ترجمه دقیق متن ریدینگ درس ۵ اینتر ۲ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش دوم متن Reading یونیت ۵ ترم اینتر ۲ است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول ریدینگ اینجا کلیک کنید.

We sat the three-hour paper the following morning.

ما صبح روز بعد در امتحان سه ساعته شرکت کردیم.

  • sit (for)sit (for)sɪt (fɔr)در امتحان شرکت کردن
  • paperpaperˈpeɪpərامتحان، برگه‌ی امتحان

With the advantage of knowing the title in advance, I won.

با مزیت از قبل دانستن عنوان، من برنده شدم.

I like to think I would have won anyway, but that is not the point.

من دوست دارم که فکر کنم که در هر حال برنده می‌شدم، اما اینطور نیست.

  • anywayanywayˈɛniˌweɪدر هر صورت، به هر حال
  • is not the pointɪz nɑt ðə pɔɪntاینطور نیست، این حقیقت ندارد

I didn’t set out to cheat, but it was cheating nevertheless.

من نمی‌خواستم تقلب کنم، اما با این حال آن تقلب بود.

  • set outset outsɛt aʊtبرنامه ریزی کردن یا انجام دادن کاری برای رسیدن به هدفی خاص
  • cheatcheatʧitتقلب کردن
  • neverthelessneverthelessˌnɛvərðəˈlɛsبا این حال، معهذا، علیرغم، با وجود این

That was when I was eighteen, thirty-eight years ago.

آن زمانی بود که من هجده ساله بودم، سی و هشت سال پیش.

The fact that the details are so clear suggests that the feeling of guilt has kept the memory fresh.

این واقعیت که جزئیات بسیار واضح است القا می‌کند که احساس گناه خاطره را تازه نگه داشته است.

  • detailsdɪˈteɪlzجزئیات
  • clearclearklɪrواضح، روشن، آشکار
  • suggestsuggestsəgˈʤɛstپیشنهاد کردن، به فکر خطور کردن، القا کردن
  • guiltguiltgɪltگناه، تقصیر
  • memorymemoryˈmɛməriخاطره

I have never tried to analyze my reason for keeping silent.

من هرگز تلاش نکردم دلیلم برای ساکت ماندن را تحلیل کنم.

The obvious explanation is that I could not admit I had seen the essay title without admitting that I had been prowling round his desk.

توضیح مشهود این است که من نمی‌توانستم اعتراف کنم که موضوع انشاء را دیده بودم، بدون اعتراف کردن به اینکه من یواشکی گرد میز او پرسه زده بودم‌.

  • obviousobviousˈɑbviəsآشکار، واضح، مشهود، بدیهی
  • explanationexplanationˌɛkspləˈneɪʃənتوضیح، شرح، تفسیر
  • admitadmitədˈmɪtاعتراف کردن، پذیرفتن، اقرار کردن
  • prowlprowlpraʊlپرسه زدن، یواشکی جایی رفتن برای انجام کار خلاف
  • roundroundraʊndحول، گرد، اطراف

But there must have been more to it than that.

اما باید چیزی بیشتر از این بوده باشد.

I must have wanted the prize very badly.

من جایزه را خیلی زیاد می‌خواستم.

  • badlybadlyˈbædliخیلی زیاد، خیلی شدید

I did need it for my school career, so what secret motivation have I hidden from myself for so long?

من آن را برای دوران مدرسه‌ام لازم داشتم، پس چه انگیزه‌ی پنهانی را برای مدتی بسیار طولانی از خودم پنهان کرده بودم؟

  • careercareerkəˈrɪrدوره‌ای از زندگی که به فعالیت خاصی اختصاص می‌یابد
  • secretsecretˈsikrətمحرمانه، مخفیانه، پنهان
  • motivationmotivationˌmoʊtəˈveɪʃənانگیزه،‌ محرک

I think I know.

فکر ‌می‌کنم می‌دانم.

I needed that prize to avoid further defeat by my rival who had already won the English poetry and History prizes.

من جایزه را نیاز داشتم تا از باخت بیشتر از رقیبم که پیش از این جایزه‌های شعر انگلیسی و تاریخ را برده بود جلوگیری کنم.

  • avoidavoidəˈvɔɪdپرهیز کردن، اجتناب کردن، جلوی چیزی را گرفتن
  • furtherfurtherˈfɜrðərبیشتر، دیگر
  • defeatdefeatdɪˈfitشکست، باخت
  • rivalrivalˈraɪvəlرقیب، حریف
  • poetrypoetryˈpoʊətriشاعری

I hated him and I could not bear losing again.

من از او متنفر بودم و نمی‌توانستم باختن دوباره را تحمل کنم.

  • bearbearbɛrتحمل کردن، تاب آوردن

Graduation Day came.

روز فارغ‌التحصیلی فرا رسید.

I received the prize I had chosen, a large collection of poems entitled “Poetry of the English-Speaking World”.

من جایزه‌ای را که انتخاب کرده بودم دریافت کردم، مجموعه بزرگی از اشعار که «اشعار جهان انگلیسی‌زبان» نام داشت.

  • collectioncollectionkəˈlɛkʃənمجموعه، گردآوری، کلکسیون
  • poempoemˈpoʊəmشعر
  • entitleentitleɛnˈtaɪtəlنامیدن

It is still on my bookshelf with the Graduation Day program inside.

آن هنوز هم در قفسه کتابم است با برنامه‌ی روز فارغ‌التحصیلی در درونش.

  • bookshelfbookshelfˈbʊkˌʃɛlfقفسه‌ی کتاب

I wonder if I should send it back to the school with this page as an explanation.

من از خود می‌پرسم آیا باید آن را با این صفحه به عنوان توضیح به مدرسه پس بفرستم.

  • wonderwonderˈwʌndərاز خود پرسیدن، سؤال کردن
  • explanationexplanationˌɛkspləˈneɪʃənتوضیح

It could then be put in a glass case for future students to think about.

در آن صورت آن می‌تواند در یک محفظه‌ی شیشه‌ای برای دانش آموزان آینده قرار داده شود تا در مورد آن فکر کنند.

  • casecasekeɪsمحفظه، جعبه

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *