معنی متن ریدینگ یونیت سوم Pre 3

Silly Questions, Brilliant Answers

سوال های احمقانه جواب‌های زیرکانه

  • Silly: احمقانه، بچگانه
  • Brilliant: هوشمندانه، زیرکانه، عالی، درخشان

Several years ago, Masaru Ibuka, the chairman of Sony, was at a company planning meeting.

چندین سال پیش، ماسارو ایبوکا، رئیس سونی در یک جلسه‌ی برنامه‌ریزی شرکت بود.

  • chairman: رئیس
  • company: شرکت
  • meeting: جلسه، نشست

Suddenly he had a brilliant idea.

ناگهان او یک ایده‌ی زیرکانه داشت.

He stopped the meeting and asked everyone present what would happen if Sony removed the recording function and speaker and sold headphones with a tape player instead.

او جلسه را متوقف کرد و از همه‌ی حاضرین پرسید چه اتفاقی می‌افتاد اگر سونی عملکرد ضبط و بلندگو را حذف می‌کرد و به جای آن هدفون را با یک پخش‌کننده‌ی نوار می‌فروخت.

  • present: حاضر
  • remove: برداشتن، حذف کردن
  • record: ضبط کردن
  • function: کارکرد، عمل، کار
  • speaker: بلندگو
  • headphones: هدفون، گوشی
  • tape: نوار
  • instead: به جای آن

Almost everyone thought he was crazy.

تقریباً همه فکر کردند او دیوانه است.

  • almost: تقریباً
  • crazy: دیوانه، مجنون

Still, Ibuka kept thinking about his idea and worked at refining it.

ایبوکا همچنان به فکر کردن در مورد ایده‌اش ادامه داد و روی اصلاح آن کار کرد.

  • idea:
  • refine: بهبود دادن، تصحیح کردن، اصلاح کردن، تغییر دادن به منظور بهتر شدن

The result, of course, turned out to be the widely successful Sony Walkman.

نتیجه، البته، موفقیت گسترده‌ی واکمن سونی از کار در آمد.

  • result: نتیجه
  • turn out to be: معلوم شدن، کاشف به عمل آمد، از کار درآمدن
  • widely: به طور گسترده

Good ideas often start with a really silly question.

ایده‌های خوب، خیلی اوقات با یک سؤال واقعاً احمقانه شروع می‌شوند.

  • often: معمولاً، خیلی وقت‌ها

Bill Bowerman was making breakfast one day.

یک روز بیل باورمن داشت صبحانه درست می‌کرد.

As he stood there making waffles for his son, he wondered what would happen if he poured rubber into his waffle iron.

هنگامی که آنجا ایستاد که برای پسرش کیک درست کند، او (از خودش) پرسید که اگر او لاستیک را در دستگاه کیک‌ساز بریزد، چه اتفاقی خواهد افتاد.

  • stood (the past tens of Stand):
  • wonder: پرسیدن، از خود پرسیدن، فکر کردن به چیزی که درباره آن مطمئن نیستیم
  • pour: ریختن، مثل ریختن آب در لیوان
  • rubber: لاستیک
  • waffle: نوعی کیک
  • waffle iron: یکی از لوازم آشپزخانه که برای پخت نوعی کیک استفاده می‌شود

Later, he tried it and the result looked something like the bottom of most sports shoes we see today.

بعدا او آن را امتحان کرد و نتیجه شبیه کف خیلی از کفش‌های ورزشی که ما امروز می‌بینیم به نظر رسید.

  • bottom: زیر، کف
  • sport: ورزش

Still, when he took this idea to several existing shoe companies, he was literally laughed at.

با این وجود وقتی او این ایده را به شرکت‌های موجود کفش متعددی برد، به معنای واقعی کلمه به او خندیده شد.

  • still: با این وجود
  • existing: موجود
  • literally: به معنای واقعی کلمه

In fact, every single company turned him down.

در واقع هر واحد شرکت او را رد کرد.

  • turn down: نپذیرفتن، رد کردن

Though rather discouraged, Bowerman persevered and went on to form his own company, making NIKE athletic shoes.

اگرچه نسبتاً دلسرد، باورمن استقامت کرد و ادامه داد تا شرکت خودش را ایجاد کند - کفش‌های ورزشی نایکی.

Sometimes good ideas grow out of frustration.

بعضی مواقع ایده‌های خوب از ناامیدی رشد می‌یابند.

  • frustration: ناامیدی

When Fred Smith was a student at Yale University, he had some paperwork that he needed to have delivered across the country the next day.

هنگامی که فرد اسمیف یک دانشجو در دانشگاه ییل بود، او مقداری کاغذبازی داشت که باید آن‌ها را روز بعد در طرف دیگر کشور تحویل می‌داد.

  • paperwork: کاغذ بازی اداری، کار مربوط به نامه‌نگاری
  • deliver: تحویل دادن
  • across: از این طرف به آن طرف، در عرض

Smith was amazed to find out that overnight delivery was impossible.

اسمیت که از این که فهمید تحویل شبانه ناممکن است، متحیر بود.

  • amazed: متعجب، متحیر، سردرگم
  • overnight: شبانه، در طول شب
  • impossible: غیرممکن، ناممکن

He sat for a long while wondering why.

او برای مدتی نشست و متعجب بود که چرا.

Why couldn’t there be a reliable overnight mail delivery service?

چرا نمی‌توانست یک خدمات تحویل پستی شبانه‌ی قابل اعتماد وجود داشته باشد؟

  • reliable: قابل اطمینان، قابل اتکا
  • mail: نامه، پست
  • delivery: تحویل
  • service: خدمت، خدمات، سرویس

He decided to design one.

او تصمیم گرفت یکی طراحی کند.

  • design: طراحی کردن

Smith did just that and turned his design into a class project.

اسمیف همین کار را کرد و طراحی خود را به یک پروژه کلاسی تبدیل کرد.

  • turn into: تبدیل کردن به
  • project: پروژه

His business professor gave him only a “C” for his efforts.

استاد کسب و کار او فقط یک نمره C برای تلاشش به او داد.

  • business: کسب و کار
  • professor: استاد
  • effort: تلاش

However, Smith was not through.

به هرحال اسمیت (کارش را) تمام نکرده بود.

  • through: تمام شده

He refined the ideas in that class project and eventually turned them into one of the first and most successful overnight mail services in the world - FedEx.

او ایده‌های داخل آن پروژه کلاسی را بهبود داد و سرانجام آن‌ها را به یکی از اولین و موفق‌ترین سرویس‌های پستی شبانه در جهان یعنی تبدیل کرد – فدکس.

  • eventually: سرانجام

We know today, of course, that each of these ideas led to an incredibly successful product or service that has changed the way many of us live.

البته ما امروز می‌دانیم که هر یک از این ایده‌ها به یک محصول یا خدمت بطور باور نکردنی موفق منجر شدند که روش زندگی بسیاری از ما را تغییر داد.

  • led to (the past tens of Lead to): منجر شدن
  • incredibly: به طور باورنکردنی
  • product: محصول

The questions are usually open-ended and are often silly.

سوالات معمولاً با پایان باز هستند و خیلی اوقات احمقانه‌اند.

  • open-ended: بازپایان، با پایان باز

Children aren't afraid to ask such questions, but adults frequently are.

کودکان از پرسیدن چنین سوالاتی هراسان نیستند، اما افراد بالغ غالباً هستند.

  • afraid: ترسان، هراسان
  • such: چنین
  • adult: بزرگسال، بالغ
  • frequently: غالباً

Think how different the world might be if people never asked “silly” questions!

فکر کنید ممکن بود جهان چقدر متفاوت باشد اگر مردم هرگز سوالات «احمقانه» نمی‌پرسیدند!

  • different: متفاوت

7 دیدگاه

  1. خواهش مييييييييييكنم هرچه زودتر ريدينگ هاي بعدي رو تكميل كنيد…..
    ما الان درس هفتيم ولي چهار هنوز نيومده🤕
    اگر دير شه ديگه چه فايده اي داره☹️
    لطفااااااااااااااااااااااااااااااااا
    رسيدگي كنيد
    ممنونم ازدزحماتتوووووووون

    • سلام.
      احتمالا شما در ترم فشرده ثبت نام کردید. چون طبق تقویم کانون، زبان‌آموزان دوره‌های عادی هنوز به درس ۴ نرسیدن.
      ما همزمان در حال ترجمه‌ی متن‌های ۱۲ ترم مختلف هستیم، واقعا سریع‌تر از این در توان ما نیست. اگر هم این ترم نتونستیم به شما کمک کنیم، امیدواریم در ترم‌های آینده بتونید از ترجمه‌های سایر لول ها بهره ببرید.
      موفق باشید

      • خيلي ممنونم از جواب دهيتون🤗
        بله من فشرده هستم
        و ترم هاي بعدي هم فشرده هستم
        اميدوارم ترم بعد بتونم از كمك هاي فوق العاده شما بهره كامل رو ببرم🌷
        بازم ممنونم از سايت فوق العاده عالييييييييييييتون

  2. سلام و خسته نباشيد سايت عالي هست فقط بخش سامري هم ميشه بهش اضافه كنيد لطفا ممنون☺️☺️🙏🏻🙏🏻🙏🏻

  3. slm.alitar az in nadidam . lotfan sameri ro ham bezarin . mamnoon az zahamatetoon.

  4. عالیه خیلی ممنون اگه شد سامریرهم اضافه کنید

  5. خيلي خوبههههه فقط ميشه درس ٧ pre3 رو زود بزاريد 😢😩😫😍♥️♥️😻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *