معنی متن ریدینگ یونیت ۱۰ ترم High 3 – بخش اول

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

1. What do you understand by “intuition”? Do you believe in intuition?

از حس ششم چه چیزی می‌فهمید؟ آیا به حس ششم اعتقاد دارید؟

  • intuitionintuitionˌɪntuˈɪʃənشمّ، شهود، علم حضوری، احساس، حس ششم
  • believe inbɪˈliv ɪnاعتقاد داشتن به، معتقد بودن به

2. Have you had any experiences in which your or someone else’s intuition proved correct?

آیا تجربه‌ای داشته‌اید که حس ششم خودتان یا شخص دیگری درست از آب دربیاید؟

  • proveprovepruvمعلوم شدن، روشن شدن، ثابت شدن، از آب درآمدن

Read the story and think about the questions.

داستان را بخوانید و درباره‌ی سؤالات فکر کنید.

Intuition

حس ششم

It was a sweltering day.

روز خیلی گرمی بود.

  • swelteringswelteringˈswɛltərɪŋداغ (درباره‌ی هوا)، مثل جهنم، سوزان، خیلی گرم

Thain and Aurora were driving down Maple Street, looking for a yard sale, when they spotted the old man.

وقتی پیرمرد را دیدند، تین و ارورا در حالی که دنبال یک حراج خانگی می‌گشتند، داشتند در خیابان میپل رانندگی می‌کردند.

  • downdowndaʊnدر، در امتداد
  • yardyardjɑrdحیاط
  • yard salejɑrd seɪlحراج خانگی، یک نوع حراج مرسوم در آمریکا که افراد وسایل دست دوم خود را در حیاط خانه‌شان به فروش می‌گذارند
  • spotspotspɑtدیدن، متوجه شدن، پیدا کردن

Waving at them with a halfhearted gesture, he looked as though he hadn’t eaten for days.

او، در حالی که با حرکاتی از روی بی‌میلی به آن‌ها دست تکان می‌داد، به نظر می‌رسید که انگار چندین روز است چیزی نخورده است.

  • wavewaveweɪvدست تکان دادن، با دست علامت دادن، با دست اشاره کردن
  • halfheartedhalfheartedˈhæfˌhɑrtɪdبا بی‌میلی، از روی بی‌میلی، (درباره‌ی رفتار یا استقبال) نه چندان گرم
  • gesturegestureˈʤɛsʧərژست، ایما و اشاره، حرکت سر و دست، حالت
  • as thoughæz ðoʊانگار که، چنان که، گویی که، که انگار، که پنداری

“Nine-thirty in the morning, and it’s already beastly hot.

«نه و سی (دقیقه‌ی) صبح (است)، و هوا الان سخت گرم است.

  • beastlybeastlyˈbistˌliسخت، بسیار، خیلی زیاد

I wish I had an iced tea right now.

ای کاش همین الان یک چای یخ داشتم.

  • iced teaaɪst tiچای سرد، چای یخ، یخ‌چای، نوشیدنی متداول در بسیاری از کشورها که از افزودن یخ به چای شیرین سرد شده به دست می‌آید و برای آب و هوای گرم مناسب است

Open your window, will you, Thain?”

تین، پنجره‌ات را باز ‌کن، باشد؟»

“Wow! Look at that old man, Aurora.

«وای! ارورا، به آن پیرمرد نگاه کن.

Boy, I’d sure get out of this heat if I were him....

پسر، من اگر جای او بودم مطمئناً از این گرما خارج می‌شدم ...

  • heatheathitحرارت، گرما

Pull over, will you?

بزن کنار، می‌زنی؟

  • pull overpull overpʊl ˈoʊvərکنار زدن، ماشین را کنار راه نگه داشتن

Let’s give him a ride.

بیا سوارش کنیم.

He’s going to faint if he doesn’t get out of the sun.”

اگر از زیر آفتاب خارج نشود، غش خواهد کرد.»

  • faintfaintfeɪntغش کردن، از هوش رفتن، بیهوش شدن

“Thain, I wish you would stop taking pity on every weirdo you see.

«تین ای کاش تو از ترحم کردن به هر آدم عجیب و غریبی که می‌بینی دست برمی‌داشتی.

  • pitypityˈpɪtiترحم، شفقت، دلسوزی، رحم؛ تأسف خوردن، احساس ترحم کردن
  • take pity onteɪk ˈpɪti ɑnبه کسی احساس ترحم داشتن، دل کسی به رحم آمدن برای
  • weirdoweirdoˈwɪrdoʊآدم عجیب و غریب، آدم عوضی

He’s probably an ax murderer.

شاید او یک قاتل با تبر است.

  • axaxæksتبر
  • murderermurdererˈmɜrdərərقاتل
  • ax murdereræks ˈmɜrdərərقاتلی که قربانیانش را با تبر می‌کشد و تکه تکه می‌کند

I bet he’ll kill us and steal the car if we pick him up.”

شرط می‌بندم که اگر سوارش کنیم ما را خواهد کشت و ماشین را خواهد دزدید.»

  • betbetbɛtشرط بستن، (در محاوره) مطمئن بودن
  • stealstealstilدزدیدن
  • pick sb uppɪk sb ʌpسوار کردن،

“I don’t think so. He looks harmless to me - just a poor old guy.

«من اینطور فکر نمی‌کنم. به نظرم بی‌آزار می‌آید - فقط یک آدم پیر بیچاره است.

  • harmlessharmlessˈhɑrmləsبی‌ضرر؛ بیگناه، بی‌آزار
  • poorpoorpurفقیر، بینوا؛ بیچاره، بدبخت
  • guyguygaɪآدم، مرد

He’s acting as if he’s sick.”

طوری رفتار می‌کند که انگار بیمار است.»

  • as ifas ifæz ɪfانگار که، چنان که، گویی که، که انگار، که پنداری

“But Sweetie, we’ve got to get to that yard sale.

«اما عزیزم، ما باید به آن حراج خانگی برویم .

  • SweetieSweetieˈswitiعزیزم (در خطاب)، نازنینم
  • have got to (=have to)hæv gɑt tuباید، مجبور بودن

There won’t be anything worth buying if we don’t get there soon.

اگر زود خودمان را به آنجا نرسانیم، هیچ چیزی که ارزش خریدن داشته باشد وجود نخواهد داشت.

  • worthworthwɜrθارزیدن، ارزش داشتن
  • getgetgɛtرسیدن، خود را رساندن، رفتن

If only no one buys that chest of drawers they advertised.”

چه می‌شود اگر هیچکس آن صندوق کشویی که تبلیغش کرده بودند را نخرد.»

  • If onlyɪf ˈoʊnliکاشکی (فقط)، ای کاش، چه می‌شد که، اگر (فقط)؛ برای بیان آرزو به کار می‌رود مخصوصا وقتی که می‌دانیم چیزی که آرزویش را داریم اتفاق نخواهد افتاد
  • chestchestʧɛstصندوق، گنجه
  • drawerdrawerdrɔrکشو
  • chest of drawersʧɛst ʌv drɔrzصندوق کشویی، گنجه‌ی کشویی
  • advertiseadvertiseˈædvərˌtaɪzتبلیغ کردن، آگهی دادن
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ یونیت ۱۰ بود. برای مشاهده ترجمه بخش دوم متن ریدینگ این درس High 3، اینجا کلیک کنید.

5 دیدگاه

  1. سلام واقعا ممنون از سایت به این خوبیییی و عالی ولی چرا درس نه رو نداشتین؟؟:-(

  2. سلام, خسته نباشید و ممنون بابت زحمتی که میکشید
    منتظر درس ۹ بودم , ایکاش درس ۹ هم آماده میشد ولی در کل بازم ممنون
    🙏🙏

  3. سلام مرسی خیلی ترجمتون روان و خوبه من که خیلی استفاده کردم

  4. خیلی از زحماتتون ممنونم….امیدوارم موفق باشید 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *