ترجمه دیالوگ درس اول PRE2

A little Reminder

یک تذکر کوچولو

Ali is driving too fast and a police officer stops him.

علی دارد بسیار تند رانندگی می‌کند و یک افسر پلیس او را متوقف می‌کند.

Where’s the fire, young man?

آتش کجاست، مرد جوان؟

I beg your pardon? I’m a stranger here. I don't understand.

متوجه نشدم. من اینجا یک غریبه هستم . نمی‌فهمم.

  • I beg your pardon: اصطلاحی است که وقتی می‌خواهیم کسی حرفی را که الان زده دوباره تکرار کند، به کار می‌رود

You were driving too fast. I thought you were going to fire.

شما بسیار تند رانندگی میکردید، فکر کردم تو به (محل) آتش می‌رفتی. (فکر کردم جایی آتش گرفته)

Oh, I'm sorry, officer. I think I should be more careful.

اوه، متاسفم سرکار. فکر می‌کنم بایدبیشتر مواظب باشم.

  • officer: افسر پلیس، سرکار

Yes, you should. May I see your license?

بله، باید. می‌توانم گواهینامه شما را ببینم؟

  • license: گواهینامه

Here you are, sir. I promise to be more careful.

بفرمایید، آقا. قول می‌دهم بیشتر مواظب باشم.

  • promise: قول دادن

I know you will. Here's a little reminder.

من میدانم تو (مراقب) خواهی بود. این یک یادآوری کوچک است.

  • little: کوچک، کوچولو
  • reminder: یادآور، تذکر

I can see that. A ticket for speeding.

میتوانم آن را ببینم. یک جریمه برای سرعت.

  • ticket: برگ جریمه رانندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *