ترجمه متن ریدینگ یونیت ۸ ترم High 3 – بخش دوم

متن زیر مربوط به ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۸ کتاب High 3‌ است. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش اول متن این درس، اینجا کلیک کنید.

Realizing that it would be far better to return good for evil than to seek revenge, they offered Nicholas’s organs for transplant.

با درک این که بسیار بهتر خواهد بود که در مقابل بدی، خوبی بازگردانند تا (نسبت به) این که دنبال کینه‌جویی باشند، آنها اعضای نیکولاس را برای پیوند زدن در اختیار گذاشتند.

  • far: خیلی، بسیار
  • evil: شر، بدی، پلیدی
  • seek: به دنبال چیزی بودن، دنبال چیزی گشتن
  • revenge: انتقام‌جویی، تلافی‌جویی، کینه‌جویی
  • organ: عضو، عضو بدن، اندام
  • transplant: پیوند زدن، پیوند عضو

“Someone should have the future he lost,” Reg said.

رج گفت «کسی باید آینده‌ای که او از دست داد را داشته باشد.»

Profoundly moved by the gesture, Italians poured out their emotions.

ایتالیایی‌ها ،که از این حرکت عمیقاً متأثر شده بودند، احساساتشان را بیرون ریختند.

  • profoundly: عمیقاً، شدیداً، به شدت، به غایت
  • move: متأثر کردن، به هیجان آوردن، احساسات کسی را برانگیختن
  • gesture: حرکت، اشاره
  • pour out: بیرون ریختن، به زبان آوردن، سرِ درددل کسی باز شدن

Maurizio Costanzo, the host of a talk show, summed up the common feeling by saying, “You have given us a lesson in civility... shown us how to react in the face of pain and sorrow.”

موریدزیو کاستانزو، میزبان یک برنامه‌ی گفتگو محور، احساسات عمومی را با گفتن جمله (این جمله) خلاصه کرد: «شما به ما درس ادب داده‌اید... به ما نشان داده‌اید که چگونه در مقابل درد و مصیبت واکنش نشان دهیم.

  • sum up: خلاصه کردن، جمع‌بندی کردن
  • common: عمومی، فراگیر
  • civility: ادب، فرهنگ، تربیت، تمدن
  • in the face of: در برابر، در مقابل، روبروی
  • sorrow: غصه، اندوه، حزن؛ مصیبت، ضایعه، بدبختی

The great irony of this tragedy was that it was a mistake.

بزرگترین طنز این فاجعه این بود که آن یک اشتباه بود.

  • irony: طنز، وضعیتی که چیزی خلاف انتظار اتفاق می‌افتد
  • tragedy: فاجعه، مصیبت، سوگنامه، مصیبت‌نامه

Investigators later determined that Nicholas was killed by two smalltime Calabrian thugs who thought the Greens were jewelers carrying precious stones.

کارآگاهان بعداً مشخص کردند که نیکولاس توسط دو تبهکار خرده‌پای کالابریایی، که فکر می‌کردند (خانواده‌ی) گرین جواهرسازند و سنگ‌های قیمتی حمل می‌کنند، کشته شده است.

  • investigator: مأمور رسیدگی، مأمور تحقیق، کارآگاه
  • determine: تعیین کردن، مشخص کردن، معلوم کردن، روشن کردن
  • small-time: خرده پا، کم‌اهمیت، پیش پا افتاده
  • Calabrian: اهل کالابریا؛ ناحیه‌ای در جنوب ایتالیا
  • thug: الوات، آدم بی سر و پا، تبهکار
  • jeweler: جواهرفروش، جواهرساز
  • precious: گرانبها، گران‌قیمت، قیمتی

Having been turned over to the police, apparently by the Calabrian Mafia, they were placed on trial.

بعد از این که آن‌ها، ظاهراً توسط مافیای کالابریا، به پلیس تحویل داده شدند، آن‌ها محاکمه شدند.

  • turn over: تحویل دادن، تسلیم کردن
  • Mafia: مافیا، یک گروه بزرگ سازماندهی شده از تبهکاران که به خصوص در ایتالیا و آمریکا انواع فعالیت‌های غیرقانونی را انجام می‌دهند
  • trial: محاکمه، دادرسی

People all over Europe and North America reacted in sorrow.

مردم در همه جای اروپا و آمریکای شمالی با اندوه واکنش نشان دادند.

Headlines in Italian newspapers spoke of LA NOSTRA VERCOGNA (“Our shame”).

تیتر روزنامه‌های ایتالیایی ازLA NOSTRA VERCOGNA («ننگ ما») گفتند.

  • headline: تیتر، سرخط
  • shame: شرمساری، سرافکندگی، رسوایی، ننگ

Wherever the Greens went, they met Italians who begged their forgiveness.

هرجا که (خانواده‌ی) گرین رفتند، با ایتالیایی‌هایی مواجه شدند که بخشش آن‌ها را خواستار بودند.

  • beg: گدایی کردن، استدعا کردن، تمنا کردن، خواهش کردن، طلب کردن
  • forgiveness: بخشش، عفو، گذشت، چشم‌پوشی

The Greens were given a medal, Italy’s highest honor, by the Prime Minister.

به (خانواده‌ی) گرین توسط نخست‌وزیر یک مدال داده شد، بالاترین افتخار ایتالیا.

  • honor: عزت، افتخار، سربلندی
  • Minister: وزیر
  • Prime Minister: نخست‌وزیر

Some good has indeed come out of Nicholas’s death.

به راستی خوبی‌هایی از مرگ نیکولاس درآمد.

  • indeed: به راستی، واقعاً، حقیقتاً،‌ برای تأکید بر جمله به کار می‌رود

Seven Italians received Nicholas’s heart, liver, kidneys, islet cells, and corneas.

هفت ایتالیایی قلب، کبد، کلیه‌ها، جزایر لانگرهانس، و قرنیه‌های نیکولاس را دریافت کردند.

  • liver: کبد، جگر
  • kidney: کلیه
  • islet cells: جزایر لانگرهانس، سلول‌هایی درون لوزالمعده که هورمون‌های مختلف و انسولین از خود ترشح می‌کنند
  • cornea: قرنیه

Perhaps more importantly, a blow was struck for organ donation.

شاید بطور مهم‌تر، یک گام در راه اهدای عضو برداشته شد.

  • strike a blow for sth: یک گام در راه چیزی برداشتن
  • donation: اهدا، بخشش، هدیه

Having heard Reg and Maggie speak on French television, 40,000 French people pledged to donate their organs when they died.

بعد از آن که صحبت‌های رج و مگی در تلویزیون فرانسه شنیده شد، ۴۰،۰۰۰ تا از مردم فرانسه متعهد شدند تا هر وقت مردند اعضای آن‌ها اهدا شود.

  • pledge: قول دادن، عهد کردن، تعهد دادن

After returning to the United States, the Greens began to receive requests to tell their son’s story and speak about organ donation.

پس از بازگشت به ایالات متحده، (خانواده‌ی) گرین شروع کردند به دریافت کردن درخواست‌هایی برای گفتن داستان پسرشان و صحبت کردن درباره‌ی اهدای عضو.

“It gradually dawned on us,” says Reg, “that we’d been given a life’s work.”

رج گفت «به تدریج برای ما آشکار شد که یک کار زندگی به ما داده شده است.»

  • gradually: به تدریج، کم کم، رفته رفته، آرام آرام
  • dawn: آشکار شدن، ظاهر شدن

Nicholas Green is gone, but others live on because of his parents’ compassionate act.

نیکولاس گرین رفته است، ولی دیگران به خاطر رفتار شفقت‌آمیز والدینش به زندگی ادامه می‌دهند.

  • compassionate: شفقت‌آمیز، دلسوزانه، از روی ترحم

How many of us would do the same thing if given the chance?

اگر فرصتش به ما داده شود، چند نفر از ما چنین کاری می‌کنیم؟

  • chance: فرصت، شانس

4 دیدگاه

  1. سلام ببخشيد امكان داره معني ريدينگ درس نهم از ترم high3را آپلود كنيد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *