معنی فارسی متن ریدینیگ یونیت ۷ اینتر۲ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۷ اینتر ۲ است. برای مشاهده ترجمه بخش اول Reading‌ اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

“Well, to show myself worthy of attention, I have to try my best to prove my talent,” Ludwig thought.

لودویگ فکر کرد «بسیار خب، برای این که خودم را شایسته‌ی توجه نشان دهم، باید حداکثر تلاشم را بکنم تا استعدادم را ثابت کنم.

  • worthyworthyˈwɜrðiشایستگی، ارزش
  • try one’s besttraɪ wʌnz bɛstحداکثر تلاش خو را کردن
  • proveprovepruvثابت کردن
  • talenttalentˈtæləntاستعداد

He sat down to play the piece he had prepared.

او نشست تا قطعه‌ای که آماده کرده بود را بنوازد.

  • piecepiecepisقطعه‌، قطعه‌ی موسیقی
  • preparepreparepriˈpɛrآماده کردن

When he had finished, he turned toward Mozart.

وقتی که تمام کرد، به سمت موتزارت چرخید.

  • turnturntɜrnچرخیدن
  • towardtowardtəˈwɔrdبه سوی

To his disappointment, he knew that Mozart was not impressed.

با ناامیدی، متوجه شد که موتزارت تحت تاثیر قرار نگرفته است.

  • disappointmentdisappointmentˌdɪsəˈpɔɪntməntناامیدی
  • impressimpressˈɪmˌprɛsتحت تأثیر قرار دادن، تأثیر گذاشتن

“This was especially prepared for me, wasn't it? “

این به طور خاص برای من تهیه شده بود، اینطور نیست؟

  • especiallyespeciallyəˈspɛʃliبه طور ویژه، به طور خاص

“Yes, sir, and I could see that it didn't please you.

بله آقا، و من میتوانم ببینم که آن شما را راضی نکرده‌ام.

  • pleasepleaseplizراضی کردن، خوشحال کردن

But don't judge me yet, please.

ولی لطفاً هنوز درباره من قضاوت نکنید.

  • judgejudgeʤʌʤقضاوت کردن

I beg you to give me another chance.

من از شما استدعا می‌کنم که فرصت دیگری به من بدهید.

  • begbegbɛgالتماس کردن، استدعا کردن، درخواست کردن
  • chancechanceʧænsشانس، فرصت

If you give me a few notes, I’ll improvise for you.”

اگر شما کمی نت به من بدهید ، من بداهه برای شما خواهم نواخت.

  • improviseimproviseˈɪmprəˌvaɪzبداهه‌نوازی کردن، نواختن بدون تمرین قبلی

Mozart, not willing to discourage the boy, walked over to the piano and played a few notes halfheartedly to test him further.

موتزارت، در حالی که نمی‌خواست پسر را دلسرد کند، پشت پیانو رفت و تعدادی نوت با بی میلی نواخت تا او را بیشتر آزمایش کند.

  • discouragediscouragedɪˈskərɪʤدلسرد کردن
  • halfheartedlyˈhæfˌhɑrtɪdliبا بی‌میلی
  • furtherfurtherˈfɜrðərبیشتر

Ludwig began to play again.

لودویگ دوباره شروع به نواختن کرد.

The improvised piece represented a touch of his intense character.

قطعه بداهه‌نوازی شده بخش کوچکی از شخصیت جدی او را نشان داد.

  • representrepresentˌrɛprəˈzɛntنشان دادن، ارائه کردن
  • touchtouchtʌʧمقدار کمی
  • intenseintenseɪnˈtɛnsمجدانه،‌ جدی، قوی
  • charactercharacterˈkɛrɪktərشخصیت

He played with great skill.

او با مهارت زیاد نواخت.

  • greatgreatgreɪtزیاد، عالی، بزرگ
  • skillskillskɪlمهارت

Mozart was overwhelmed.

موتزارت متأثر شده بود.

  • overwhelmoverwhelmˌoʊvərˈwɛlmتحت تأثیر قرار دادن، احساسی کردن

He came closer to the piano to study Ludwig’s face.

او به پیانو نزدیک تر شد تا صورت لودویگ را دقیق ببیند.

  • closeclosekloʊsنزدیک
  • studystudyˈstʌdiبا دقت نگاه کردن

Young Beethoven continued to bring his own performance to an end with a burst of passion.

بتهوون جوان ادامه داد تا اجرایش را با شور خیلی زیاد به اتمام برساند.

  • performanceperformancepərˈfɔrmənsاجرای موسیقی یا نمایش
  • burstburstbɜrstاحساس یا سروصدای خیلی قوی کوتاه‌مدت و ناگهانی
  • passionpassionˈpæʃənشور، عشق، علاقه

Before he had time to wonder what the master would say, Mozart shouted, “Bravo! Splendid! Well, Beethoven, if you wish to study with me, it'll be an honor for me to teach you.”

قبل از آنکه او فرصت کند بپرسد استاد چه خواهد گفت، موتزارت فریاد زد، آفرین! عالی! بسیار خب، بتهوون، اگر میخواهی با من تحصیل کنی، باعث افتخار من است که به تو آموزش بدهم.

  • mastermasterˈmæstərاستاد
  • shoutshoutʃaʊtفریاد زدن
  • SplendidSplendidˈsplɛndədجالب، عالی، باشکوه، درخشان
  • honorhonorˈɑnərافتخار

Ludwig bowed respectfully and said, “Thank you, sir. I would appreciate being your student.”

لودویگ مودبانه تعظیم کرد و گفت: متشکرم آقا. من قدر شاگرد شما بودن را خواهم دانست.

  • bowbowbaʊتعظیم کردن، خم شدن
  • respectfullyrɪˈspɛktfəliبا احترام
  • appreciateappreciateəˈpriʃiˌeɪtقدردانی کردن، قدر چیزی را دانستن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

2 دیدگاه

  1. با عرض سلام خواهشمندم که خلاصه ی reading هارو هم توی سایت بزارید چون واقعا موقع امتحان شفاهی بهش نیازمند میشیم. بقیه ی چیز های سایت عالی هستن…دمتون گرم😘

  2. سلام مطالبتون خیلی عالیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *