ترجمه دیالوگ درس سوم Pre 2

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Driving lessons

درس‌های رانندگی

Willy is teaching Lynn how to drive.

ویلی دارد به لین می‌آموزد که چگونه رانندگی کند.

  • teachteachtiʧدرس دادن، یاد دادن، آموزش دادن

Lynn, fasten your seat belt, please.

لین لطفا کمربند ایمنی‌ات را ببند.

  • fastenfastenˈfæsənبستن، محکم کردن، سفت کردن
  • seatseatsitصندلی
  • beltbeltbɛltکمربند، بند
  • seat beltsit bɛltکمربند ایمنی

Sorry. I didn't hear you. What did you say?

ببخشید. من (صدای) تو را نشیدم. چه گفتی؟

I told you to fasten your seat belt.

به تو گفتم کمربند ایمنی‌ات را ببند.

Oh, thank you for telling me.

اوه. به خاطر گفتن (آن) به من از تو ممنونم که.

And can you roll up your window?

و می‌توانی شیشه را بالا بکشی؟

  • roll up the car windowroʊl ʌp ðə kɑr ˈwɪndoʊشیشه‌ی ماشین را بالا کشیدن

Sure.

حتماً.

Hey! What are you doing? Don't take your hands off the wheel.

هی! داری چکار می‌کنی؟ دست‌هایت را از فرمان برندار.

  • wheelwheelwilفرمان ماشین

You told me to close the window!

تو به من گفتی پنجره را ببندم.

Yeah, but I also wanted you to keep your eyes on the road.

بله. اما من همچنین به تو گفتم چشمت به جاده باشد.

  • alsoalsoˈɔlsoʊهمچنین
  • roadroadroʊdجاده، راه، خیابان

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *