ترجمه متن ریدینگ درس هفتم High 2 – بخش سوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش سوم متن Reading یونیت هفت High 2 است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن این ریدینگ High 2 اینجا کلیک کنید.

Many investigators believe that Cooper had to have been killed by the combination of the weather conditions and the impact of his fall.

بسیاری از کارآگاهان معتقدند کوپر باید با ترکیب شرایط آب و هوا و ضربه‌ی سقوطش کشته شده باشد.

  • investigator: کارآگاه، مأمور رسیدگی، مأمور تحقیق
  • combination: ترکیب
  • impact: ضربه
  • fall: سقوط، افتادن

If this is true, though, why have none of the man’s remains ever been discovered?

گر چه، اگر این درست باشد چرا هیچ کدام از بقایای مرد هرگز کشف نشد؟

  • remains: بقایا، بازمانده، جسد، پیکر، جنازه

Is more information known about this case than has been released?

آیا درباره‌ی این مورد اطلاعاتی بیشتر از چیزی که منتشر شده وجود دارد؟

  • release: منتشر کردن، پخش کردن

Have knowledgeable people been prevented from discussing the case?

آیا مردم مطلع از مطرح کردن موضوع منع شده‌اند؟

  • knowledgeable: مطلع، آگاه
  • prevent: منع کردن، جلوگیری کردن
  • discuss: بحث کردن، گفتگو کردن، مطرح کردن

Is Cooper’s body lost in some inaccessible part of the wilderness area into which he jumped, or is he living a luxurious life under an alias in some unknown location and driving a Rolls-Royce?

آیا بدن کوپر در قسمت دور از دسترس منطقه‌ی بیابانی که او پرید گم شده، یا او دارد تحت یک اسم مستعار در مکانی ناشناس یک زندگی مجلل را می‌گذراند و یک (اتومبیل) رولز رویز را می‌راند؟

  • inaccessible: غیرقابل دسترسی، خارج از دسترس، دور از درسترس، دست‌نیافتی
  • wilderness: بیابان، صحرا
  • luxurious: لوکس، لاکچری، مجلل
  • unknown: ناشناخته، مجهول، ناشناس
  • location: مکان

Did he have the $5800 buried by an accomplice in order to throw authorities off the track?

آیا او داده بود یک همدست ۵۸۰۰ دلار را دفن کند تا مقامات را در پیگیری گمراه کند؟

  • bury: دفن کردن
  • accomplice: همدست، شریک جرم
  • throw sb off (of) sth: گمراه کردن کسی در چیزی، گیج کردن کسی

Or did he bury it himself?

یا او خودش آن را دفن کرد؟

In Arielle, the small town near where he might have landed, Cooper has become a legend.

در اریل، شهر کوچکی که ممکن است او کنار آن فرود آمده باشد، کوپر یک اسطوره شده است.

  • legend: اسطوره، افسانه، آدم مشهور، آدم برجسته

His story has been depicted in books and articles and even a movie.

داستان او در کتاب‌ها و مقالات و حتی یک فیلم به تصویر کشیده شده است.

  • depict: تصویر کردن، به تصویر کشیدن، شرح دادن

Patrons of a tavern in Ariel still celebrate the anniversary of the hijacking every year.

مشتریان یک میخانه در اریل هنوز هر سال سالگرد هواپیماربایی را جشن می‌گیرند.

  • patron: مشتری، مشتری دائمی، مشتری پر و پا قرص
  • tavern: بار، مهمانخانه، میکده
  • celebrate: جشن گرفتن، گرامی داشتن
  • anniversary: سالگرد

The bar’s owner, Dona Elliot, says, “He did get away with it… so far.”

صاحب بار، دونا الیوت، می‌گوید «او از آن قسر در رفت... تا حالا.»

  • bar: بار، کافه‌ی سرپایی
  • owner: صاحب
  • so far: تا حالا، تا کنون

Others don’t think so.

دیگران چنین فکر نمی‌کنند.

Jerry Thomas, a retired soldier who has been working independently on the case, thinks Cooper didn’t survive the fall and that eventually his body will be found.

جری توماس، یک نظامی بازنشسته که به صورت مستقل روی موضوع کار می‌کند، فکر می‌کند کوپر جان سالم از سقوط به در نبرد و بالاخره جسد او پیدا خواهد شد.

  • retired: بازنشسته
  • independently: به صورت مستقل، به صورت غیروابسته، سر خود
  • survive: جان سالم به در بردن
  • eventually: در نهایت، بالاخره، نهایتاً

“I know there is something out here,” he says. “There has to be.”

او می‌گوید «من می‌دانم یک چیزی آنجا هست. باید باشد»

The mystery goes on.

معما ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *