معنی فارسی دیالوگ درس دوم پری ۳

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

The Parkers Wish

آرزوی پارکرها (خانواده‌ی پارکر)

  • WishWishwɪʃآرزو

The Parker's car is old, and they wish they had a new one.

ماشین خانواده‌ی پارکر قدیمی است و آن‌ها آرزو دارند که یک (ماشین) جدید داشتند.

You know what I wish?

می‌دانی من چه آرزویی دارم؟

I have no idea, what?

من نظری ندارم. چه آرزویی؟

  • ideaideaaɪˈdiəگمان، نظر، ایده

I wish we had a new car.

آرزو دارم یک ماشین جدید داشتیم.

Yeah, then we wouldn't have to spend so much on repairs.

آره. در آن صورت دیگر مجبور نبودیم برای تعمیرات هزینه‌ی بسیار کنیم.

  • spendspendspɛndصرف کرن، خرج کردن
  • have tohave tohæv tuمجبور بودن

That’s exactly what I was thinking.

این دقیقا همان چیزی که من فکر می‌کردم.

  • exactlyexactlyɪgˈzæktliدقیقاً

Can’t we get a loan from the bank?

نمی‌توانیم یک وام از بانک بگیریم؟

Actually, I asked them the other day.

در واقع من چند روز پیش از آن‌ها پرسیدم.

  • ActuallyActuallyˈækʧuəliدر واقع، در عمل
  • the other dayði ˈʌðər deɪچند روز پیش

What did they answer?

آن‌ها چه جوابی دادند؟

They said I didn't have enough credit with the bank.

آن‌ها گفتند من اعتبار کافی در بانک ندارم.

  • enoughenoughɪˈnʌfکافی
  • creditcreditˈkrɛdətاعتبار

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *