ترجمه ریدینگ یونیت ۴ اینتر۲ – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۴ اینتر ۲ است. برای مشاهده ترجمه بخش اول متن اینجا کلیک کنید.

Shapes like squares or triangles for each of the letters of the alphabet?

اشکالی مانند مربع یا مثلث برای هر حرفی از الفبا؟

  • square: مربع
  • triangle: مثلث

That might be as hard as reading letters.

آن می‌تواند به سختی خواندن حروف باشد.

Braille tried many different kinds of codes, but for years he could do nothing in particular.

بریل انواع کدهای مختلف زیادی را امتحان کرد، اما برای سال‌ها او نتوانست کار خاصی انجام دهد.

  • try: امتحان کردن، یک بار به کار بردن
  • in particular: بخصوص، خاص، مخصوصاً

Then he found the answer in a story in the newspaper about a new signal code used by soldiers to read or write in the dark.

سپس او جواب را در یک گزارش در روزنامه در مورد یک کد علامت جدید خواند که توسط سربازان برای خواندن یا نوشتن در تاریکی استفاده می‌شد.

  • story: خبر نوشته شده در روزنامه، گزارش چاپ شده در نشریه
  • signal: علامت، امواجی که اطلاعات رادیویی را با خود حمل می‌کنند
  • soldier: سرباز
  • dark: تاریکی

“If this were true,” Braille thought, “obviously the same code could be used by blind man. I should've thought about this earlier,” he told his friend.

بریل فکر کرد «اگر این راست باشد، روشن است که کد مشابه می‌تواند توسط یک شخص نابینا مورد استفاده قرار گیرد. من باید زودتر در مورد این فکر می‌کردم.» او به دوستش گفت.

  • TRUE: درست، صحیح
  • obviously: به روشنی، وقتی می‌خواهیم بگوییم یک حقیقت به راحتی فهمیده می‌شود این کلمه را به کار می‌بریم
  • the same: مشابه

Next morning Braille went to visit the man who had made the code, Captain Charles Barbier.

صبح بعد بریل برای ملاقات مردی که کد را ساخته بود رفت، کاپیتان چارلس باربیر.

  • Captain: کاپیتان، یک درجه‌ی نظامی نسبتاً بلندمرتبه

“We should have met previously,” Louis told him.

لوئیس به او گفت «ما باید قبلا ملاقات می‌کردیم.»

  • previously: قبلاً

Barbier said he was glad to help.

باربیر گفت برای کمک خوشحال است.

  • glad: خوشحال، شاد

He showed Braille how he made bumps on a sheet of paper with an awl.

او به لوئیس نشان داد که چگونه با یک درفش روی یک برگه کاغذ برجستگی می‌سازد.

  • bump: برآمدگی، برجستگی
  • sheet: برگه، ورق
  • awl: درفش، سوراخ‌کن

This made dots come through the other side of the paper.

این نقطه‌ها به طرف دیگر کاغذ می‌رسند.

  • dot: نقطه
  • side: طرف، سو

A certain combination of dots would mean a certain word.

یک ترکیب مشخص از نقطه‌ها به معنی یک کلمه مشخص است.

  • certain: مشخص، بخصوص
  • combination: ترکیب
  • mean: معنی دادن، به معنی چیزی بودن

Braille was filled with joy.

ریل از شادی پر شده بود.

  • joy: شادی خیلی زیاد، مسرت، طرب

Apparently punching holes in paper would be fast and easy.

ظاهراً ایجاد کردن کردن سوراخ‌ها در کاغذ سریع و آسان بود.

  • Apparently: ظاهراً
  • punch: سوراخ کردن، سوراخ ایجاد کردن
  • hole: سوراخ

But there were still more things he had to do.

اما هنوز چیزهای دیگری بود که او باید انجام می‌داد.

  • still: هنوز، باز هم

First, he had to find a way to make dots.

ابتدا، او باید راهی را می‌یافت تا نقطه‌ها را ایجاد کند.

Second, he had to figure out what combination of dots should stand for each letter.

دوم، او باید کشف می‌کرد چه ترکیبی از نقطه‌ها باید نشانگر هر حرفی باشد.

  • figure out: فکر کردن به یک موضوع تا زمان پیدا کردن راه حل، کشف کردن، فهمیدن
  • stand for: نشانگر چیزی بودن، نماینده چیزی بودن

After a period of experimenting, he made different combinations of pumps that would stand for different letters.

پس از یک دوره آزمایش، او ترکیب‌های متفاوتی از برآمدگی‌ها ایجاد کرد که نماینده‌ی حروف مختلف بود.

  • period: دوره
  • experiment: آزمایش کردن
  • different: متفاوت، مختلف

Every letter in the alphabet, as well as every punctuation mark, had its own combination.

هر حرف در الفبا، همچنین هر نشانه‌ی سجاوندی، ترکیب خودش را داشت.

  • punctuation: سجاوندی، نشانه‌گذاری
  • mark: نشانه
  • punctuation mark: علایم نگارشی، علایم سجاوندی، مثلاً نقطه، ویرگول، علامت سوال و علامت تعجب

This is the secret of the Braille system of writing and reading.

این راز سیستم نوشتن و خواندن بریل است.

  • secret: راز، سر
  • system: سامانه، سیستم

It was a great invention and affected the lives of millions of blind people in society.

این یک اختراع بزرگ بود و بر زندگی میلیون‌ها نابینا در جامعه تاثیر گذاشت.

  • invention: اختراع، ابتکار
  • affect: تأثیر گذاشتن
  • society: جامعه

It is possible now for the blind to read and write almost as fast as people who can see.

الان برای نابینایان امکان‌پذیر است که تقریبا هم‌سرعت مردمی که می‌توانند ببینند، بخوانند و بنویسند.

  • possible: امکان داشتن، میسر بودن، امکانپذیر است
  • almost: تقریباً

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *