ترجمه دقیق متن ریدینگ یونیت ششم High 3 – بخش اول

1. If you could select one adjective that best describes your personality, what adjective would it be?

اگر میتوانستید یک صفت انتخاب کنید که شخصیت شما را توصیف کند، آن چه صفتی بود؟

  • select: انتخاب کردن، برگزیدن
  • adjective: صفت

2. Is there anything to be gained by classifying people into personality types or placing yourself in a personality category? If so, what?

آیا با دسته‌بندی کردن افراد در انواع شخصیتی یا قرار دادن خودتان در یک دسته‌ی شخصیتی چیزی به دست می‌آید؟ اگر بله، چه چیزی؟

  • gain: به دست آوردن، کسب کردن، عاید شدن
  • classify: دسته‌بندی کردن، طبقه‌بندی کردن، رده‌بندی کردن
  • type: نوع
  • place: قرار دادن، جای دادن، گذاشتن
  • category: دسته، طبقه، رده، مقوله، زمره، صنف، رسته

Read an article about personality types.

مقاله‌ای درباره‌ی انواع شخصیت بخوانید.

What Type Are You?

شما چه نوعی هستید؟

Suppose you attend a party where there are several people you know well.

فرض کنید در یک مهمانی حضور دارید که افراد مختلفی آنجا هستند که به خوبی می‌شناسید.

  • suppose: فرض کردن، گمان کردن، انگاشتن
  • attend: حاضر شدن در، حضور داشتن در، شرکت کردن در

The hosts have a new party game.

میزبانان بازی مهمانی جدیدی دارند.

  • host: میزبان، صاحبخانه

They ask everyone to take five minutes and compare each person to a flower.

آن‌ها از همه می‌خواهند که پنج دقیقه وقت صرف کنند و هر کس را به یک گل تشبیه کنند.

  • compare: تشبیه کردن، مانند کردن، قیاس کردن

Which flower would you choose for each person?

شما چه گلی را برای هر کس انتخاب می‌کردید؟

For that matter, which flower would you choose for yourself?

خودمانیم، شما چه گلی را برای خودتان انتخاب می‌کردید؟

  • matter: موضوع، قضیه، کار، امر
  • for that matter: خودمانیم، راستش را بخواهیم، در واقع امر

Are you the kind of person who resembles a sunflower, open to the world most of the time?

آیا شما آن نوع از افراد هستید که شبیه به گل آفتابگردان هستند، بیشتر وقت‌ها پذیرای دنیا؟

  • resemble: شباهت داشتن، شبیه بودن، همانند بودن
  • sunflower: گل آفتابگردان
  • open to sth: پذیرای چیزی بودن

Or are you more like a four o’clock someone who only opens up at special moments?

یا شما بیشتر گل لاله‌عباسی هستید که فقط در لحظات خاصی خجالت را کنار می‌گذارید؟

  • four o’clock: گل لاله عباسی، نوعی گیاه که گل‌های آن در هنگام عصر شکوفا می‌شوند
  • open up: خجالت را کنار گذاشتن، گشوده بودن، خودمانی شدن

This may sound like just a fun activity, something which is suitable only for get-togethers or for amusing yourself.

این ممکن است فقط شبیه یک کار بامزه به نظر برسد، چیزی که فقط برای دورهمی‌ها یا برای سرگرم کردن خودتان مناسب است.

  • sound: به نظر رسیدن
  • fun: سرگرم‌کننده، بامزه، خنده‌دار
  • get-together: دورهمی، مهمانی خودمانی
  • amuse: سرگرم کردن

But there is actually a science of identifying personality types.

ولی در واقع دانشی برای تشخیص دادن انواع شخصیت وجود دارد.

  • identify: شناسایی کردن، تشخیص دادن، تشخیص هویت دادن

Personality identification grew out of the work of Swiss psychologist Carl Jung and the studies of two American women, Katharine Briggs and her daughter, Isabel Briggs Myers.

شناسایی شخصیت نتیجه‌ی کار روانشناس سوئیسی کارل یونگ و مطالعات دو خانم آمریکایی، کاترین بریگز و دخترش، ایزابل بریگز مایرز بود.

  • identification: شناسایی، تشخیص
  • grow out of: ناشی از چیزی بودن، نتیجه‌ی چیزی بودن، به علت چیزی بودن
  • Swiss: سوئیس، سوئیسی، اهل کشور سوئیس
  • psychologist: روانشناس

After considerable study of Jung’s work, Briggs and her daughter developed a system in which they formulated four personality dimensions and sixteen different personality types.

بعد از مطالعه فراوان کار یونگ، بریگز و دخترش سیستمی را گسترش دادند که در آن آن‌ها چهار بُعد شخصیتی و شانزده نوع مختلف شخصیت را تدوین کردند.

  • considerable: قابله ملاحظه، چشمگیر، زیاد، معتنابه، فراوان
  • develop: توسعه دادن، گسترش دادن
  • formulate: فرمول‌بندی کردن، به شکل قاعده و فرمول درآوردن، تدوین کردن
  • dimension: بُعد، جنبه، گستره، دامنه

This test, which has been refined many times over the decades, has been validated by the millions of people who have taken it.

این آزمون، که طی ده‌ها سال چندین بار تصحیح شده است، توسط میلیون‌ها نفر که آن را انجام داده‌اند تصدیق شده است.

  • refine: تصحیح کردن
  • decade: دهه، ده سال
  • validate: معتبر کردن، اعتبار بخشیدن، تصدیق کردن

What follows is a brief description of what has come to be known as the Myers-Briggs test.

چیزی که در ادامه می‌آید یک توصیف مختصر از چیزی است از چیزی که به عنوان تست مایرز-بریگز شناخته می‌شود.

  • brief: مختصر، کوتاه، خلاصه

Take a look at it.

نگاهی به آن بیندازید.

As you’re reading about these categories, try to place yourself into one or more of them.

همانطور که دارید درباره‌ی این دسته‌ها می‌خوانید، سعی کنید خود را در یکی یا چند تا از آن‌ها قرار دهید.

You may learn something about your friends, co-workers, and loved ones, and yourself.

شما ممکن است چیزی درباره‌ی دوستانتان، همکارانتان، عزیزانتان، و خودتان یاد بگیرید.

  • loved ones: عزیزان، کسانی که عضو خانواده یا دوست نزدیک کسی هستند

The first dimension is a familiar one: extrovert or introvert.

اولین بُعد، یک (بُعد) آشنا است: برون‌گرا یا درون‌گرا.

  • familiar: آشنا، مأنوس
  • extrovert: برون‌گرا، اجتماعی، سرزنده، بانشاط
  • introvert: درون‌گرا

This category has to do with the way in which people direct their energy.

این دسته با روشی که مردم انرژی‌هایشان را اداره می‌کنند مرتبط است.

  • have to do with: به چیزی ربط داشتن، شامل چیزی بودن
  • direct: اداره کردن، هدایت کردن

متن بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس ششم High 3 کانون زبان بود. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش دوم متن ریدینگ این درس اینجا کلیک کنید.

یک دیدگاه

  1. عالیه…بهتر از این نمیشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *