیت ۱ اینتر۳. برای مشاهده بخش دوم ترجمه اینجا کلیک کنید.

3 دیدگاه

  1. دستتون درد نکنه. عالی بود

  2. مرسی فوق العاده است فقط تمام دروس را زود تر درست کنید.(لطفا:) و اگر بصورت pdf هم به ایمیل متقاضیان فرستاده می شد فوق العاده تر هم بود.

  3. واقعا سایت عالی ای هست، خیلی ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *