ترجمه متن ریدینگ یونیت ۷ پری ۲

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Banks

بانک‌ها

We usually go to the bank to draw some money or deposit some.

ما معمولاً به بانک می‌رویم تا کمی پول برداشت کنیم یا مقداری واریز کنیم.

  • drawdrawdrɔدرآوردن، برداشت کردن، خارج کردن
  • depositdepositdəˈpɑzɪtگذاشتن، قرار دادن، واریز کردن، سپردن

We can open either a checking account or a savings account.

ما می‌توانیم یک حساب جاری یا یک حساب پس‌انداز باز کنیم.

  • eithereitherˈiðərهر کدام، یا این یا آن
  • accountaccountəˈkaʊntحساب
  • checking accountˈʧɛkɪŋ əˈkaʊntحساب جاری، حسابی که دسته چک دارد و هر وقت بخواهیم می‌توانیم با استفاده از چک از آن پول برداشت کنیم
  • savings accountsavings accountˈseɪvɪŋz əˈkaʊntحساب پس‌انداز، حساب سرمایه‌گذاری، حسابی که به پول‌های درون آن سود تعلق می‌گیرد

The bank doesn't pay any interest on a checking account.

بانک هیچ سودی برای یک حساب جاری پرداخت نمی‌کند.

  • interestinterestˈɪntrəstسود، بهره، ربح، نزول

It may pay some interest on a savings account.

ممکن است مقداری سود برای یک حساب پس‌انداز پرداخت کند.

When we deposit the money into our account, the bank clerk gives us a receipt.

هنگامی که پول را به حساب خود واریز می‌کنیم، کارمند بانک به ما یک رسید می‌دهد.

  • clerkclerkklɜrkکارمند،‌ متصدی
  • receiptreceiptrɪˈsitرسید، قبض

Merchants and some other people put their money in the bank to keep it in a safe place.

بازرگانان و برخی افراد دیگر پول خود را در بانک می‌گذارند تا آن را در یک مکان امن نگهداری کنند.

  • merchantmerchantˈmɜrʧəntبازرگان، تاجر، کاسب
  • safesafeseɪfامن، ایمن
  • placeplacepleɪsجا، مکان

Banks have strong boxes called safes for keeping money and other valuable articles.

بانک‌ها برای نگهداری پول و دیگر اشیاء ارزشمند، جعبه‌های قدرتمندی دارند که گاوصندوق نامیده می‌شود.

  • callcallkɔlنامیدن، صدا زدن
  • safesafeseɪfگاوصندوق
  • valuablevaluableˈvæljəbəlارزشمند، قیمتی
  • articlearticleˈɑrtəkəlچیز، شیء، کالا

Banks also finance foreign trade and travel by exchanging the money from people's own country with the money from other countries.

بانک‌ها همچنین به وسیله معاوضه‌ی پول کشور خود افراد با پول کشورهای خارجی، مسافرت و تجارت خارجی را تأمین مالی می‌کنند.

  • financefinancefəˈnænsبودجه‌ی چیزی را تأمین کردن، تأمین مالی کردن، پول چیزی را دادن
  • foreignforeignˈfɔrənخارجی، بیگانه
  • tradetradetreɪdتجارت، داد و ستد، بازرگانی
  • exchangeexchangeɪksˈʧeɪnʤمعاوضه کردن، عوض کردن؛ مبادله کردن

They also address checks and bills to people who settle in other cities or countries.

آنها همچنین چکها و قبض‌ها را برای افرادی که در سایر شهرها یا کشورها اقامت دارند، ارسال می‌کنند.

  • addressaddressˈæˌdrɛsروی نامه یا چیزی آدرس نوشتن، ارسال کردن، فرستادن
  • checkcheckʧɛkچک
  • billbillbɪlصورتحساب، قبض، اسکناس
  • settlesettleˈsɛtəlاقامت کردن در

When you borrow some money from the bank with the purpose of buying a house or other things, you have to pay some interest on the loan.

هنگامی که شما با هدف خریدن یک خانه یا چیزهای دیگر، مقداری پول از بانک قرض می گیرید، باید مقداری سود روی وام بپردازید.

  • borrowborrowˈbɑˌroʊقرض گرفتن، امانت گرفتن
  • purposepurposeˈpɜrpəsهدف، غرض، مقصود، منظور
  • loanloanloʊnوام، قرض

You should have no trouble getting the loan if you have good credit.

اگر اعتبار خوبی دارید، باید مشکلی برای دریافت وام نداشته باشید .

  • troubletroubleˈtrʌbəlمشکل، دردسر، گرفتاری، زحمت
  • creditcreditˈkrɛdətاعتبار

In the present century, banking is no longer an individual profit-making activity as it was in the past.

در قرن حاضر، بانکداری دیگر مانند گذشته یک فعالیت فردی سودآور نیست.

  • presentpresentˈprɛzəntحاضر، فعلی، حال، جاری، کنونی
  • centurycenturyˈsɛnʧəriقرن، سده
  • bankingbankingˈbæŋkɪŋبانکداری
  • individualindividualˌɪndəˈvɪʤəwəlفردی، انفرادی، تک‌نفره، شخصی، جداگانه
  • profitprofitˈprɑfətسود، منفعت
  • pastpastpæstگذشته

It provides many financial services and is a good resource for the whole society.

آن (بانکداری) خدمات مالی زیادی را ارائه می‌دهد و منبع خوبی برای کل جامعه است.

  • provideprovideprəˈvaɪdفراهم کردن، مهیا کردن، تدارک دیدن
  • financialfinancialfəˈnænʃəlمالی، پولی
  • serviceserviceˈsɜrvəsخدمت، کار
  • resourceresourceˈrisɔrsمنبع، سرچشمه، ذخیره
  • societysocietysəˈsaɪətiجامعه

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

7 دیدگاه

  1. سلام
    لطفا ریدیگ درس ۸ / pre 2 رو بزارین.
    معلما درس دادن

  2. سلام میشه پنج تا سوال هم بسازید برای درس ها ممنون

  3. این سایت واقعا فوق العادست
    اگه نمونه سوال هم بهش اضافه بشه عالی تر میشه

  4. ممنونم از سایت خوبتون اگه میشه گرامره درس ها هم بزارین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *