ترجمه متن دیالوگ درس اول اینتر ۱

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Stand on Your Own Feet!

روی پای خودت بایست

  • StandStandstændایستادن

Mr. and Mrs. Jones are talking about their son, Jimmy.

آقا و خانم جونز دارند درباره‌ی پسرشان،‌ جیمی، صحبت می‌کنند.

  • sonsonsʌnفرزند پسر

Guess what! Jimmy has decided to find himself a summer job.

حدس بزن چه شده! جیمی تصمیم گرفته برای خودش یک شغل تابستانی پیدا کند.

  • GuessGuessgɛsحدس زدن
  • decidedecideˌdɪˈsaɪdتصمیم گرفتن
  • summersummerˈsʌmərتابستان

Oh, really? Tell me about it.

اوه، واقعاً؟ درباره‌اش به من بگو.

He thinks he could work as a delivery boy or a busboy.

او فکر می‌کند که می‌تواند به عنوان یک پیک یا پادو کار کند.

  • delivery boydɪˈlɪvəri bɔɪپیک،‌ کسی که اجناس یا نامه‌ها را به خانه‌ی مردم می‌رساند
  • busboybusboyˈbʌsˌbɔɪپادو، کسی که در رستوران ظروف کثیف را برمی‌دارد و میزها را تمیز می‌کند

Personally, I believe he’d better work in a restaurant.

شخصاً، من معتقدم بهتر است او در یک رستوران کار کند.

  • PersonallyPersonallyˈpɜrsənəliشخصاً، به شخصه
  • believebelievebɪˈlivاعتقاد داشتن، معتقد بودن

How come? What makes you say that?

چطور مگر؟ چه چیزی سبب شده این را بگویی؟

  • How come?How come?haʊ kʌm?چطور مگر؟، عبارتی که وقتی می‌خواهیم علت چیزی را بدانیم بیان می‌شود

Well, that way he’ll get a chance to socialize more.

خب، اینطوری او شانسی پیدا می‌کند که بیشتر اجتماعی شود.

  • chancechanceʧænsشانس، فرصت
  • socializesocializeˈsoʊʃəˌlaɪzاجتماعی شدن

But I’d rather let him decide for himself.

ولی من ترجیح می‌دهم به او اجازه دهم برای خودش تصمیم بگیرد.

  • would ratherwʊd ˈræðərترجیح دادن
  • letletlɛtاجازه دادن

Guess you’re right. He’s old enough for that now.

فکر می‌کنم حق با توست. او الان برای این کار به اندازه‌ی کافی بزرگ هست.

  • oldoldoʊldبزرگ از نظر سن و سال
  • enoughenoughɪˈnʌfکافی

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

6 دیدگاه

  1. عالیه
    ولی
    کاش سوال زیر مکالمه رو هم ترجمه می کردید

  2. چقد خوووبین شما

  3. خیلییییی کاربردییییه.ولی کاش توضیحات کلمه های جدید رو برامون با معنی و تلفظ میذاشتید.

    • گذاشتیم که!
      منظورتون چیزی کامل‌تر از این است؟ اگر پیشنهادی برای بهتر شدن سایت دارید، ما استقبال می‌کنیم. لطفا پیشنهادتون را با جزئیات دقیق‌تر مطرح بفرمایید.
      ممنون

      • با سلام خیلی ممنون از سایت خوبتون .
        فقط اون کلمه هایی هستند ک تو جمله هستن و شما معنی فارسی کردین کاش اونارو هم معنی انگلیسیشون رو بزارید بیشتر دبیرا هم معنی انگلیسی میخوان ….

  4. سلام خيلي خيلي ممنون از سايت عاليتون
    من يه پيشنهاد دارم كه اگر براتون مقدوره مثال ها و معني و مترادف و متضاد كلمات جديد رو بزاريد (به انگليسي)
    خيلي خيلي ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *