ترجمه متن ریدینگ درس ۶ ترم High 1 – بخش اول

Read an article about robots.

یک مقاله در مورد ربات‌ها بخوانید.

  • articlearticleˈɑrtəkəlمقاله
  • robotrobotˈroʊˌbɑtربات

MY FRIEND THE ROBOT

دوست من ربات

Technology marches on.

فناوری با شتاب پیش می‌رود.

  • TechnologyTechnologytɛkˈnɑləʤiفناوری، تکنولوژی
  • march onmɑrʧ ɑnبا شتاب پیش رفتن، دو اسبه تاختن

What we only dreamed about yesterday is a reality today.

آنچه که ما دیروز درباره‌اش رؤیاپردازی می‌کردیم امروز یک واقعیت است.

  • dreamdreamdrimخواب دیدن، رؤیاپردازی کردن
  • realityrealityˌriˈæləˌtiواقعیت

What we dream about today will become a reality tomorrow - or, at the rate things are going, maybe this evening.

آنچه که ما امروز درباره‌اش رؤیاپردازی می‌کنیم فردا یک واقعیت خواهد شد - یا با سرعتی که چیزها به پیش می‌روند شاید همین بعدازظهر (به واقعیت تبدیل شود).

  • rateratereɪtسرعت، شتاب

Did you know, for example, that there are now computers that can operate underwater?

برای مثال آیا شما می‌دانستید که هم اکنون کامپیوترهایی هستند که می‌توانند زیر آب کار کنند؟

  • operateoperateˈɑpəˌreɪtکار کردن، عمل کردن، فعالیت کردن
  • underwaterunderwaterˈʌndərˌwɔtərزیر آب

Soon there will be computers that we can wear.

به زودی کامپیوترهایی وجود خواهند داشت که ما می‌توانیم بپوشیم.

  • wearwearwɛrپوشیدن، به تن کردن

There is now computer-controlled plastic surgery.

اکنون جراحی پلاستیک با کنترل کامپیوتری وجود دارد.

  • surgerysurgeryˈsɜrʤəriجراحی، عمل جراحی

And then there are robots.

و بعدش ربات‌ها وجود دارند.

Twenty years ago, hardly anyone thought personal computers would become common in the home, but they have.

بیست سال پیش، به ندرت کسی فکر می‌کرد که کامپیوترهای شخصی در خانه رایج خواهند شد، اما (رایج) شدند.

  • hardlyhardlyˈhɑrdliبه ندرت، به زحمت، ابداً
  • commoncommonˈkɑmənمتداول، رایج، مرسوم، عادی، معمولی

Robots may now be at the stage that personal computers were twenty years ago.

ربات‌ها شاید هم اکنون در مرحله‌ای باشند که کامپیوترها بیست سال پیش بودند.

  • stagestagesteɪʤمرحله، برهه، گام

The development of the personal robot may be the next big technological advance, and some are predicting that within twenty years, home robots will have become as common as PCs are today.

توسعه‌ی ربات شخصی ممکن است پیشرفت فناورانه‌ی بزرگ بعدی باشد، و برخی دارند پیش‌بینی می‌کنند که در طی بیست سال، ربات‌های خانگی به اندازه‌ا‌ی که کامپیوترهای شخصی امروز رایج هستند مرسوم خواهند شد.

  • developmentdevelopmentdɪˈvɛləpməntتوسعه، گسترش
  • technologicaltechnologicalˌtɛknəˈlɑʤɪkəlفناورانه، تکنولوژیکی
  • advanceadvanceədˈvænsپیشرفت
  • withinwithinwɪˈðɪnدر طول، طی
  • PC (Personal Computer)ˈpiˈsi (ˈpɜrsɪnɪl kəmˈpjutər)رایانه‌ی شخصی، کامپیوتر شخصی

Robots that looked like vaguely humanoid, walking tin cans used to be the staple of science fiction writers.

ربات‌هایی که به طور مبهمی شبیه به انسان به نظر می‌رسیدند، قوطی حلبی‌های راه رونده که به عنوان موضوع عمده‌ی نویسندگان داستان‌ علمی-تخیلی استفاده می‌شدند.

  • vaguelyˈveɪgliبه طور مبهمی، به طور گنگی، کمابیش، بگویی نگویی، تقریباً، تا حدی
  • humanoidhumanoidhumanoidانسان‌مانند، انسان‌وار، شبیه انسان
  • tintintɪnحلبی، حلب
  • cancankænقوطی
  • staplestapleˈsteɪpəlموضوع اصلی، موضوع عمده
  • fictionfictionˈfɪkʃənداستان تخیلی، افسانه
  • science fictionscience fictionˈsaɪəns ˈfɪkʃənداستان علمی-تخیلی

Czech writer Karel Capek gave us the word “robot” in his play R.U.R., Rossum’s Universal Robots, in 1921.

نویسنده‌ی (اهل کشور) چک، کارل چاپک واژه‌ی «ربات» را در سال 1۹۲۱ در نمایشنامه‌‌اش «ربات‌های عمومی روسوم» به ما داد.

  • CzechCzechʧɛkچک، اهل کشور چک
  • playplaypleɪنمایشنامه
  • UniversalUniversalˌjunəˈvɜrsəlعمومی، همگانی، عام
  • Rossum’s Universal RobotsRossum's ˌjunəˈvɜrsəl ˈroʊˌbɑtsنام نمایشنامه‌ای بسیار معروف که در فارسی «کارخانه‌ی ربات‌سازی روسوم» ترجمه شده است

Capek coined the term from robota, which means “forced labor” or “drudgery.”

چاپک این اصطلاح را از روبوتا درست کرد، که به معنی «کار اجباری» یا «بیگاری» است.

  • coincoinkɔɪnساختن، درست کردن، وضع کردن
  • termtermtɜrmاصطلاح
  • forcedforcedfɔrstمجبور، اجباری، زورکی
  • laborlaborˈleɪbərکار، کارگر، کارگری
  • drudgerydrudgeryˈdrʌʤəriبیگاری

The robots in Capek’s play eventually destroyed mankind because they had learned to love and hate.

ربات‌ها در نمایشنامه‌ی چاپک سرانجام بشر را نابود کردند چون آن‌ها یاد گرفته بودند که دوست داشته باشند و متنفر باشند.

  • eventuallyeventuallyɪˈvɛnʧəwəliسرانجام، بالاخره، در نهایت
  • mankindmankindˈmænˈkaɪndبشر، بشریت، نوع بشر، نوع انسان
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

پست بالا شامل ترجمه‌ی بخش اول متن ریدینگ یونیت ۶ ترم High 1‌ بود. برای مشاهده ترجمه بخش دوم Reading این درس High 1 اینجا کلیک کنید.

۶ دیدگاه

  1. مرسییییییی عالیهههه ادامه بدین

  2. خیلی عالیه اگه می تونین توضیحات گرامرهای هر درس رو هم اضافه کنید

  3. واقعا بخاطر بخش جدید ممنون عالیییی شده

  4. میشه لطفا سامری هم بزارین خیلی واقعا نیاز داریم بهش

  5. سلام.لطفا اگه میشه سامری این درسو بزارین.ممنون میشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *