معنی فارسی متن Reading‌ یونیت ۷ ترم High 1 – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش دوم متن ریدینگ یونیت هفتم High 1 است. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ این یونیت اینجا کلیک کنید.

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

MOVIE CLASSIC - 10P.M. - 7

فیلم کلاسیک – ۱۰ شب - شبکه ۷

  • classicclassicˈklæsɪkکلاسیک، سنتی، باکیفیت، خیلی خوب، تحسین‌شده

In “It Has to Be You,” baseball star Rob Gold can’t hit a ball anymore.

در «آن باید تو باشی» ستاره‌ی بیسبال راب گلد دیگر نمی‌تواند توپ را بزند.

  • hithithɪtزدن، ضربه زدن، امتیاز گرفتن
  • anymoreanymoreˌɛniˈmɔrدیگر، بیش از این

He has to face the fact that his career might be over.

او باید با این حقیقت روبه‌رو شود که ممکن است حرفه‌اش به پایان برسد.

  • facefacefeɪsروبرو شدن، مواجه شدن
  • careercareerkəˈrɪrشغل، پیشه، حرفه
  • overoverˈoʊvərبه آخر رسیده، تمام، پایان‌یافته

Then he meets a sports psychologist.

بنابراین او با یک روانشناس ورزشی ملاقات کرد.

Soon, Rob is able to hit the ball out of the park, but he can’t strike up a romance with the beautiful psychologist.

به زودی، راب می‌تواند توپ را به بهترین شکل ممکن بزند، ولی او نمی‌تواند یک رابطه‌ی عشقی را با روانشناس زیبا شروع کند.

  • out of the parkaʊt ʌv ðə pɑrkبه بهترین شکل ممکن
  • strike upstraɪk ʌpبرقرار کردن رابطه، سر صحبت را باز کردن، شروع کردن رابطه
  • romanceromanceroʊˈmænsرابطه‌ی عاشقانه، داستان عاشقانه

AGAINST THE LAW - 8P.M. - 4

بر خلاف قانون – ۸ شب - شبکه ۴

Who’s been killing the members of a prestigious law firm?

چه کسی دارد اعضای یک مؤسسه‌ی حقوقی معتبر را می‌کشد؟

  • prestigiousprestigiousprɛˈstɪʤəsمعتبر، آبرومند، صاحب‌نام، دارای وجهه‌ی خوب
  • firmfirmfɜrmشرکت، مؤسسه‌ی تجاری، بنگاه تجاری

It may be a dissatisfied client, or it might even be the head of the firm.

شاید یک مشتری ناراضی باشد، یا حتی ممکن است رئیس شرکت باشد.

  • dissatisfieddissatisfieddɪˈsætəˌsfaɪdناراضی، ناخرسند
  • clientclientˈklaɪəntمشتری، ارباب رجوع
  • headheadhɛdرئیس

It couldn’t be that cute new law school graduate, or could it?

آن نمی‌تواند آن فارغ‌التحصیل جدید تو دل بروی مدرسه حقوقی باشد، یا می‌تواند؟

  • cutecutekjutجذاب، زیبا، دلفریت، تو دل برو، دلنشین، شیرین، بانمک، ملیح
  • graduategraduateˈgræʤuɪtفارغ‌التحصیل

You won’t be able to guess.

شما قادر به حدس زدن نخواهید بود.

“You’d Better Not Look” will keep you in the dark until the very end.

(برنامه‌ی) «بهتر است نگاه نکنی» شما را تا آخر آخر در تاریکی نگه می‌دارد.

  • very endˈvɛri ɛndآخر آخر، انتهای انتها

CARTOON CRISIS - 7P.M. - 5

مرحله‌ی حساس کارتون – ۷ شب - شبکه ۵

  • cartooncartoonkɑrˈtunکارتون، برنامه‌ی انیمشینی
  • crisiscrisisˈkraɪsəsبحران، مرحله‌ی بحرانی، نقطه‌ی عطف، موقع حساس

Linda decided the Stimpsons can’t be her real family.

لیندا به این نتیجه رسید که استیمپسن‌ها نمی‌توانند خانواده‌ی واقعی‌اش باشند‌.

  • decidedecideˌdɪˈsaɪdتصمیم گرفتن درباره‌ی، به این نتیجه رسیدن که، تکلیف چیزی را مشخص کردن

The only smart one in America's favorite cartoon family, Linda believes that her real family must live somewhere in Centerville, and she has got to find them.

تنها شخص باهوش در خانواده‌ی کارتونی محبوب آمریکایی، لیندا اعتقاد دارد که خانواده‌ی واقعی‌اش باید در جایی در سنترویلا زندگی کنند، و او باید آن‌ها را پیدا کند.

  • smartsmartsmɑrtباهوش، زیرک
  • favoritefavoriteˈfeɪvərɪtمحبوب، مورد علاقه
  • CentervilleCentervilleˈsɛntərvɪlنام شهری در ایالت اوهایو آمریکا
  • has (got) tohæz (gɑt) tuمجبور بودن، باید

Could anyone change her mind? Her dad, Hector, might.

آیا کسی میتواند نظر او را عوض کند؟ شاید پدرش، هکتور.

  • change one’s mindʧeɪnʤ wʌnz maɪndنظر کسی را تغییر دادن

Watch this episode of “The Stimpsons” to find out.

این قسمت «استیمپسن‌ها» را ببینید تا بفهمید.

  • episodeepisodeˈɛpəˌsoʊdقسمت، هر قسمت از یک سریال
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

12 دیدگاه

  1. سلام خسته نباشید دمتون گرم خیلی مفیده مطالب، میخواستم بینم این ریدینگ رو چجوری باس سامری داد

    • سلام.
      مثلا می‌تونید یک چنین چیزی را به عنوان خلاصه در نظر بگیرید:
      در این متن چندین برنامه‌ی تلویزیونی که قرار است در آن روز از تلویزیون پخش شود معرفی شده است. شبکه ۹ یک مستند درباره‌ی یوزپلنگ، که سریع‌ترین حیوان دنیاست و اکنون در معرض خطر انقراض است، پخش می‌کند…. الخ

  2. عنوان هایی که سر هر پاراگراف هست چه فرقی با اسم برنامه های میکنه ؟

  3. سلام لطفا درس هشتو زودتر بزارین☹️

  4. میشه لطفا درس ۸ و زودتر بذارید یک هفته شد

  5. Coooooooooooooooooool(灬♥ω♥灬

  6. سلام میشه لطفا سامری ها رو هم بزارید ممنون

  7. سلام… مثل همیشه عالی و کامل بود. این تلفظ و روخوانی متن که اضافه شده خیلی کمک میکنه 🌸😍🌸😍🌸😍

  8. سلام.ممنون از تلاش های بی وقفتون.لطفاََ سامری هار با زبان انگلیسی برامون بزارین اگه میتونین.بازم خیلی خیلی ممنووون😊

  9. سلام خسته نباشید سایتتون فوق العادس
    میشه لطفا سامری هارو به فارسی بزارید آخه خیلیا نمیدونن چطور باید خلاصه کرد.

  10. میشه یه توضیحی درباره سامری بدین؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *