معنی فارسی متن ریدینگ یونیت ۹ ترم High 2 – بخش سوم

متن زیر مربوط به ترجمه فارسی بخش سوم متن READING درس ۹ ترم High 2 است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن، اینجا کلیک کنید.

Hi, Steve, this is Mom.

سلام استیو. مادرت هستم.

I wanted to tell you that I’m going into the hospital for a couple of days.

می‌خواستم به تو بگویم که دارم برای یکی دو روز به بیمارستان می‌روم.

I just haven’t been feeling well these last two weeks or so, and the doctor thinks I need to have some tests.

من فقط در تقریباً دو هفته‌ی گذشته حال خوبی نداشتم، و دکتر فکر می‌کند من نیاز دارم چند آزمایش داشته باشم.

  • or so: یا در این حدود، تقریباً

Maybe you could give me a call later if you have time.

شاید بعداً اگر وقت داشتی توانستی به من یک زنگ بزنی.

My number at the hospital is 688-9294.

شماره‌ی من در بیمارستان ۹۲۹۴-۶۸۸ است.

The machine beeped, and then the second message came on:

دستگاه بوق زد، و سپس دومین پیام آمد:

  • machine: دستگاه
  • beep: بوق زدن، بیپ بیپ کردن

Steve, this is Dr. O’Brien at Parkland General Hospital.

استیو، دکتر او براین هستم در بیمارستان عمومی پارکلند.

Please give me a call right away at 688-9299.

لطفا فوراً با شماره ۹۲۹۹-۶۸۸ به من زنگ بزن.

  • right away: فوراً، بی‌درنگ

Steve’s heart was racing now, and he quickly dialed the number.

قلب استیو حالا داشت تند می‌زد، و او به سرعت شماره را گرفت.

  • race: کورس گذاشتن، مسابقه دادن، (درباره‌ی نبض) تند زدن
  • dial: گرفتن (درباره شماره تلفن)، شماره گرفتن

The phone was answered by an aide, and it took several minutes for Dr. O’Brien to be tracked down.

تلفن توسط یک دستیار جواب داده شد، و چند دقیقه طول کشید تا دکتر براین پیدا شود.

  • aide: دستیار
  • track down: پیدا کردن، رد کسی را پیدا کردن، گشتن و پیدا کردن

Finally, Steve heard the doctor’s voice on the other end:

در نهایت استیو صدای دکتر را از آن طرف خط شنید:

  • voice: صدا، صدای انسان
  • “This is Mark O’Brien.”: «مارک او براین هستم.»

“Hello, Dr. O’Brien, this is Steve Reynolds.

سلام دکتر او براین، من استیو رینلدز هستم.

I got a message on my machine this morning from my mother.

من صبح امروز یک پیام از طرف مادرم گرفتم.

She said she was going into the hospital.

او گفت دارد به بیمارستان می‌رود.

Then I got your message.

سپس پیام شما را گرفتم.

Is everything ok?

همه چیز رو به راه است؟

She’s all right, isn’t she?”

او خوب است، مگر نه؟»

  • right: خوب، سرحال، سالم

“Steve, your mother had a heart attack yesterday afternoon.

«استیو، مادرت بعدازظهر دیروز یک حمله‌ی قلبی داشت.

  • attack: حمله
  • heart attack: حمله‌ی قلبی، حالتی که ناگهان قلب از حرکت طبیعی خود بازمی‌ایستد

She’s in intensive care.

او در (بخش) مراقبت‌های ویژه است.

  • intensive: متمرکز، فشرده، کامل، عمیق، تأکیدی
  • intensive care: مراقب‌های ویژه

Her condition is stable, but she’s in pretty serious condition.

وضعیت او ثابت است، اما او در وضعیت نسبتاً وخیم است.

  • condition: وضع، وضعیت، حال، چگونگی، اوضاع
  • stable: ثابت، تثیبت‌شده، پایدار، باثبات
  • pretty: نسبتاً، تا اندازه‌ای، تا حدودی؛ خیلی، کاملاً
  • serious: حاد، خطیر، وخیم، حساس

You’d better get down here right away.”

بهتر است همین حالا به اینجا بیایی.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *