معنی فارسی متن Reading‌ یونیت ۷ ترم High 1 – بخش دوم

متن زیر شامل ترجمه‌ی بخش دوم متن ریدینگ یونیت هفتم High 1 است. برای دسترسی به ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ این یونیت اینجا کلیک کنید.

In “It Has to Be You,” baseball star Rob Gold can’t hit a ball anymore.

در «آن باید تو باشی» ستاره‌ی بیسبال راب گلد دیگر نمی‌تواند توپ را بزند.

  • hit: زدن، ضربه زدن، امتیاز گرفتن
  • anymore: دیگر، بیش از این

He has to face the fact that his career might be over.

او باید با این حقیقت روبه‌رو شود که ممکن است حرفه‌اش به پایان برسد.

  • face: روبرو شدن، مواجه شدن
  • career: شغل، پیشه، حرفه
  • over: به آخر رسیده، تمام، پایان‌یافته

Then he meets a sports psychologist.

بنابراین او با یک روانشناس ورزشی ملاقات کرد.

  • psychologist: روانشناس

Soon, Rob is able to hit the ball out of the park, but he can’t strike up a romance with the beautiful psychologist.

به زودی، راب می‌تواند توپ را به بهترین شکل ممکن بزند، ولی او نمی‌تواند یک رابطه‌ی عشقی را با روانشناس زیبا شروع کند.

  • out of the park: به بهترین شکل ممکن
  • strike up: برقرار کردن رابطه، سر صحبت را باز کردن، شروع کردن رابطه
  • romance: رابطه‌ی عاشقانه، داستان عاشقانه

AGAINST THE LAW - 8P.M. - 4

بر خلاف قانون – ۸ شب - شبکه ۴

Who’s been killing the members of a prestigious law firm?

چه کسی دارد اعضای یک مؤسسه‌ی حقوقی معتبر را می‌کشد؟

  • prestigious: معتبر، آبرومند، صاحب‌نام، دارای وجهه‌ی خوب
  • firm: شرکت، مؤسسه‌ی تجاری، بنگاه تجاری

It may be a dissatisfied client, or it might even be the head of the firm.

شاید یک مشتری ناراضی باشد، یا حتی ممکن است رئیس شرکت باشد.

  • dissatisfied: ناراضی، ناخرسند
  • client: مشتری، ارباب رجوع
  • head: رئیس

It couldn’t be that cute new law school graduate, or could it?

آن نمی‌تواند آن فارغ‌التحصیل جدید تو دل بروی مدرسه حقوقی باشد، یا می‌تواند؟

  • cute: جذاب، زیبا، دلفریت، تو دل برو، دلنشین، شیرین، بانمک، ملیح
  • graduate: فارغ‌التحصیل

You won’t be able to guess.

شما قادر به حدس زدن نخواهید بود.

“You’d Better Not Look” will keep you in the dark until the very end.

(برنامه‌ی) «بهتر است نگاه نکنی» شما را تا آخر آخر در تاریکی نگه می‌دارد.

  • very end: آخر آخر، انتهای انتها

CARTOON CRISIS - 7P.M. - 5

مرحله‌ی حساس کارتون – ۷ شب - شبکه ۵

  • cartoon: کارتون، برنامه‌ی انیمشینی
  • crisis: بحران، مرحله‌ی بحرانی، نقطه‌ی عطف، موقع حساس

Linda decided the Stimpsons can’t be her real family.

لیندا به این نتیجه رسید که استیمپسن‌ها نمی‌توانند خانواده‌ی واقعی‌اش باشند‌.

  • decide: تصمیم گرفتن درباره‌ی، به این نتیجه رسیدن که، تکلیف چیزی را مشخص کردن

The only smart one in America's favorite cartoon family, Linda believes that her real family must live somewhere in Centerville, and she has got to find them.

تنها شخص باهوش در خانواده‌ی کارتونی محبوب آمریکایی، لیندا اعتقاد دارد که خانواده‌ی واقعی‌اش باید در جایی در سنترویلا زندگی کنند، و او باید آن‌ها را پیدا کند.

  • smart: باهوش، زیرک
  • favorite: محبوب، مورد علاقه
  • Centerville: نام شهری در ایالت اوهایو آمریکا
  • has (got) to: مجبور بودن، باید

Could anyone change her mind? Her dad, Hector, might.

آیا کسی میتواند نظر او را عوض کند؟ شاید پدرش، هکتور.

  • change one’s mind: نظر کسی را تغییر دادن

Watch this episode of “The Stimpsons” to find out.

این قسمت «استیمپسن‌ها» را ببینید تا بفهمید.

  • episode: قسمت، هر قسمت از یک سریال

6 دیدگاه

  1. سلام خسته نباشید دمتون گرم خیلی مفیده مطالب، میخواستم بینم این ریدینگ رو چجوری باس سامری داد

    • سلام.
      مثلا می‌تونید یک چنین چیزی را به عنوان خلاصه در نظر بگیرید:
      در این متن چندین برنامه‌ی تلویزیونی که قرار است در آن روز از تلویزیون پخش شود معرفی شده است. شبکه ۹ یک مستند درباره‌ی یوزپلنگ، که سریع‌ترین حیوان دنیاست و اکنون در معرض خطر انقراض است، پخش می‌کند…. الخ

  2. عنوان هایی که سر هر پاراگراف هست چه فرقی با اسم برنامه های میکنه ؟

  3. سلام لطفا درس هشتو زودتر بزارین☹️

  4. میشه لطفا درس ۸ و زودتر بذارید یک هفته شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *