معنی فارسی متن دیالوگ درس ۶ ترم PRE 3

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

A Miracle

یک معجزه

Chris and Stanley are talking about a strange event.

کریس و استنلی دارند راجع به یک اتفاق عجیب صحبت می‌کنند.

  • strangestrangestreɪnʤعجیب، غریب

Did you hear about the guy who was struck by lightning?

راجع به مردی که رعد و برق به او زد چیزی شنیدی؟

  • struck (the past tense of Strike)strʌk (ðə pæst tɛns ʌv straɪk)اصابت کردن به، برخورد کردن با، زدن (صاعقه) به کسی
  • lightninglightningˈlaɪtnɪŋصاعقه، رعد و برق

You mean the one up in Maine?

منظورت همون مرد در (ایالت) مین است؟

  • meanmeanminمنظور داشتن، معنی داشتن
  • MaineMainemeɪnمین، نام یکی از ایالت‌های آمریکا

That’s it; the blind guy who could see again.

خودش است، مرد نابینایی که دوباره می‌تواند ببیند.

  • That’s itðæts ɪtخودش است، همین است
  • blindblindblaɪndکور، نابینا
  • guyguygaɪآدم، مرد

Yeah, I read about him in the paper. He’d been blind for about 8 or 9 years.

بله، من در روزنامه راجع به او خواندم. او حدود ۸ یا ۹ سال نابینا بوده است.

  • paperpaperˈpeɪpərروزنامه

Uh-huh. Wasn’t he also able to hear again after the lightning hit him?

آهان. آیا بعد از این که رعد و برق به او زد، همچنین می‌توانست دوباره بشنود؟

  • alsoalsoˈɔlsoʊنیز، افزون بر این، به علاوه، همچنین، هم
  • hithithɪtزدن، اصابت کردن، برخورد کردن

Right. He didn’t have to wear a hearing aid anymore.

درست است. او دیگر مجبور نبود سمعک به گوش بزند.

  • hearing aidhearing aidˈhirɪŋ eɪdسمعک
  • wearwearwɛrپوشیدن، به گوش زدن

I think it was a miracle!

من فکر می‌کنم این یک معجزه بود!

  • miraclemiracleˈmɪrəkəlمعجزه، اعجاز

Me too!

من هم همینطور!

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *