ترجمه فارسی Reading یونیت ۵ سطح High 2 – بخش اول

Read this transcript of a radio interview with the director of a sleep clinic.

این متن پیاده‌شده از یک مصاحبه‌ی رادیویی با مدیر یک کلینیک خواب را بخوانید.

  • transcript: نسخه‌ی نوشته شده از روی یک سخنرانی یا مصاحبه، رونوشت، متن پیاده‌شده
  • interview: مصاحبه
  • director: مدیر، رئیس، متصدی، سرپرست
  • clinic: درمانگاه،‌ کلینیک

The Snooze

چرت

  • snooze: چرت، خواب کوتاه

CONNIE: Good morning! This is Connie Sung, bringing you “Here’s to Your Health,” a program about modern health issues.

کانی: صبح بخیر! من کانی سانگ هستم و «با آرزوی سلامتی شما» را برایتان می‌آورم، برنامه‌ای درباره‌ی معضلات امروزی سلامتی.

  • Here’s to sb/sth: عبارتی که برای آرزوی خوب کردن برای کسی به کار می‌رود مخصوصاً در زمانی که جام شراب را برمی‌دارند، در فارسی گفته می‌شود «به سلامتی...»
  • modern: امروزی، مدرن
  • issue: موضوع، مشکل، مسئله، معضل

Today we’ve invited Dr. Ray Thorpe to talk to us about insomnia.

ما امروز دکتر ری تورپ را دعوت کرده‌ایم که درباره‌ی بی‌خوابی با ما صحبت کند.

  • insomnia: بی‌خوابی، مرض بی‌خوابی

Dr. Thorpe is the director of the Sleep Disorders Clinic.

دکتر تورپ مدیر یک کلینیک اختلالات خواب است.

  • director: مدیر، رئیس، متصدی، سرپرست
  • disorder: اختلال، نابهنجاری، بیماری
  • clinic: درمانگاه،‌ کلینیک

Welcome to the show!

به برنامه خوش آمدید.

  • show: برنامه‌ی تلویزیونی یا رادیویی

DR. THORPE: Thanks, Connie. It’s great to be here.

دکتر تورپ: ممنون، کانی. اینجا بودن بسیار عالی است .

  • great: عالی، بسیار خوب

CONNIE: Your book Night Shift will be coming out soon.

کانی: کتاب شما «شیفت شب» به زودی منتشر می‌شود.

  • come out:
  • shift: شیفت، نوبت کاری
  • shift: تغییر مکان، انتقال

In it, you tell people to pay more attention to sleep disorders.

در آن، شما به مردم می‌گویید که بیشتر به اختلالات خواب توجه کنند.

What’s the big deal about losing a little sleep?

از دست دادن یک مقدار خواب چه اهمیتی دارد؟

  • big deal: برای بیان بی‌اهمیت پنداشتن چیزی که دیگری آن را مهم می‌داند به کار می‌رود
  • What’s the big deal: چه اهیمتی دارد؟، مگر چه می‌شود؟

DR. THORPE: I always tell people to think of the biggest industrial disaster that they’ve ever heard about.

دکتر تورپ: من همیشه به مردم می‌گویم که به این فکر کنند که بزرگ‌ترین فاجعه‌ی صنعتی که تا کنون درباره آن شنیده‌اند چیست.

  • think of sb/sth: ایده یا پیشنهادی را ایجاد کردن با فکر کردن درباره‌ی آن، نامی برای چیزی برگزیدن با فکر کردن درباره‌ی آن
  • industrial: صنعتی
  • disaster: فاجعه، مصیبت، حادثه‌ی بد

Usually it was caused at least in part by sleep deprivation.

معمولاً آن (فاجعه) دست کم تا قسمتی توسط فقدان خواب ایجاد شده است.

  • at least: حداقل، دست کم
  • in part: تا حدودی، تا قسمتی
  • deprivation: محرومیت، فقدان، نداشتن چیزی که برای سلامتی یا شاد و راحت بودن به آن نیاز داریم

Then I ask them to think about what can happen if they drive when they’re tired.

سپس از آن‌ها می‌خواهم که درباره‌ی این فکر کنند که اگر آن‌ها وقتی خسته‌اند رانندگی کنند چه اتفاقی می‌تواند بیافتد.

Every year, up to 200,000 automobile accidents are caused by drowsy drivers.

هر سال، تا ۲۰۰،۰۰۰ مورد از تصادفات خودرو توسط رانندگان خواب‌آلوده ایجاد شده است.

  • up to: تا، تا حد، برای بیان مقدار حداکثر یک چیز به کار می‌رود
  • automobile: اتومبیل، خودرو
  • drowsy: خواب‌آلود، چرت‌زن

CONNIE: Wow! That is a big problem.

کانی: واو! این مشکل بزرگی است.

DR. THORPE: And a costly one.

دکتر تورپ: و یک (مشکل) هزینه‌بر.

  • costly: هزینه‌بر، گران، پرهزینه

We figure that fatigue costs businesses about $70 million a year.

ما برآورد می‌کنیم که خستگی در سال ۷۰ میلیون دلار برای کسب و کارها هزینه دارد.

  • figure: برآورد کردن، حساب کرن
  • fatigue: خستگی، خستگی خیلی زیاد
  • business: کسب و کار

CONNIE: That’s astounding! But getting back to the personal level, if I come to your clinic, what would you advise me to do?

کانی: این باورنکردنی است! ولی در بازگشت به سطح شخصی، اگر من به درمانگاه شما بیایم، شما چه نصیحتی به من می‌کنید؟

  • astounding: عجیب، باورنکردنی، شگفت‌انگیز

DR. THORPE: First, I would find out about some of your habits.

دکتر تورپ: اول، باید درباره‌ی برخی از عادت‌هایت بفهمم.

  • habit: عادت

If you smoke or drink, I would tell you to stop.

اگر سیگار می‌کشی یا الکل می‌نوشی، به تو خواهم گفت که ادامه ندهی.

  • smoke: سیگار کشیدن، دخانیات مصرف کردن
  • drink (v.): الکل نوشیدن مخصوصاً وقتی که به طور مرتب تکرار می‌شود
  • stop: ادامه ندادن، متوقف کردن

متن فوق شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس پنجم High 2 بود. برای دسترسی به ترجمه بخش دوم متن Reading‌ اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *