معنی فارسی متن ریدینگ یونیت ۹ ترم High 2 – بخش سوم

متن زیر مربوط به ترجمه فارسی بخش سوم متن READING درس ۹ ترم High 2 است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن، اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

He pressed the play button and heard the first message:

او دکمه‌ی پخش را فشار داد و اولین پیام را شنید:

  • presspressprɛsفشردن، فشار دادن، (دکمه را) زدن
  • playplaypleɪپخش کردن (صدا)، (درباره‌ی نوار) خواندن
  • buttonbuttonˈbʌtənدکمه، شستی

Hi, Steve, this is Mom.

سلام استیو. مادرت هستم.

I wanted to tell you that I’m going into the hospital for a couple of days.

می‌خواستم به تو بگویم که دارم برای یکی دو روز به بیمارستان می‌روم.

I just haven’t been feeling well these last two weeks or so, and the doctor thinks I need to have some tests.

من فقط در تقریباً دو هفته‌ی گذشته حال خوبی نداشتم، و دکتر فکر می‌کند من نیاز دارم چند آزمایش داشته باشم.

  • or soɔr soʊیا در این حدود، تقریباً

Maybe you could give me a call later if you have time.

شاید بعداً اگر وقت داشتی توانستی به من یک زنگ بزنی.

My number at the hospital is 688-9294.

شماره‌ی من در بیمارستان ۹۲۹۴-۶۸۸ است.

The machine beeped, and then the second message came on:

دستگاه بوق زد، و سپس دومین پیام آمد:

  • machinemachineməˈʃinدستگاه
  • beepbeepbipبوق زدن، بیپ بیپ کردن

Steve, this is Dr. O’Brien at Parkland General Hospital.

استیو، دکتر او براین هستم در بیمارستان عمومی پارکلند.

Please give me a call right away at 688-9299.

لطفا فوراً با شماره ۹۲۹۹-۶۸۸ به من زنگ بزن.

  • right awayright awayraɪt əˈweɪفوراً، بی‌درنگ

Steve’s heart was racing now, and he quickly dialed the number.

قلب استیو حالا داشت تند می‌زد، و او به سرعت شماره را گرفت.

  • raceracereɪsکورس گذاشتن، مسابقه دادن، (درباره‌ی نبض) تند زدن
  • dialdialˈdaɪəlگرفتن (درباره شماره تلفن)، شماره گرفتن

The phone was answered by an aide, and it took several minutes for Dr. O’Brien to be tracked down.

تلفن توسط یک دستیار جواب داده شد، و چند دقیقه طول کشید تا دکتر براین پیدا شود.

  • aideaideeɪdدستیار
  • track downtræk daʊnپیدا کردن، رد کسی را پیدا کردن، گشتن و پیدا کردن

Finally, Steve heard the doctor’s voice on the other end: “This is Mark O’Brien.”

در نهایت استیو صدای دکتر را از آن طرف خط شنید: «مارک او براین هستم.»

  • voicevoicevɔɪsصدا، صدای انسان

“Hello, Dr. O’Brien, this is Steve Reynolds.

سلام دکتر او براین، من استیو رینلدز هستم.

I got a message on my machine this morning from my mother.

من صبح امروز یک پیام از طرف مادرم گرفتم.

She said she was going into the hospital.

او گفت دارد به بیمارستان می‌رود.

Then I got your message.

سپس پیام شما را گرفتم.

Is everything ok?

همه چیز رو به راه است؟

She’s all right, isn’t she?”

او خوب است، مگر نه؟»

  • rightrightraɪtخوب، سرحال، سالم

“Steve, your mother had a heart attack yesterday afternoon.

«استیو، مادرت بعدازظهر دیروز یک حمله‌ی قلبی داشت.

  • attackattackəˈtækحمله
  • heart attackhɑrt əˈtækحمله‌ی قلبی، حالتی که ناگهان قلب از حرکت طبیعی خود بازمی‌ایستد

She’s in intensive care.

او در (بخش) مراقبت‌های ویژه است.

  • intensiveintensiveɪnˈtɛnsɪvمتمرکز، فشرده، کامل، عمیق، تأکیدی
  • intensive careɪnˈtɛnsɪv kɛrمراقب‌های ویژه

Her condition is stable, but she’s in pretty serious condition.

وضعیت او ثابت است، اما او در وضعیت نسبتاً وخیم است.

  • conditionconditionkənˈdɪʃənوضع، وضعیت، حال، چگونگی، اوضاع
  • stablestableˈsteɪbəlثابت، تثیبت‌شده، پایدار، باثبات
  • prettyprettyˈprɪtiنسبتاً، تا اندازه‌ای، تا حدودی؛ خیلی، کاملاً
  • seriousseriousˈsɪriəsحاد، خطیر، وخیم، حساس

You’d better get down here right away.”

بهتر است همین حالا به اینجا بیایی.»

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

2 دیدگاه

  1. خیلی ممنون واقعا مفید بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *