ترجمه Reading درس هفتم High 2 – بخش اول

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Read the article Did He Get Away with It?

مقاله‌ی « آیا او قسر در رفت؟» را بخوانید.

Did He Get Away with It?

آیا او قسر در رفت؟

  • get away with sthgɛt əˈweɪ wɪð sthاز مجازات چیزی در امان ماندن، از چیزی قسر در رفتن

A lot of crimes never get solved.

از خیلی از جرم‌ها هرگز پرده برداشته نشد.

  • crimecrimekraɪmجرم، جنایت، تبه‌کاری
  • solvesolvesɑlvحل کردن، پرده از چیزی برداشتن، پاسخ چیزی را پیدا کردن

The case of Dan Cooper is one that hasn’t been.

مورد دن کوپر یکی (از آن‌ها) است که حل نشده است.

  • casecasekeɪsمورد

It was the evening before Thanksgiving, late November 1971.

عصر قبل از روز شکرگزاری در اواخر نوامبر ۱۹۷۱ بود.

  • ThanksgivingThanksgivingˌθæŋksˈgɪvɪŋروز شکرگزاری، یک تعطیلی رسمی در آمریکا که مردم به شکرانه برداشت محصول جشن می‌گیرند. در آمریکا این روز در چهارمین پنجشنبه‌ی ماه نوامبر است
  • latelateleɪtآخر، اواخر

On a short flight between Portland and Seattle, a flight attendant was handed a note by a mysterious middle-aged man dressed in a dark suit.

در یک پرواز کوتاه میان پورتلند و سیاتل، به یک مهماندار هواپیما یک یادداشت توسط یک مرد میانسال مرموز که کت و شلوار تیره پوشیده بود داده شد.

  • PortlandPortlandˈpɔrtləndپورتلند، نام یک شهر بندری که بزرگترین شهر ایالت اورگن آمریکاست
  • SeattleSeattlesiˈætəlسیاتل، نام شهری بندری در ایالت واشنگتن آمریکا
  • attendantattendantəˈtɛndəntخدمتکار، پیشخدمت، مستخدم
  • flight attendantflight attendantflaɪt əˈtɛndəntمهماندار هواپیما
  • handhandhændدادن، چیزی را با دست به دیگری دادن
  • mysteriousmysteriousmɪsˈtɪriəsرازآلود، مرموز
  • middle-agedmiddle-agedˈmɪdəl-eɪʤdمیانسال
  • suitsuitsutکت و شلوار، لباس

The flight attendant thought he was making a romantic advance, so she slipped the note into her pocket.

مهماندار فکر کرد او دارد یک پیشنهاد عاشقانه می‌دهد، بنابراین او یادداشت را یواشکی داخل جیبش گذاشت.

  • romanticromanticroʊˈmæntɪkعاشقانه، عشقی
  • advanceadvanceədˈvænsپیشنهاد دوستی، پیشنهاد اغواگرانه
  • slipslipslɪpیواشکی گذاشتن، بدون جلب توجه چیزی را جایی گذاشتن یا به کسی دادن

The man leaned closer to her, saying, “Miss, you’d better look at that note. I have a bomb.”

مرد نزدیک‌تر به او خم شد در حالی که داشت می‌گفت «خانم، بهتر است به یادداشت نگاه کنی. من یک بمب دارم.»

  • leanleanlinخم شدن، کج شدن
  • closeclosekloʊsنزدیک
  • bombbombbɑmبمب

A bit later he opened his briefcase so that she could see several red cylinders and a lot of wires within.

کمی بعد او کیفش را باز کرد به طوری که او (مهماندار) می‌توانست درونش چندین استوانه‌‌ی قرمز و مقدار زیادی سیم‌ ببیند.

  • a bitə bɪtیک ذره، کمی
  • briefcasebriefcaseˈbrifˌkeɪsکیف، سامسونت
  • cylindercylinderˈsɪləndərاستوانه، سیلندر
  • wirewireˈwaɪərسیم

The man, who used the alias “Dan Cooper,” was demanding $200,000, four parachutes, and a plane that would fly him to Mexico.

مرد که نام مستعار «دن کوپر» را استفاده کرده بود، ۲۰۰،۰۰۰ دلار، چهار چتر نجات و یک هواپیما که او را به مکزیک برساند، می‌خواست.

  • aliasaliasˈeɪliəsنام مستعار
  • demanddemanddɪˈmændمطالبه کردن، تقاضا کردن، خواستن
  • parachuteparachuteˈpɛrəˌʃutچتر نجات
  • flyflyflaɪکسی یا چیزی را با هواپیما به جایی بردن

The plane proceeded to Seattle with none of the other passengers even aware that it was being hijacked.

هواپیما به سیاتل رهسپار شد در حالی که هیچکدام از مسافران دیگر حتی از اینکه هواپیما داشت ربوده می‌شد آگاه نبودند.

  • proceedproceedprəˈsidرفتن، رهسپار شدن
  • passengerpassengerˈpæsənʤərمسافر
  • awareawareəˈwɛrآگاه
  • hijackhijackˈhaɪˌʤækربودن، با استفاده از زور کنترل هواپیما یا کشتی یا ماشین را به دست گرفتن

The other passengers got off the plane, and “Cooper” got what he was demanding.

بقیه مسافران از هواپیما پیاده شدند و «کوپر» چیزی را که می‌خواست گرفت.

  • get offgɛt ɔfپیاده شدن، پایین آمدن، خارج شدن

He received the $200,000, all in twenty-dollar bills that had been photocopied by FBI agents so that they could easily be identified later.

او تمام ۲۰۰،۰۰۰ دلار را در اسکناس‌های بیست دلاری دریافت کرد که توسط مأموران پلیس فدرال (از آن‌ها) فتوکپی گرفته شده بود به طوری که بعداً می‌توانستند به راحتی شناسایی شوند.

  • billbillbɪlاسکناس
  • photocopyphotocopyˈfoʊtoʊˌkɑpiفتوکپی گرفتن، کپی گرفتن
  • FBI (the Federal Bureau of Investigation)ɛf-bi-aɪاداره تحقیقات فدرال، پلیس فدرال
  • agentagentˈeɪʤəntمأمور، عامل، کارگزار، مأمور مخفی
  • so thatso thatsoʊ ðætبه طوری که، به نحوری که
  • identifyidentifyaɪˈdɛntəˌfaɪشناسایی کردن، شناختن، تشخیص دادن

Then the plane was refueled and took off for Mexico.

سپس هواپیما سوخت‌گیری کرد و به سمت مکزیک پرواز کرد.

  • refuelrefuelriˈfjuəlسوخت‌گیری کردن
  • take offtake offteɪk ɔfبه هوا بلند شدن هواپیما، پرواز کردن هواپیما
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

متن بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس هفتم High 2 بود. برای مشاهده ترجمه بخش دوم ریدینگ این یونیت High 2 اینجا کلیک کنید.

2 دیدگاه

  1. سلام ممنون ازسایت خوبتون لطفا معنی ریدینگ‌یونیت ۸ رابزارید خیلی سخته خواهشا تا اخرهفته بزارید سپاسکزارم

  2. متن يونيت ٨ رو ميشه بذاريد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *