ترجمه متن ریدینگ درس اول High 3 – بخش اول

Look at the cartoons. What do you think the article is about?

به کارتون‌ها نگاه کنید. فکر می‌کنید این مقاله درباره‌ی چیست؟

Read this magazine article.

این مقاله‌ی مجله را بخوانید.

Eureka!

یوریکا! (عبارت یونانی به معنی «یافتم!»)

Who put together the first personal computer?

چه کسی اولین کامپیوتر شخصی را سر هم کرد؟

  • put together: سر هم کردن، اسمبل کردن، ساختن

You may think that it was scientists working in a lab.

شاید شما فکر کنید که دانشمندانی بوده‌اند که در آزمایشگاه کار می‌کنند.

In fact, two college dropouts working in a garage came up with this invention that changed the world.

در واقع دو نفر ترک تحصیل کرده از دانشگاه که در یک گاراژ کار میکردند، فکر این اختراع را که دنیا را تغییر داد مطرح کردند.

  • dropout: ترک تحصیل
  • come up with sth: به چیزی فکر کردن
  • invention: اختراع

Inventors are often elementary schoolchildren, homemakers, or the guy next door working on his car.

مخترعین معمولاً بچه مدرسه‌ای‌های ابتدایی، خانه‌دارها، یا مرد همسایه که روی ماشینش کار می‌کند، هستند.

  • elementary: ابتدایی
  • schoolchildren: دانش‌آموز، بچه مدرسه‌ای
  • guy: شخص، مرد، پسر، یارو
  • next door: همسایه

They dream up ideas in classrooms, kitchens, and home workshops.

آنها ایده‌هایی را در کلاس درس، آشپزخانه، و کارگاه‌های خانگی از خودشان در می‌آوردند.

  • dream up: ایده‌ای را از خود ساختن

How do inventors come up with new ideas?

مخترعین چگونه فکر و ایده‌های جدید را مطرح میکنند؟

What is the key to invention if it isn’t education, age, or a laboratory?

کلید اختراع چیست، اگر تحصیلات، سن، یا آزمایشگاه نیست؟

It’s creativity, and everyone has it.

آن خلاقیت است، و هر کسی آن را دارد.

This ability to think up something new seems like magic to many people, but in fact, anyone can develop the qualities that go along with creativity.

این تواناییِ فکر کردن به چیزی جدید، برای بسیاری از مردم مثل جادو به نظر می‌رسد، ولی در واقع، همه می‌توانند ویژگی‌هایی که با خلاقیت همراه هستند را گسترش دهند.

  • think up: چیزی را با فکر کردن ساختن یا طراحی کردن
  • go along with: موافق بودن با، همراه بودن با

Curiosity comes first.

ابتدا حس کنجکاوی می‌آید.

Inventors are people who want to find out why things happen the way they do.

مخترعین کسانی هستند که میخواهند بفهمند چرا چیزها جوری که اتفاق می‌افتند، اتفاق می‌افتند.

For example, when George de Mestral, a Swiss inventor, took his dog for walks in the mountains, burrs would get stuck in the dog’s coat.

برای مثال، وقتی جورج مسترال، یک مخترع سوییسی، سگش را برای پیاده‌روی به کوه برد، پوست‌های زبر گیاهان به لباس سگش می‌چسبید.

  • burr: پوشش زبر دانه‌ی بعضی گیاهان که برآمدگی‌های تیز دارد و به چیزهای دیگر می‌چسبد

De Mestral wondered why they were so hard to remove.

مسترال فکر کرد که چرا آنها آنقدر سخت کنده می‌شوند.

  • wondered: فکر کردن به چیزی که درباره‌ی آن مطمئن نیستیم و حدس زدن چیز درست
  • remove: برداشتن، زدودن، کندن، برطرف کردن

Acting on his curiosity, he examined the burrs through a microscope.

با کنجکاوانه عمل کردن، پوست میوه زبر را زیر میکروسکوپ بررسی کرد.

  • examine: با دقت و کامل چیزی را نگاه کردن، معاینه کردن، بررسی کردن

When he saw the many tiny hooks on each burr, he realized that he was looking at the perfect fastener.

وقتی او قلاب‌های ریز بسیار را روی هر پوسته‌ی زبر میوه دید، او فهمید که دارد به چفت و بست کامل نگاه می‌کند.

  • tiny: ریز، کوچک
  • hook: قلاب، چنگک
  • perfect: کامل، عالی، بی‌نقص
  • fastener: گیره، چفت و بست

Years later, de Mestral developed this idea into Velcro, now used to fasten everything from sneakers to space suits.

سال‌ها بعد، مسترال این ایده را به چسب پارچه، که امروزه برای بستن همه چیز از کفش کتانی تا لباس‌های فضانوردی استفاده می‌شود، توسعه داد.

  • Velcro: چسب پارچه‌ای، ماده‌ای که برای چفت کردن لباس استفاده می‌شود و از دو بخش تشکیل شده که می‌توانند به هم بچسبند
  • fasten: بستن، چفت کردن، محکم کردن
  • sneaker: کفش ورزشی، کفش کتانی

Imagination is also crucial for an inventor.

خیال‌پردازی نیز برای یک مخترع حیاتی است.

  • Imagination: تخیل کردن، خیال‌پردازی
  • crucial: بسیار مهم، حیاتی، تعیین‌کننده

This quality helps inventors put things together in a new way.

این ویژگی به مخترعین کمک می‌کند تا چیزها را به روش جدیدی سر هم کنند.

One U.S. sixth grader invented a solar-powered bicycle light by combining solar cells and his bicycle.

یک دانش آموز کلاس ششمی آمریکایی، با ترکیب کردن سلول‌های خورشیدی و دوچرخه‌اش، چراغ دوچرخه با انرژی خورشیدی اختراع کرد.

  • sixth grader: کلاس ششمی
  • solar: خورشیدی

When he rides his bike during the day, the sunlight charges up two batteries.

وقتی که او در طول روز دوچرخه‌اش را می‌راند، نور خورشید دو باتری را شارژ می‌کند.

  • sunlight: نور خورشید

بخش اول ترجمه یونیت ۱ ترم High 3‌ را مشاهده کردید. برای مشاهده بخش دوم ترجمه ریدینگ درس اول High 3 اینجا کلیک کنید.

2 دیدگاه

  1. مرسی که اینارو میذارین 😍😍😍😍😍🙂 خدا خیرتون بده! فقط اگه یونیتای دیگه رم بذارین که پی دی اف هم باشن فوق العاده میشه 😅

  2. سلام. ممنون از تون. فقط ترجمه یونیت های دیگه رو نمیذارید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *