ترجمه جلمه به جمله دیالوگ درس هفتم PRE 2

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

At an Art Gallery

در یک نمایشگاه هنری

  • artartɑrtهنر
  • gallerygalleryˈgæləriنگارخانه، نمایشگاه، گالری

Howard has put on an exhibit of his latest paintings and his friend, Philip is paying a visit.

هاوارد یک نمایشگاه از جدیدترین نقاشی‌هایش برگزار کرده و دوستش، فیلیپ، دارد سری (به آن) می‌زند.

  • put onput onpʊt ɑnبه معرض نمایش گذاشتن، برگزار کردن
  • exhibitexhibitɪgˈzɪbɪtنمایشگاه
  • latestlatestˈleɪtəstجدیدترین، آخرین
  • paintingpaintingˈpeɪntɪŋنقاشی
  • pay a visitpeɪ ə ˈvɪzətبه دیدار کسی یا چیزی رفتن، به کسی یا چیزی سر زدن

I really like this painting. It's very interesting.

من واقعاً این نقاشی را دوست دارم. این خیلی جالب است.

  • interestinginterestingˈɪntrəstɪŋجالب، گیرا، پرکشش، بامزه

Oh, come on! You’re just saying that.

اوه! بس کن! تو فقط این را می‌گویی.

  • come oncome onkʌm ɑnبس کن، اصطلاحی که وقتی به کار می‌بریم که می‌خواهیم به کسی بگوییم که می‌دانیم چیزی که الان گفته حقیقت ندارد

No, I mean it. I think it’s one of the most interesting paintings I’ve ever seen.

نه، جدی می‌گویم. من فکر می‌کنم این یکی از جالب‌ترین نقاشی‌هایی است که تا به حال دیده‌ام.

  • meanmeanminمنظور داشتن
  • I mean itaɪ min ɪtجدی می‌گویم

Well, thanks for saying so. I’m glad you like it.

خب، ممنون که اینطور می‌گویی. خوشحالم که تو آن را دوست داری.

  • sososoʊچنین، اینطور، اینجور
  • gladgladglædخوشحال، مسرور، مشعوف، شادمان

Do you have any paintings in watercolor, too?

آیا نقاشی با آبرنگ هم داری؟

No, not really. I prefer oil paintings, you know.

نه، در واقع نه. می‌دانی، من نقاشی رنگ روغن را ترجیح می‌دهم.

  • preferpreferprəˈfɜrترجیح دادن
  • oiloilɔɪlروغن
  • oil paintingɔɪl ˈpeɪntɪŋ(نقاشی) رنگ روغن

It's an interesting exhibit, anyway.

به هر حال، این یک نمایشگاه جالب است.

  • anywayanywayˈɛniˌweɪبه هر حال، در هر صورت

Thanks.

ممنون

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

2 دیدگاه

  1. سلام بابت این موضوع که دیگه مطلبی تو سایت منتشر نمی کنید واقعا ناراحت شدم.متاسفم گه رفتار غیراخلاقی یه عده باعث میشه که از مطالب مفید این سایت محروم بمونیم. ای کاش کمی به خودمون بیاییم. این همه بی اخلاقی تا کجا تا کی. متاسفم و از شما بابت این سایت خوبتون ممنونم.

  2. بابا تو رو خدا این کارو نکن iliplus,به ما رحم کن.لطفا ما رو تنها نذار.😑😑

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *