ترجمه متن ریدینگ یونیت ۵ های ۱ – بخش دوم

متن زیر مربوط به ترجمه بخش دوم متن ریدینگ یونیت ۵ است. برای مشاهده ترجمه بخش اول Reading این درس High 1 اینجا کلیک کنید.

He said he thinks commitment is important and that people have to work at relationships to make them successful.

او گفت که فکر میکند تعهد مهم است و مردم باید روی روابط کار کنند تا آن‌ها را موفق سازند.

  • commitmentcommitmentkəˈmɪtməntتعهد، پایبندی، وفاداری
  • relationshiprelationshipriˈleɪʃənˌʃɪpرابطه، ارتباط، مراوده

Weinlick’s sister, Wenonah Wilms, said she thought that all of the candidates were nice but that she was looking for someone really special.

خواهر واینلیک، ونونا ویلمز، گفت فکر می‌کند همه‌ی کاندیداها خوبند ولی او دنبال کسی است که واقعاً خاص باشد.

  • nicenicenaɪsخوب، دلپذیر، خوشایند
  • specialspecialˈspɛʃəlخاص، منحصر به فرد

Wilms added that it was important for her brother to marry someone who would fit into family celebrations like at Christmas.

ویلمز اضافه کرد که برای برادرش مهم است با کسی ازدواج کند که در جشن‌های خانوادگی مانند کریسمس شرکت کند.

  • addaddædافزودن، اضافه کردن مطلبی به مطالبی که قبلاً گفته شده
  • fit intofɪt ˈɪntuعضو یک گروه بودن، در یک گروه پذیرفته شدن
  • celebrationcelebrationˌsɛləˈbreɪʃənجشن
  • ChristmasChristmasˈkrɪsməsکریسمس، جشن تولد حضرت مسیح در روز ۲۵ دسامبر

So who won the election?

پس چه کسی این گزینش را برنده شد؟

  • electionelectionɪˈlɛkʃənانتخابات، گزینش

It was Elizabeth Runze, a pharmacy student at the University of Minnesota.

آن (شخص) الیزابت رانز، دانشجوی داروسازی در دانشگاه مینسوتا بود.

  • pharmacypharmacyˈfɑrməsiداروسازی

Runze hadn't met Weinlick before she picked up a candidate survey on the Monday before the wedding.

رانز قبل از این که در دوشنبه‌ی قبل از عروسی در نظرسنجی کاندیدا شرکت کند، واینلیک را ندیده بود.

  • surveysurveyˈsɜrˌveɪنظرسنجی، پرسشنامه

They talked more when Runze turned in the survey about her career plans and hobbies the next day.

آن‌ها روز بعد رانز پرسشنامه درباره‌ی برنامه‌های شغلی و سرگرمی‌هایش را برگرداند، بیشتر با هم حرف زدند.

  • turn inturn intɜrn ɪnبرگرداندن، تحویل دادن
  • careercareerkəˈrɪrشغل، حرفه
  • hobbyhobbyˈhɑbiسرگرمی

After her selection, Runze said the day was the most incredible she had ever experienced.

بعد از انتخابش، رانز گفت آن روز عالی‌ترین روزی بود که تا به حال تجربه کرده است.

  • incredibleincredibleɪnˈkrɛdəbəlباورنکردنی، خاص، عالی

Weinlick was happy, too.

واینلیک هم خوشحال بود.

After the selection the groom said the plan turned out almost exactly as he hoped.

بعد از انتخاب، داماد گفت برنامه تقریباً عین همانطور که انتظارش را داشت از آب درآمد.

  • groomgroomgrumداماد
  • turn outturn outtɜrn aʊtاتفاق افتادن، از آب درآمدن،‌ جور خاصی نتیجه دادن
  • almostalmostˈɔlˌmoʊstتقریباً
  • exactlyexactlyɪgˈzæktliدقیقاً

By the time the wedding day rolled around, Weinlick had prepared everything: the rings, the musicians, his tuxedo, and the reception afterwards.

زمانی که روز عروسی فرارسید، واینلیک همه چیز را آماده کرده بود: حلقه‌ها، نوازنده‌ها ، لباس رسمی‌اش، و بعد از آن مهمانی.

  • By the timebaɪ ðə taɪmزمانی که، وقتی که
  • roll aroundroʊl əˈraʊndفرارسیدن یک زمان خاص
  • ringringrɪŋحلقه
  • musicianmusicianmjuˈzɪʃənنوازنده، ساز زن، موسیقی‌دان
  • tuxedotuxedoˌtʌkˈsidoʊلباس مخصوص مهمانی رسمی
  • receptionreceptionrɪˈsɛpʃənمهمانی که برای جشن گرفتن یک مناسبت و یا خوشامدگویی به کسی برگزار می‌شود
  • afterwardsˈæftərwərdzبعد از آن چیزی که الان ذکر شد

The two took their vows at the Mall of America in Minneapolis while about 2000 shoppers looked on from the upper levels of the mall.

دو (نفر) در مرکز خرید آمریکا در مینیپولیس پیمان زناشویی بستند در حالی که حدود ۲۰۰۰ خریدار آن‌ها را از طبقه‌های بالایی مرکز خرید تماشا می‌کردند.

  • vowvowvaʊعهد، پیمان
  • take vowsteɪk vaʊzعقد کردن، پیمان زناشویی بستن
  • mallmallmɔlمرکز خرید
  • MinneapolisMinneapolisˌmɪniˈæpəlɪsمینپولیس، شهری در شرق ایالت مینسوتا آمریکا
  • shoppershopperˈʃɑpərخریدار، کسی که در یک مغازه خرید می‌کند
  • levellevelˈlɛvəlطبقه

Weinlick and Runze’s union qualifies as an “arranged marriage,” a phenomenon which is never had much currency in America.

پیوند واینلیک و رانز تحت عنوان «ازدواج برنامه‌ریزی شده» توصیف می‌شود، پدیده‌ای که هرگز رواج زیادی در آمریکا نداشته است.

  • unionunionˈjunjənاتحاد، پیوند
  • qualifyqualifyˈkwɑləˌfaɪتوصیف شدن، شریط چیزی را داشتن
  • arrangedəˈreɪnʤdترتیب داده شده،‌ برنامه‌ریزی شده
  • arranged marriageəˈreɪnʤd ˈmɛrɪʤازدواجی که در آن پدر و مادرها همسری برای فرزندشان انتخاب می‌کنند
  • phenomenonphenomenonfəˈnɑməˌnɑnپدیده
  • currencycurrencyˈkɜrənsiرواج

Arranged marriages are common in many other parts of the world, though, or at least they used to be.

اگر چه ازدواج‌های برنامه‌ریزی شده در بخش‌های دیگر زیادی از جهان معمول است، یا دست کم (معمول) بوده است.

  • used tojuzd tuبرای بیان چیزی که در گذشته انجام می‌شده ولی الان انجام نمی‌شود به کار می‌رود

Runze’s parents support the marriage.

والدین رانز از ازدواج حمایت کردند.

  • supportsupportsəˈpɔrtحمایت کردن، پیشتیبانی کردن، تأیید کردن، طرفداری کردن

Runze’s mother said her daughter was taking the whole event seriously.

مادر رانز گفت دخترش همه‌ی رویداد را جدی گرفته بود.

She predicted the couple’s marriage would be long-term.

او پیش‌بینی کرد ازدواج آن زوج طولانی مدت خواهد بود.

  • couplecoupleˈkʌpəlزوج، زن و شوهر، جفت
  • long-termlong-termˈlɔŋˈtɜrmبلند مدت، طولانی مدت

Weinlick father wasn't so positive.

پدر واینلیک زیاد خوش‌بین نبود.

  • positivepositiveˈpɑzətɪvمثبت، خوش‌بین، کسی که درباره‌ی چیزی امیدوار است و حس خوبی نسبت به آن دارد

He said he admired his son’s independence and wished him well but wasn't really happy about the wedding, adding that he thought it was a case of treating a serious step too lightly.

او گفت استقلال پسرش را تحسین می‌کند و برای او آرزوی خوب می‌کند ولی واقعاً درباره‌ی عروسی خوشحال نیست، در حالی که اضافه کرد که او فکر می‌کند این یک نمونه از برداشتن یک گام جدی بدون خوب فکر کردن است.

  • admireadmireædˈmaɪrتحسین کردن
  • independenceindependenceˌɪndɪˈpɛndənsاستقلال، عدم وابستگی
  • treattreattritرفتار کردن، برخورد کردن
  • stepstepstɛpگام
  • lightlylightlyˈlaɪtliسبک
  • treat sth lightlytrit sth ˈlaɪtliانجام کاری بدون این که درباره‌اش خوب اندیشیده باشیم
اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

۱۹ دیدگاه

  1. خیلی ممنون بسیار کمک کننده بود🙏🙏🙏🌹🌹🌹

  2. خیلی ممنون…بسیار کمک کننده بود🌹🌹🙏🙏🙏🙏

  3. سلام مثل همیشه ممنونم

  4. ممنونم خیلی کمکم کرد🌹🌹🌹🌹🌹

  5. محمد مهدی

    تشکر . ترجمه یونیت ۶ رو کی میزارید؟

  6. مرسی عالی بود چطور برا این درس سامری بگیم

    • برای گفتن سامری هر متنی، کافیه فرض کنید که قصد دارید در چند جمله اون متن را برای دوستتون تعریف کنید. و همان چیزها را بنویسید.

  7. سلام…
    مثل همیشه کامل و عالی بود. باتشکر🌸🌹🌹🌹

  8. یه دنیا ممنون

  9. واقعا عالیه ممنون از سایت خوبتون

  10. سلام خیلی خیلی ممنون.
    میشه یک لطفی بکنید و برای ریدینگ ها سامری هم بزارید؟؟
    اگه بزار خیلی عالی میشه.

  11. سلام اگه میتونین خواهشا سامری هم بذارید
    خیلی ممنون

  12. خیلی خیلی ممنونم واقعا لطف کردین

  13. 💖 Perfect like always. Thank you very much. I really appreciate you guys working hard for students like us

  14. خیلی خیلی ممنون بابت زحمات ارزشمندتون ولی کاش میشد سامری هم برامون بزارید و برای کلمه ها یک مثال خیلی کوچولو هم بزنین💜💙

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *