معنی دیالوگ یونیت سوم Pre 3

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Priorities in Life

اولویت‌ها در زندگی

  • PriorityPrioritypraɪˈɔrətiاولویت

Matthew is going out.

متیو دارد بیرون می‌رود.

Liz is asking him to do something for her on his way to work.

لیز دارد از او می‌خواهد که کاری را در مسیرش به محل کار برای او انجام دهد.

  • askaskæskدرخواست کردن، خواستن

Would you drop this dress off at the dry cleaner’s for me?

این لباس را برای من به خشکشویی تحویل می‌دهی؟

  • drop sth offdrɑp sth ɔfسر راه خود چیزی را با جایی تحویل دادن
  • dry cleaner’sdraɪ ˈklinərzخشکشویی، جایی که لباس‌ها را با ماده‌ای به جز آب می‌شویند

Okay, but it's a little out of my way. Can I do it tomorrow?

باشد. اما این کمی خارج از مسیر من است. می‌توانم فردا انجامش بدهم؟

Well, if you take it today, I’ll have it in time for the wedding.

خب، اگه امروز آن را ببری، من سر موقع برای عروسی آن را خواهم داشت.

  • taketaketeɪkبردن
  • in timein timeɪn taɪmبه موقع، سر وقت
  • weddingweddingˈwɛdɪŋعروسی، جشن ازدواج

Wedding? What wedding?

عروسی؟ عروسی چی؟

Don't you remember? Your niece Sylvia's going to get married on Saturday.

یادت نمی‌آید؟ دختر برادرت(یا خواهرت) سیلویا روز شنبه ازدواج خواهد کرد.

  • nieceniecenisدختر برادر یا خواهر
  • get marriedgɛt ˈmɛridازدواج کردن

Oh, no! That’s the day of the championship football game.

اوه نه! آن روز مسابقه‌ی قهرمانی فوتبال است.

  • championshipchampionshipˈʧæmpiənˌʃɪpمسابقه‌ی قهرمانی

But, isn't the wedding more important?

اما، عروسی مهم‌تر نیست؟

I guess you're right, and Sylvia is going to get married only once - we hope!

فکر کنم درست می‌گویی، و سیلویا قصد دارد فقط یک بار ازدواج کند - امیدواریم!

  • onceoncewʌnsیک بار

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *