ترجمه سطر به سطر Reading‌ یونیت اول Pre 3

Travel Wisely, Travel Well

عاقلانه سفر کن, به خوبی سفر کن

  • Wisely خردمندانه، عاقلانه

A businessman who travels all over the world gives a little advice on “wise traveling”.

یک تاجر که به سراسر جهان سفر می کند، در مورد «سفر کردن خردمندانه» کمی توصیه می‌کند.

  • businessman تاجر، بازرگان
  • give advice توصیه کردن

I have learned, often the hard way, that there are a few simple rules about how to make life easier both before and after your journey.

من آموخته‌ام (اغلب از راهی دشوار) که چند قاعده‌ی ساده در مورد چگونگی آسان‌تر کردن زندگی هم پیش و هم پس از سفر وجود دارد.

  • often معمولاً، اغلب
  • rule قانون
  • journey سفر، مسافرت

First of all, always check and double-check departure times.

اول از همه، همیشه زمان حرکت را بررسی و دوباره بررسی کنید.

  • double-check دوباره بررسی کردن
  • departure عزیمت، حرکت

It is amazing how few people really do this carefully.

شگفت‌انگیز است که چه مردم کمی واقعاً با دقت این کار را انجام می‌دهند.

  • carefully با دقت

Once I arrived at the airport a few minutes after ten.

یک بار من چند دقیقه پس از ده به فرودگاه رسیدم.

My secretary had got the ticket for me and I thought she said that the plane left at 10:50.

منشی‌ام بلیط را برایم گرفته بود و من فکر کردم که او گفت هواپیما ساعت ۱۰:۵۰ (فرودگاه را) ترک می‌کند.

  • secretary منشی
  • ticket بلیت
  • plane هواپیما

I walked calmly to the departure desk, thinking I still had a little time to spare.

من به آرامی به طرف میز حرکت قدم زدم, در حالی که فکر می کردم که هنوز کمی زمان دارم که صرف کنم.

  • calmly با آرامش، به آرامی
  • spare صرف کردن (وقت، پول و...)، گذراندن

I didn’t bother to take a good look at the ticket.

من زحمت نکشیده بودم که به بلیط نگاهی خوب بیندازم.

  • bother اذیت کردن،‌ سختی دادن

The clerk at the desk told me politely but firmly that the departure time was 10:15 and that the flight was, according to international regulations, “now closed”.

متصدی پشت میز مؤدبانه در عین حال قاطعانه به من گفت که زمان حرکت ۱۰:۱۵ بوده و اینکه پرواز، طبق قوانین بین‌المللی، اکنون بسته شده است.

  • clerk کارمند، منشی
  • politely مؤدبانه
  • firmly محکم، قاطعانه
  • according to بر اساس، بر طبق
  • international بین‌المللی
  • regulation قانون، مقررات

I had to wait three hours for the next one and missed an important meeting.

من باید سه ساعت برای (پرواز) بعدی صبر می کردم و یک جلسه‌ی مهم را از دست دادم.

  • meeting جلسه، نشست، دیدار

The second rule is to remember that even in this age of credit cards, it is still important to have at least a little of the local currency with you when you arrive in a country.

قانون دوم این است که به یاد داشته باشید که حتی در این عصر کارت های اعتباری، هنوز هم مهم است هنگامی که به کشوری می رسید، حداقل مقدار کمی پول محلی را به همراه داشته باشید.

  • age عصر، دوره، زمانه
  • credit cards کارت اعتباری
  • still هنوز
  • at least حداقل، دست کم
  • local محلی
  • currency پول، وجه رایج

This can be absolutely essential if you are flying to a place few tourists normally visit.

اگر شما در حال پرواز به جایی باشید که معمولا گردشگر‌های کمی از آنجا دیدن می کنند، این (موضوع) می‌تواند کاملا ضروری باشد.

  • absolutely کاملاً، مسلماً
  • essential ضروری
  • tourist گردشگر، توریست

A few years ago, I took a business trip to Oklahoma.

من چند سال پیش به اوکلاهاما سفری تجاری انجام دادم.

I flew there from London via Dallas, with very little time to change planes in between.

من با وقت اندکی برای تعویض هواپیماها در میان (راه)، از لندن از طریق دالاس به آنجا پرواز کردم.

  • flew: the past tens of Fly پرواز کردن

I arrived there at midnight and the bank at the airport was closed.

من در نیمه شب به آن جا رسیدم و بانک در فرودگاه بسته بود.

  • midnight نیمه شب

The only way to get to my hotel was by taxi and since I had no dollars, I offered to pay in pounds instead.

تنها راه برای رسیدن به هتلم توسط تاکسی بود، و از آن جایی که من هیچ دلاری نداشتم، پیشنهاد کردم که در عوض پوند بپردازم.

  • since چون، از آنجا که
  • offer پیشنهاد دادن، عرضه کردن، پیشکش کردن
  • pound پوند، واحد پول انگلستان
  • instead به جای، در عوض

“Listen, buddy! I only take real money!” The driver said angrily.

راننده با عصبانیت گفت: گوش کن رفیق! من فقط پول واقعی می‌گیرم!

  • buddy رفیق، برای صدا زدن کسی که اسمش را نمی‌دانیم به کار می‌رود
  • real واقعی
  • angrily با عصبانیت، با خشم

Luckily I was able to borrow a few dollars from a clerk at the hotel, but it was very embarrassing.

خوشبختانه قادر بودم چند دلار از یک کارمند در هتل قرض بگیرم, اما خیلی خجالت‌آور بود.

  • Luckily خوشبختانه
  • borrow قرض گرفتن
  • clerk کارمند، منشی
  • embarrassing خجالت‌آور، شرم‌آور

The third and last rule is to find out as much as you can about the weather at your destination before you leave, especially if you can take only a little baggage with you.

سومین و آخرین قانون این است که پیش از آن که بروید تا آنجا که می‌توانید درباره‌ی آب و هوای مقصدتان بدانید(تحقیق کنید), خصوصاً اگر می‌توانید فقط مقدار کمی بار و بنه با خودتان بردارید.

  • destination مقصد
  • baggage بار و بنه در سفر، چمدان

I feel sorry for some of my colleagues who travel in heavy suits and raincoats in May, when it is still fairly cool in London or Manchester, to places like Athens, Rome or Madrid, where it is already beginning to get quite warm during the day.

من برای برخی از همکارانم احساس تأسف می کنم که در ماه می، وقتی که هنوز در لندن یا منچستر نسبتا سرد است، با لباس‌های سنگین و بارانی به جایی مثل آتن، رم یا مادرید سفر می کنند؛ جایی که الان در طول روز شروع کرده به نسبتاً گرم شدن.

  • colleague همکار
  • heavy سنگین
  • raincoat لباس بارانی
  • fairly نسبتاً
  • quite تقریباً، نسبتاً

Few people understand just how important it is to have the right sort of clothes with you in these days of rapid air travel.

افراد کمی درک می کنند که داشتن یک نوع لباس مناسب با شما، در این روزها‌ی سفر سریع هوایی، چقدر مهم است.

  • sort نوع، جور
  • rapid سریع، تند

6 دیدگاه

  1. Dars 7 v 8 lotfaaaaaaaaaaan
    Besiyar aliiiiiooooooooooooo
    Tachakoooooooooooorrrrrrr
    😙😍😀😁🙄

  2. عالیییییییی بود اینم ستاره های کارتون*************************************************************************************************…

  3. Mercy ke bare be in bozorgy ro az dosjemon barmidarin;)

  4. بسیار متشکرم برای این ترجمه خوب و معنی لغات عالی.
    امیدوارم که با انرژی تمام به این کار ادامه بدهید.

  5. سلام وخسته نباشید واقعا ممنونم از زحمات زیادتون.به من کمک زیادی کردید برای اینکه واقعا مشکل زیادی در ترجمه داشتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *