معنی فارسی متن دیالوگ درس ۶ ترم PRE 3

A Miracle

یک معجزه

Chris and Stanley are talking about a strange event.

کریس و استنلی دارند راجع به یک اتفاق عجیب صحبت می‌کنند.

  • strangestrangestreɪnʤعجیب، غریب

Did you hear about the guy who was struck by lightning?

راجع به مردی که رعد و برق به او زد چیزی شنیدی؟

  • struck (the past tense of Strike)strʌk (ðə pæst tɛns ʌv straɪk)اصابت کردن به، برخورد کردن با، زدن (صاعقه) به کسی
  • lightninglightningˈlaɪtnɪŋصاعقه، رعد و برق

You mean the one up in Maine?

منظورت همون مرد در (ایالت) مین است؟

  • meanmeanminمنظور داشتن، معنی داشتن
  • MaineMainemeɪnمین، نام یکی از ایالت‌های آمریکا

That’s it; the blind guy who could see again.

خودش است، مرد نابینایی که دوباره می‌تواند ببیند.

  • That’s itðæts ɪtخودش است، همین است
  • blindblindblaɪndکور، نابینا
  • guyguygaɪآدم، مرد

Yeah, I read about him in the paper. He’d been blind for about 8 or 9 years.

بله، من در روزنامه راجع به او خواندم. او حدود 8 یا 9 سال نابینا بوده است.

  • paperpaperˈpeɪpərروزنامه

Uh-huh. Wasn’t he also able to hear again after the lightning hit him?

آهان. آیا بعد از این که رعد و برق به او زد، همچنین می‌توانست دوباره بشنود؟

  • alsoalsoˈɔlsoʊنیز، افزون بر این، به علاوه، همچنین، هم
  • hithithɪtزدن، اصابت کردن، برخورد کردن

Right. He didn’t have to wear a hearing aid anymore.

درست است. او دیگر مجبور نبود سمعک به گوش بزند.

  • hearing aidhearing aidˈhirɪŋ eɪdسمعک
  • wearwearwɛrپوشیدن، به گوش زدن

I think it was a miracle!

من فکر می‌کنم این یک معجزه بود!

  • miraclemiracleˈmɪrəkəlمعجزه، اعجاز

Me too!

من هم همینطور!

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *