ترجمه متن دیالوگ درس اول Pre 3

Can’t Help Blowing up!

نمی‌توانم جلوی عصبانی شدن را بگیرم.

  • Can’t Help doing sth در ترک کاری ناتوان بودن، ناتوانی در جلوی کاری را گرفتن
  • Blow up عصبانی شدن، از کوره در رفتن، منفجر شدن

Howard has not been in a good mood recently.

هاوارد اخیراً در وضعیت خوبی نیست.

  • mood حس و حال، وضعیت روحی

Maybe it’s none of my business, but you haven’t been yourself lately.

ممکن است به من مربوط نباشد، اما اخیراً خودت نیستی.

  • it’s none of my business به من مربوط نیست
  • lately اخیراً

What do you mean?

منظورت چیست؟

  • mean معنی داشتن، منظور داشتن

I mean, you’ve been losing your temper over nothing.

منظورم این است که، تو برای هیچی عصبانی می شوی.

  • lose one’s temper عصبانی شدن

I don’t know what came over me. I’ve been getting into arguments with kids, too.

من نمی دانم چه‌ام شده است. با بچه‌ها نیز وارد مشاجراتی می‌شوم.

  • argument مشاجره

Have you been doing anything besides working?

تو غیر از کار کردن فعالیت دیگری هم انجام می دهی؟

  • beside در کنار، علاوه بر

Not really. I don’t get much sleep, either.

حقیقتاً نه. همچنین خیلی نمی‌خوابم.

Well, you’d better not push yourself too hard, or you’ll get sick.

درسته, بهتر است زیاد به خودت سخت نگیری, در غیر این صورت بیمار خواهی شد.

  • would better بهتر است، عبارتی که وقتی می‌خواهیم توصیه‌ای به کسی بکنیم گفته می‌شود
  • push oneself به خود فشار آوردن، خود را تحت فشار قرار دادن، به خود سخت گرفتن
  • or یا، در غیر اینصورت
  • sick بیمار

I guess you’re right.

گمان می کنم حق با تو است.

  • guess گمان کردن، حدس زدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *