ترجمه متن ریدینگ یونیت ۱ اینتر۲ – بخش اول

The Advertising of a Product

تبلیغ یک محصول

  • Advertising: تبلیغ کردن، تبلیغات
  • Product: محصول

A consumer walks into a store.

یک مصرف کننده به داخل یک فروشگاه می‌رود.

  • consumer: مصرف‌کننده، مشتری

He stands in front of hundreds of boxes of laundry detergent.

او در مقابل صدها جعبه شوینده‌ی لباس می‌ایستد.

  • laundry: لباسشویی
  • detergent: پاک‌کننده، شوینده

He chooses one brand, pays for it, and leaves.

او یک برند را انتخاب می کند، پول آن را پرداخت می کند و می‌رود.

  • brand: برند، نام تجاری، نشان

Why does he pick that specific kind of soap?

چرا او یک نوع خاص از صابون را انتخاب می‌کند؟

  • pick: برگزیدن، انتخاب کردن
  • specific: مشخص، خاص
  • kind: نوع، جور
  • soap: صابون

Is it better than the others? Probably not.

آیا آن بهتر از بقیه است؟ شاید نه.

  • Probably: شاید، احتمالاً

These days, many products are nearly identical to one another in quality and price.

این روزها خیلی از محصولات در کیفیت و قیمت تقریباً همانند یکدیگر هستند.

  • nearly: تقریباً
  • identical: مشابه، همانند
  • quality: کیفیت

If products are almost the same, what makes consumers buy one brand instead of another?

اگر محصولات تقریباً یکسان هستند، چه چیزی مصرف‌کنندگان را وادار به خرید یک برند به جای دیگری می‌کند؟

  • almost: تقریباً
  • instead of: به جای

Although we might not like to admit it, commercials on television and advertisements in magazines probably influence us much more than we think they do.

با اینکه ممکن است ما علاقه به پذیرفتن آن نداشته باشیم، شاید پیام‌های بازرگانی در تلویزیون و تبلیغات در مجله‌ها بیشتر از آن چیزی که ما فکر می‌کنیم بر ما تأثیر می‌گذارند.

  • admit: اقرار کردن، پذیرفتن، قبول کردن، اعتراف کردن
  • commercial: آگهی تبلیغاتی، پیام بازرگانی
  • advertisement: تبلیغات
  • influence: تأثیر گذاشتن، نفوذ داشتن

Advertising informs consumers about new products available on the market.

تبلیغات به مصرف‌کننده اطلاعاتی درباره محصولات جدید موجود در بازار می‌دهند.

  • inform: آگاه کردن، خبر دادن، اطلاع دادن،‌ گفتن
  • on the market: در دسترس، موجود در بازار، قابل خرید

It gives us information about everything from shampoo and toothpaste to computers and cars.

آن به ما درباره همه چیز از شامپو و خمیر دندان تا کامپیوترها و ماشین‌ها، اطلاعات می‌دهد.

  • information: اطلاعات
  • toothpaste: خمیر دندان

But there is one serious problem with this.

اما یک مشکل جدی در این وجود دارد.

  • serious: جدی، مهم

The “information” is actually very often misinformation.

اطلاعات در واقع خیلی اوقات اطلاعات فریبکارانه هستند.

  • very often: اکثر وقت‌ها، خیلی وقت‌ها
  • misinformation: اطلاعات فریبکارانه، اطلاعات اشتباه

It tells us the product's benefits but hides their disadvantages.

آن به ما فواید محصول را می‌گوید اما معایب آن‌ها را پنهان می‌کند.

  • benefit: فایده، سود
  • disadvantage: عیب، ایراد، اشکال

Advertising not only leads us to buy things that we don't need and can't afford, but it also confuses our sense of reality.

تبلیغات نه تنها ما را به خریدن چیزهایی که نیاز نداریم و از عهده خرید آنها بر نمی‌آییم هدایت می‌کند، بلکه حسی که از واقعیت داریم را هم گیج می‌کند.

  • lead: هدایت کردن، سوق دادن
  • afford: از عهده خرید چیزی برآمدن، استطاعت داشتن
  • confuse: گیج کردن
  • sense: حس
  • reality: واقعیت

“Zoom toothpaste prevents cavities and gives you white teeth!” the advertisement tells us.

تبلیغات به ما می گوید «خمیر دندان زوم از خوردگی دندان جلوگیری می‌کند و به شما دندان‌های سفید می دهد.»

  • cavity: حفره، سوراخ، کرم‌خوردگی دندان، خوردگی دندان

But it doesn’t tell us the complete truth: that a healthy diet and a good toothbrush will have the same effect.

اما آن به ما واقعیت کامل را نمی گوید: که یک رژیم غذایی سالم و مسواک زدن خوب، همان تأثیر را خواهد داشت.

  • truth: حقیقت
  • healthy: سالم
  • diet: رژیم غذایی

Advertisers use many methods to get us to buy their products.

تبلیغ‌کنندگان شیوه‌های زیادی را به کار می‌برند تا ما را برای خرید محصولاتشان متقاعد کنند.

  • method: روش، شیوه
  • get sb to do sth: کسی را برای انجام کاری متقاعد کردن، انجام کاری را از کسی خواستن

One of their most successful methods is to make us feel dissatisfied with ourselves and our imperfect lives.

یکی از موفق‌ترین روش‌هایشان این است که باعث شوند ما در مورد خودمان و زندگی ناقصمان احساس نارضایتی کنیم.

  • dissatisfied: ناراضی، ناخشنود
  • imperfect: ناقص، ناکامل، ناتمام

Advertisements show us who we aren’t and what we don't have.

تبلیغات به ما نشان می‌دهد که چه کسی نیستیم و چه چیزی نداریم.

Our teeth aren't white enough.

دندان‌هایمان به اندازه کافی سفید نیستند.

این پست شامل ترجمه بخش اول متن Reading یونیت اول Inter 2 است. برای مشاهده ترجمه بخش دوم ریدینگ اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *