معنی دیالوگ یونیت سوم Pre 3

Priorities in Life

اولویت‌ها در زندگی

  • Priority: اولویت

Matthew is going out.

متیو دارد بیرون می‌رود.

Liz is asking him to do something for her on his way to work.

لیز دارد از او می‌خواهد که کاری را در مسیرش به محل کار برای او انجام دهد.

  • ask: درخواست کردن، خواستن

Would you drop this dress off at the dry cleaner’s for me?

این لباس را برای من به خشکشویی تحویل می‌دهی؟

  • drop sth off: سر راه خود چیزی را با جایی تحویل دادن
  • dry cleaner’s: خشکشویی، جایی که لباس‌ها را با ماده‌ای به جز آب می‌شویند

Okay, but it's a little out of my way. Can I do it tomorrow?

باشد. اما این کمی خارج از مسیر من است. می‌توانم فردا انجامش بدهم؟

Well, if you take it today, I’ll have it in time for the wedding.

خب، اگه امروز آن را ببری، من سر موقع برای عروسی آن را خواهم داشت.

  • take: بردن
  • in time: به موقع، سر وقت
  • wedding: عروسی، جشن ازدواج

Wedding? What wedding?

عروسی؟ عروسی چی؟

Don't you remember? Your niece Sylvia's going to get married on Saturday.

یادت نمی‌آید؟ دختر برادرت(یا خواهرت) سیلویا روز شنبه ازدواج خواهد کرد.

  • niece: دختر برادر یا خواهر
  • get married: ازدواج کردن

Oh, no! That’s the day of the championship football game.

اوه نه! آن روز مسابقه‌ی قهرمانی فوتبال است.

  • championship: مسابقه‌ی قهرمانی

But, isn't the wedding more important?

اما، عروسی مهم‌تر نیست؟

I guess you're right, and Sylvia is going to get married only once - we hope!

فکر کنم درست می‌گویی، و سیلویا قصد دارد فقط یک بار ازدواج کند - امیدواریم.

  • once: یک بار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *