ترجمه متن ریدینگ درس ششم High 2 – بخش اول

Read this excerpt from an article about job interviews.

این قطعه از یک مقاله درباره‌ی مصاحبه شغلی را بخوانید.

  • excerptexcerptˈɛksɜrptگزیده، منتخب، قطعه
  • interviewinterviewˈɪntərˌvjuمصاحبه

The Stress Interview

مصاحبه‌ی استرس

A few weeks ago, Melissa Morrow had an unusual job interview.

چند هفته پیش، ملیسا مورا یک مصاحبه کاری نامتعارف داشت.

  • unusualunusualənˈjuʒˌuəlغیرعادی، غیرمعمول، نامتعارف

First, the interviewer asked why she couldn’t work under pressure.

ابتدا، مصاحبه‌کننده پرسید چرا او نمی‌تواند تحت فشار کار کند.

  • interviewerinterviewerˈɪntərˌvjuərمصاحبه‌گر، مصاحبه کننده
  • pressurepressureˈprɛʃərفشار

Before she could answer, he asked if she had cleaned out her car, recently.

قبل از اینکه او بتواند جواب بدهد، او پرسید که آیا او اخیراً ماشینش را تمیز کرده است.

  • clean outklin aʊtتمیز کردن
  • ififɪfآیا

Then he wanted to know who had written her application letter for her.

سپس او خواست بداند چه کسی تقاضانامه‌اش را برای او نوشته است.

  • applicationapplicationˌæpləˈkeɪʃənتقاضانامه

Melissa was shocked, but she handled herself well.

ملیسا شوکه شده بود، ولی خودش را به خوبی کنترل کرد.

  • shockedʃɑktشوکه، بهت‌زده
  • handlehandleˈhændəlکنترل کردن، اداره کردن

She asked the interviewer whether he was going to ask her serious questions.

او از مصاحبه کننده پرسید که آیا میخواهد سوال‌های جدی‌اش را بپرسد.

Then she politely ended the interview.

سپس او مؤدبانه مصاحبه را تمام کرد.

  • politelypəˈlaɪtliمؤبانه، با ادب
  • endendɛndتمام کردن، پایان دادن، ختم کردن

Melissa had had a stress interview, a type of job interview that features tough, tricky questions, long silences, and negative evaluations of the candidate.

ملیسا یک مصاحبه‌ی استرس داشته است، نوعی از مصاحبه که شامل سؤالات دشوار و پیچیده، سکوت‌های طولانی، و ارزیابی‌های منفی از داوطلب است.

  • stressstressstrɛs
  • featurefeatureˈfiʧərشامل چیز خاصی بودن، برجستگی خاصی دادن به، اهمیت دادن به
  • toughtoughtʌfسخت، دشوار، مشکل
  • trickytrickyˈtrɪkiپیچیده، بغرنج، دشوار
  • silencesilenceˈsaɪlənsسکوت
  • evaluationevaluationɪˌvæljuˈeɪʃənارزیابی، ارزش‌گذاری، برآورد
  • candidatecandidateˈkændədeɪtکاندیدا، داوطلب

To the candidate, this strategy may seem like unnecessary nastiness on the part of the interviewer.

برای داوطلب، این سیاست می‌تواند شبیه بدجنسی غیرضروری از جانب مصاحبه‌گر به نظر برسد.

  • strategystrategyˈstrætəʤiاستراتژی، راهبرد، نقشه، تدبیر، سیاست
  • nastinessˈnæstinəsبدی، بدجنسی، نفرت‌انگیزی، بد بودن
  • on the part ofɑn ðə pɑrt ʌvاز سوی، از طرف، از جانب

However, some positions require an ability to handle just this kind of pressure.

اگر چه برخی از سِمَت‌ها نیاز به توانایی مدیریت دقیقاً همین نوع فشار را دارند.

  • positionpositionpəˈzɪʃənپست، مقام، سمت
  • requirerequireˌriˈkwaɪərنیاز داشتن، لازم داشتن
  • justjustʤʌstدقیقاً
  • kindkindkaɪndنوع، جور

If there is an accident in a nuclear power plant, for example, the plant’s public relations officer must remain poised when unfriendly reporters ask how the accident could have occurred.

برای مثال اگر حادثه‌ای در نیروگاه هسته‌ای وجود داشته باشد، وقتی که خبرنگاران غیردوستانه می‌پرسند چگونه این حادثه می‌توانسته اتفاق بیفتد، مسئول روابط عمومی نیروگاه باید آرام بماند.

  • nuclearnuclearˈnukliərهسته‌ای
  • plantplantplæntکارخانه
  • power plantˈpaʊər plæntنیروگاه
  • public relationsˈpʌblɪk riˈleɪʃənzروابط عمومی
  • officerofficerˈɔfəsərکارمند، مسئول، مقام، مأمور
  • remainremainrɪˈmeɪnماندن، باقی ماندن
  • poisedpoisedpɔɪzdمتین، آرام، باوقار، سنگین
  • unfriendlyunfriendlyənˈfrɛndliسرد، خشک، سرسنگین، خصمانه، غیردوستانه

The hostile atmosphere of a stress interview gives the employer a chance to watch a candidate react to pressure.

جوّ خصمانه‌ی یک مصاحبه‌ی استرس به کافرما یک شانس می‌دهد که واکنش یک داوطلب به فشار را ببیند.

  • hostilehostileˈhɑstəlخشن، خصمانه، نامطلوب
  • atmosphereatmosphereˈætməˌsfɪrاتمسفر، جو
  • employeremployerɛmˈplɔɪərکارفرما، استخدام‌کننده
  • reactreactriˈæktواکنش نشان دادن

In one case, the interviewer ended each interview by telling the candidate, “we’re really not sure that you’re the right person for this job.”

در یک مورد، مصاحبه‌کننده هر مصاحبه را با گفتن (این جمله) به داوطلب تمام می‌کرد؛ «ما واقعاً مطمئن نیستیم که شما شخص مناسب برای این شغل هستید».

  • casecasekeɪsمورد
  • rightrightraɪtدرست، مناسب، شایسته، درخور

One very promising candidate asked the interviewer angrily if he was sure he knew how to conduct an interview.

یک داوطلب خیلی خوش‌آتیه با عصبانیت از مصاحبه‌کننده پرسید که آیا او مطمئن است که می‌داند چگونه یک مصاحبه را پیش ببرد.

  • promisingpromisingˈprɑməsɪŋخوش‌آتیه، کسی که آینده‌ی درخشانی دارد
  • angrilyˈæŋgrəliبا عصبانیت، خشمگینانه
  • ififɪfآیا
  • conductconductˈkɑndʌktاز پیش بردن، اجرا کردن

She clearly could not handle the pressure she would encounter as a television news anchor - the job she was interviewing for.

او به وضوح نمی‌توانست فشاری را که به عنوان یک گوینده‌ی خبر تلویزیون -کاری که برایش مصاحبه ‌می‌کرد- با آن روبرو خواهد شد را تحمل کند.

  • clearlyclearlyˈklɪrliبه وضوح، به طور واضح، به روشنی
  • encounterencounterɪnˈkaʊntərروبرو شدن، مواجه شدن
  • news anchornuz ˈæŋkərگوینده‌ی خبر، اخبارگو

Stress questioning is not appropriate for all jobs.

مصاحبه‌ی استرس برای همه‌ی شغل‌ها مناسب نیست.

  • questioningquestioningˈkwɛsʧənɪŋبازجویی، بازپرسی، مصاحبه
  • appropriateappropriateəˈproʊpriətمناسب، درخور، سزاوار

It may make sense while interviewing a news anchor, but it is unnecessary for less pressure jobs such as accountants, administrative assistants, and computer programmers.

ممکن است وقتی با یک گوینده‌ی خبر مصاحبه می‌کنیم معقول باشد، ولی برای شغل‌هایی با فشار کمتر مثل حسابداران، دستیاران اجرایی، و برنامه نویسان کامپیوتر غیرضروری است.

  • make sensemeɪk sɛnsمعقول بودن، منطقی بودن
  • accountantaccountantəˈkaʊntəntحسابدار
  • administrativeadministrativeədˈmɪnəˌstreɪtɪvاداری، اجرایی
  • assistantassistantəˈsɪstəntدستیار
  • programmerprogrammerˈproʊˌgræmərبرنامه‌نویس

Even when it is appropriate, the stress interview can work against a company because some good candidates will refuse the job after a hostile interview.

حتی وقتی که آن مناسب است، مصاحبه‌ی استرس می‌تواند بر ضد شرکت عمل کند چون برخی از داوطلبان خوب بعد از یک مصاحبه‌ی خصمانه کار را قبول نخواهند کرد.

  • againstagainstəˈgɛnstبر ضد، علیه
  • refuserefuserɪˈfjuzنپذیرفتن، قبول نکردن، امتناع کردن، رد کردن

Melissa Morrow handled her interview beautifully, but later asked herself if she really wanted to work for that company.

ملیسا مورا مصاحبه‌اش را خیلی خوب مدیریت کرد، ولی بعداً از خودش پرسید آیا او واقعاً می‌خواهد برای آن شرکت کار کند.

  • beautifullyˈbjutəfliبه زیبایی، خیلی خوب

Her answer was no.

جوابش «نه» بود.

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

پست بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس ششم High 2 بود. برای مشاهده ترجمه قسمت دوم متن این درس، اینجا کلیک کنید.

3 دیدگاه

  1. درود بر شما کارتون فوق العاده س…بسیار زحمت کشیدید فایل صوتی همزمان گذاشتید…..👌👌👌👌👌👌👌👌

  2. خداقوت. کارتون عاااالیه عاااالی. لذت بردم اینقدر کامل و جامع با فایل صوتی. کارتون حرف نداره خیلی خیلی ممنونم❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *