معنی فارسی متن دیالوگ یونیت ۸ ترم پیری 3

ترجمه متن دیالوگ درس هشتم PRE 3 کانون زبان

A Household Emergency

یک وضع اضطراری خانه

  • householdhouseholdˈhaʊsˌhoʊldمربوط به خانه، خانه، خانگی
  • emergencyemergencyɪˈmɜrʤənsiوضع فوق‌العاده، حالت اضطراری، واقعه‌ی غیرمنتظره، فوریت

Mrs. Ford has just come back from a trip and there is an inch of water on the floor of her kitchen and living room.

خانم فورد همین الان از سفر برگشته و یک اینچ آب در کف آشپزخانه و اتاق نشیمنش وجود دارد.

  • justjustʤʌstتازه، همین الان، درست همین الان
  • triptriptrɪpسفر، مسافرت
  • inchinchɪnʧاینچ، واحد اندازه‌گیری طول تقریبا برابر ۵۴/۲ سانتی‌متر
  • floorfloorflɔrکف، زمین
  • kitchenkitchenˈkɪʧənآشپزخانه
  • living roomliving roomˈlɪvɪŋ rumاتاق نشیمن، هال

Mrs. Ford: What a mess! I've been out of town for a week and there's water everywhere.

خانم فورد: چه افتضاحی! من یک هفته بیرون از شهر بوده‌ام و همه جا (پر از) آب است.

  • messmessmɛsبه هم ریختگی، کثافت‌کاری، افتضاح، گندکاری؛ آت و آشغال
  • towntowntaʊnشهر، شهر کوچک

Janitor: Do you know where I can cut off the water?

سرایدار: می‌دانید من از کجا می‌توانم آب را قطع کنم؟

  • JanitorJanitorˈʤænətərسرایدار، دربان
  • cut offcut offkʌt ɔfقطع کردن، (آب، گاز، راه را) بستن

I think the main valve is in the closet, but what can I do about all the water here?

فکر می‌کنم شیر اصلی در دستشویی است، اما من با این همه آبی که اینجاست چه کار می‌توانم بکنم؟

  • mainmainmeɪnاصلی
  • valvevalvevælvشیر، شیر فلکه
  • closetˈklɑzətانباری، کمد، کمد دیواری، گنجه؛ (کاربرد قدیمی) دستشویی، توالت

Tell the manager to call the carpet cleaning service.

به مدیر بگویید با یک قالیشویی تماس بگیرد.

  • managermanagerˈmænəʤərمدیر
  • callcallkɔlتلفن زدن، تماس گرفتن، صدا زدن
  • carpetcarpetˈkɑrpətقالی، فرش
  • serviceserviceˈsɜrvəsخدمت، سرویس، سیستم خدمات
  • carpet cleaning serviceˈkɑrpət ˈklinɪŋ ˈsɜrvəsقالیشویی

How much is it going to cost? That's all I care about at the moment.

هزینه‌اش چقدر خواهد بود؟ این تنها چیزی است که در حال حاضر ناراحتش هستم.

  • costcostkɑstارزش داشتن، هزینه داشتن، خرج داشتن
  • care aboutkɛr əˈbaʊtناراحت بودن برای، اهمیت دادن به، به فکر ... بودن
  • at the momentat the momentæt ðə ˈmoʊməntدر این لحظه، فعلاً، در حال حاضر، الان

The owner will cover it, as long as you didn’t cause the problem yourself.

مالک آن را تأمین خواهد کرد، تا زمانی که شما خودتان باعث بوجود آمدن مشکل نشدید.

  • ownerownerˈoʊnərصاحب، مالک، دارنده
  • covercoverˈkʌvərپوشش دادن، (مخارج را) تأمین کردن، جبران کردن
  • as long asæz lɔŋ æzتا زمانی که، تا وقتی که
  • causecausekɑzباعث شدن، سبب شدن

What a way to end my trip!

عجب راهی برای پایان دادن به سفرم!

  • endendɛndپایان دادن، تمام کردن

Take it easy Mrs. Ford. Accidents will happen.

سخت نگیرید خانم فورد. اتفاق رخ خواهد داد.

  • take it easytake it easyteɪk ɪt ˈiziسخت نگیر
  • accidentaccidentˈæksədəntحادثه، اتقاق، پیشامد؛ تصادف
  • happenhappenˈhæpənاتفاق افتادن، روی دادن، پیش آمدن، رخ دادن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

۴ دیدگاه

  1. سلام ممنون از سایت فوق العادتون من ب معنی ریدینگ درس ۷ نیاز دارم کی تو سایت میزارید پس

  2. سلام واقعا ازتون متشکرم اگر این سایت نبود نمیدونستم چیکار کنم

  3. سلام لطفاً ریدینگ درس هفت رو زودتر آماده کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *