ترجمه متن ریدینگ یونیت هشتم High 1 – بخش اول

Read this article from a popular psychology magazine.

این مقاله را از یک مجله روانشناسی پرطرفدار بخوانید.

  • popular: محبوب، پرطرفردار، عامه‌پسند، مردم‌پسند
  • psychology: روانشناسی
  • magazine: مجله، نشریه

Useless Regrets

افسوس‌های بی‌فایده

  • useless: بی‌فایده، به درد نخور
  • regret: تأسف، افسوس، پشیمانی، ندامت

For all sad words of tongue or pen

برای همه‌ی کلمات غم‌انگیز زبان یا قلم

  • tongue: زبان

The saddest are these:

غم‌انگیزترین‌ها ،این‌هایند:

“It might have been.”

«می‌توانست (اینجوری) باشد»

John Greenleaf Whittier

(شاعر:) جان گرینلیف ویتر

Not only the saddest, but perhaps the most destructive.

نه تنها غم‌انگیزترین، بلکه شاید مخرب‌ترین.

  • destructive: مخرب، ویران‌گر

According to recent ideas in psychology, our feelings are mainly the result of the way we think about reality, not reality itself.

بر طبق عقاید اخیر در روانشناسی، احساسات ما عمدتاً نتیجۀ شیوه‌ای است که ما در مورد واقعیت فکر می‌کنیم، نه خود واقیعت.

  • feeling: احساسات، احساس

According to Nathan S. Kline, M.D., it's not unusual to feel deep regret about things in the past that you think you should have done and did not do - or the opposite, about things you did do and feel you should not have done.

به گفته‌ی دکتر ناتان اس. کلین، این غیرعادی نیست که شما در مورد چیزهایی در گذشته که فکر می‌کنید باید انجام می‌داده‌اید و ندادید - یا برعکس، در مورد چیزهایی که انجام دادید و حس می‌کنید نباید انجام می‌دادید، از ته دل افسوس بخورید.

  • M.D. (Doctor of Medicine): دکتر، پزشک
  • deep: عمیق، ژرف، (احساس) از ته دل
  • regret: افسوس خوردن، پشیمان بودن
  • past: گذشته
  • opposite: برعکس

In fact, we learn by thinking about past mistakes.

در حقیقت، ما با تفکر درباره‌ی اشتباهات گذشته درس می‌گیریم.

  • mistake: اشتباه، خطا، سهو

For example, a student who fails the test, learns that he or she should have studied more and can improve on the next test.

برای مثال، دانش‌آموزی که در امتحان مردود می‌شود، یاد می‌گیرد که باید بیشتر درس می‌خوانده است و می‌تواند در امتحان بعدی پیشرفت کند.

  • improve: پیشرفت کردن، بهتر شدن، ترقی کردن

However, thinking too much about past mistakes and missed opportunities can create such bad feelings that people become paralyzed and can't move on with their lives.

با وجود این، فکر کردن بیش از حد در مورد اشتباهات گذشته و فرصت‌های از دست رفته می‌تواند چنان احساسات بدی ایجاد کند که مردم فلج شوند و نتوانند به راه خود در زندگیشان ادامه دهند.

  • too: بیش از حد، زیادی
  • missed: از دست رفته، گم شده
  • opportunity: فرصت، بخت، شانس
  • create: ایجاد کردن
  • such: چنان
  • paralyzed: فلج، زمین‌گیر، افلیج
  • move on: به راه خود ادامه دادن، دوباره راه افتادن

Arthur Freeman, Ph.D., and Rose DeWolf have labeled this process “woulda/coulda/ shoulda thinking,” and they have written an entire book about this type of disorder.

دکتر آرتور فریمن و رز دی‌ولف این فرایند را «تفکر می‌توانست، باید می‌شد، کاشکی» نامیده‌اند، و یک کتاب کامل در مورد این نوع اختلال نوشته‌اند.

  • Ph.D. (Doctor of Philosophy): دکتر، درجه‌ی دکتری
  • label: برچسب زدن، نامیدن، خواندن، به عنوان ... قلمداد کردن
  • process: فرایند، پروسه
  • woulda (=would have): برای بیان حسرت درباره‌ی چیزی که در گذشته وجود داشته به کار می‌رود
  • coulda (=could have): برای بیان حسرت درباره‌ی چیزی که در گذشته می‌توانسته انجام شود به کار می‌رود
  • shoulda (=should have): برای بیان چیزی که در گذشته باید انجام می‌شود ولی انجام نشده به کار می‌رود
  • entire: کامل
  • disorder: ناهنجاری، اختلال

In Woulda/Coulda/Shoulda: Overcoming Regrets, Mistakes, and Missed Opportunities Freeman and DeWolfe suggest challenging regrets with specifics.

در کتاب «می‌توانست، باید می‌شد، کاشکی: غلبه بر افسوس‌ها، اشتباهات و فرصت‌های از دست رفته» فریمن و دی‌ولف پیشنهاد می‌کنند با (استفاده از) جزئیات، افسوس‌ها را به مبارزه بطلبیم.

  • overcome: غلبه کردن، مسلط شدن
  • challenge: به مبارزه طلبیدن، به چالش خواستن
  • specifics: جزئیات

“Instead of saying, ‘I should've done better,’” they suggest, “Write down an example of a way in which you might have done better.

آن‌ها پیشنهاد می‌کنند «به جای گفتن «من باید بهتر عمل می‌کردم»، مثالی از روشی که شما می‌توانستید بهتر عمل کنید را بنویسید.

  • instead of: به جای، در عوض
  • write down: نوشتن، یادداشت کردن

Exactly what should you have done to produce the desired result?

دقیقاً باید چه کار می‌کردید که نتیجه‌ی دلخواه را ایجاد کنید؟

  • produce: تولید کردن، ایجاد کردن، عمل آوردن
  • desired: دلخواه،‌ مورد علاقه، مورد تقاضا
  • result: نتیجه

Did you have the skills, money, experience, etc. at the time?”

آیا در آن زمان مهارت، پول، تجربه، و امثال آن را داشته‌اید؟»

  • skill: مهارت
  • at the time: در زمان مورد نظر

In the case of the student who should have studied more, perhaps on that occasion it was not really possible.

در مورد دانشجویی که باید بیشتر مطالعه می‌کرده است، شاید در آن موقعیت، این واقعاً امکان‌پذیر نبوده است.

  • case: مورد، سوژه
  • occasion: موقعیت، فرصت
  • possible: ممکن، امکانپذیر

When people examine their feelings of regret about the past, they often find that many of them are simply not based in fact.

وقتی مردم احساسات پشیمانی خود را درباره‌ی گذشته بررسی می‌کنند، اغلب متوجه می‌شوند که بسیاری از آن‌ها (افسوس‌ها) اصلاً بر پایه‌ی واقعیت نیستند.

  • examine: وارسی کردن، بررسی کردن، مورد بررسی قرار دادن
  • simply: اصلاً، برای تأکید بر چیزی که گفته می‌شود به کار می‌رود
  • base: بر مبنای ... قرار دادن، بر پایه‌ی چیزی قرار دادن

A mother regrets missing a football game in which her son’s leg was injured.

یک مادر افسوس از دست دادن بازی فوتبالی را می‌خورد که در آن پای پسرش مجروح شد.

  • injure: آسیب زدن، صدمه زدن

متن بالا شامل ترجمه بخش اول متن ریدینگ درس هشتم High 1 بود. برای دسترسی به معنی بخش دوم متن ریدینگ این درس، اینجا کلیک کنید.

5 دیدگاه

  1. خیلییی ممنون عالیی بود لطفا دو یونیت بعدی رو هم بزارید

  2. میخوام از این درس پرینت بگیرم چرا قفله کپی کردن؟

  3. سلام وعرض ادب وسپاس بابت زحماتتون لطفا ترجمه درس دهم high رابزارید درس نهم رانزاشتیدقول دادید درس ده را دراسرع وقت بزاریدممنونم

  4. درس ۹ رو هم لطفا بزارید دیر شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *