ترجمه متن ریدینگ درس هفتم High 2 – بخش سوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش سوم متن Reading یونیت هفت High 2 است. برای مشاهده ترجمه‌ی بخش اول متن این ریدینگ High 2 اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Many investigators believe that Cooper had to have been killed by the combination of the weather conditions and the impact of his fall.

بسیاری از کارآگاهان معتقدند کوپر باید با ترکیب شرایط آب و هوا و ضربه‌ی سقوطش کشته شده باشد.

  • investigatorɪnˈvɛstəˌgeɪtərکارآگاه، مأمور رسیدگی، مأمور تحقیق
  • combinationcombinationˌkɑmbəˈneɪʃənترکیب
  • impactimpactˈɪmpæktضربه
  • fallfallfɔlسقوط، افتادن

If this is true, though, why have none of the man’s remains ever been discovered?

گر چه، اگر این درست باشد چرا هیچ کدام از بقایای مرد هرگز کشف نشد؟

  • remainsremainsrɪˈmeɪnzبقایا، بازمانده، جسد، پیکر، جنازه

Is more information known about this case than has been released?

آیا درباره‌ی این مورد اطلاعاتی بیشتر از چیزی که منتشر شده وجود دارد؟

  • releasereleaseriˈlisمنتشر کردن، پخش کردن

Have knowledgeable people been prevented from discussing the case?

آیا مردم مطلع از مطرح کردن موضوع منع شده‌اند؟

  • knowledgeableknowledgeableˈnɑləʤəbəlمطلع، آگاه
  • preventpreventprɪˈvɛntمنع کردن، جلوگیری کردن
  • discussdiscussdɪˈskʌsبحث کردن، گفتگو کردن، مطرح کردن

Is Cooper’s body lost in some inaccessible part of the wilderness area into which he jumped, or is he living a luxurious life under an alias in some unknown location and driving a Rolls-Royce?

آیا بدن کوپر در قسمت دور از دسترس منطقه‌ی بیابانی که او پرید گم شده، یا او دارد تحت یک اسم مستعار در مکانی ناشناس یک زندگی مجلل را می‌گذراند و یک (اتومبیل) رولز رویز را می‌راند؟

  • inaccessibleinaccessibleˌɪnəkˈsɛsəbəlغیرقابل دسترسی، خارج از دسترس، دور از درسترس، دست‌نیافتی
  • wildernesswildernessˈwɪldərnəsبیابان، صحرا
  • luxuriousluxuriousləgʒˈəriəsلوکس، لاکچری، مجلل
  • unknownunknownənˈnoʊnناشناخته، مجهول، ناشناس
  • locationlocationloʊˈkeɪʃənمکان

Did he have the $5800 buried by an accomplice in order to throw authorities off the track?

آیا او داده بود یک همدست ۵۸۰۰ دلار را دفن کند تا مقامات را در پیگیری گمراه کند؟

  • buryburyˈbɛriدفن کردن
  • accompliceaccompliceəˈkɑmpləsهمدست، شریک جرم
  • throw sb off (of) sthθroʊ sb ɔf (ʌv) sthگمراه کردن کسی در چیزی، گیج کردن کسی

Or did he bury it himself?

یا او خودش آن را دفن کرد؟

In Arielle, the small town near where he might have landed, Cooper has become a legend.

در اریل، شهر کوچکی که ممکن است او کنار آن فرود آمده باشد، کوپر یک اسطوره شده است.

  • legendlegendˈlɛʤəndاسطوره، افسانه، آدم مشهور، آدم برجسته

His story has been depicted in books and articles and even a movie.

داستان او در کتاب‌ها و مقالات و حتی یک فیلم به تصویر کشیده شده است.

  • depictdepictdɪˈpɪktتصویر کردن، به تصویر کشیدن، شرح دادن

Patrons of a tavern in Ariel still celebrate the anniversary of the hijacking every year.

مشتریان یک میخانه در اریل هنوز هر سال سالگرد هواپیماربایی را جشن می‌گیرند.

  • patronpatronˈpeɪtrənمشتری، مشتری دائمی، مشتری پر و پا قرص
  • taverntavernˈtævərnبار، مهمانخانه، میکده
  • celebratecelebrateˈsɛləˌbreɪtجشن گرفتن، گرامی داشتن
  • anniversaryanniversaryˌænəˈvɜrsəriسالگرد

The bar’s owner, Dona Elliot, says, “He did get away with it… so far.”

صاحب بار، دونا الیوت، می‌گوید «او از آن قسر در رفت... تا حالا.»

  • barbarbɑrبار، کافه‌ی سرپایی
  • ownerownerˈoʊnərصاحب
  • so farsoʊ fɑrتا حالا، تا کنون

Others don’t think so.

دیگران چنین فکر نمی‌کنند.

Jerry Thomas, a retired soldier who has been working independently on the case, thinks Cooper didn’t survive the fall and that eventually his body will be found.

جری توماس، یک نظامی بازنشسته که به صورت مستقل روی موضوع کار می‌کند، فکر می‌کند کوپر جان سالم از سقوط به در نبرد و بالاخره جسد او پیدا خواهد شد.

  • retiredretiredrɪˈtaɪrdبازنشسته
  • independentlyˌɪndɪˈpɛndəntliبه صورت مستقل، به صورت غیروابسته، سر خود
  • survivesurvivesərˈvaɪvجان سالم به در بردن
  • eventuallyeventuallyɪˈvɛnʧəwəliدر نهایت، بالاخره، نهایتاً

“I know there is something out here,” he says. “There has to be.”

او می‌گوید «من می‌دانم یک چیزی آنجا هست. باید باشد»

The mystery goes on.

معما ادامه دارد.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

2 دیدگاه

  1. سلام درس ۸ رو نمیذارید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *