ترجمه متن ریدینگ یونیت ۶ پری ۱

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

A Day in Your Life - in the Year 2020

یک روز از زندگیتان - در سال ۲۰۲۰

People used to know more or less how their children would live.

قبلاً مردم کمابیش می‌دانستند بچه‌هایشان چگونه زندگی خواهند کرد.

  • used tojuzd tuبرای بیان چیزی که قبلاً اتفاق می‌افتاده ولی الان دیگر مثل قبل نیست استفاده می‌شود
  • more or lessmore or lessmɔr ɔr lɛsکمابیش، تاحدودی
  • livelivelɪvزندگی کردن

Now things are changing so quickly that we don't even know what our own lives will be like in a few years.

اکنون چیزها دارند به قدری سریع تغییر می‌کنند که ما حتی نمی‌دانیم زندگی خودمان در چند سال آینده چگونه خواهد بود.

  • changechangeʧeɪnʤتغییر کردن
  • sososoʊبه حدی که، به قدری که
  • quicklyquicklyˈkwɪkliسریع، به سرعت
  • evenevenˈivɪnحتی

What follows is not science fiction.

آنچه در ادامه می‌آید داستان علمی-تخیلی نیست.

  • followfollowˈfɑloʊدر ادامه آمدن، به دنبال آمدن
  • fictionfictionˈfɪkʃənداستان، قصه، خیال، پندار، وهم
  • science fictionscience fictionˈsaɪəns ˈfɪkʃənداستان علمی-تخیلی

It's how experts see the future.

این است که کارشناسان آینده را چگونه می‌بینند.

  • expertexpertˈɛkspərtمتخصص، کارشناس
  • futurefutureˈfjuʧərآینده

You're daydreaming behind the wheel of your car, but that's OK.

شما پشت فرمان ماشینتان دارید خیال‌پردازی می‌کنید، اما این مشکلی ندارد.

  • daydreamdaydreamˈdeɪˌdrimخیال‌پردازی کردن، در رؤیا فرو رفتن، خیالبافی کردن
  • behindbehindbɪˈhaɪndپشت
  • wheelwheelwilفرمان ماشین

You have it on automatic pilot, and with its high-tech computers and cameras, your car “knows” how to get you home safely.

شما آن را روی هدایت خودکار قرار داده‌اید، و با کامپیوترها و دوربین‌های دارای تکنولوژی بالا، ماشین شما «می‌داند» چگونه شما را به سلامت به خانه برساند.

  • automaticautomaticˌɔtəˈmætɪkاتوماتیک، خودکار
  • pilotpilotˈpaɪlətهدایت کردن، راهبری کردن، راندن
  • high-techhigh-techhaɪ-tɛkدارای تکنولوژی بالا
  • cameracameraˈkæmərəدوربین
  • safelyˈseɪfliصحیح و سالم، به سلامت، با اطمینان خاطر

You’re hungry, so you head for the kitchen as soon as you get home.

شما گرسنه هستید، بنابراین به محض این که به خانه می‌رسید راهی آشپزخانه می‌شوید.

  • head forhɛd fɔrبه سمت جایی حرکت کردن، راهی جایی شدن
  • as soon asas soon asæz sun æzبه محض این که، بلافاصله بعد از این که

You ordered groceries by computer an hour ago, and you know that by now they've arrived.

شما یک ساعت پیش با کامپیوتر سفارش خواربار داده‌اید، و می‌دانید که آن‌ها تا الان رسیده‌اند.

  • orderorderˈɔrdərسفارش داردن
  • groceriesgroceriesˈgroʊsərizخواربار
  • by nowbaɪ naʊتا حالا، تا الان
  • arrivearriveəˈraɪvرسیدن

Your kitchen has a two-way refrigerator, which opens to the outside to accept deliveries.

آشپزخانه‌ی شما یک یخچال دو در دارد، که به سمت بیرون باز می‌شود تا مرسوله‌ها را بپذیرد.

  • refrigeratorrefrigeratorrəˈfrɪʤəˌreɪtərیخچال
  • acceptacceptækˈsɛptقبول کردن،‌ پذیرفتن
  • deliverydeliverydɪˈlɪvəriمحموله، مرسوله

You've already paid for the food by having the money subtracted from your bank account.

شما الان هزینه‌ی غذا را از طریق کسر کردن پول از حساب بانکی‌تان پرداخته‌اید.

  • alreadyalreadyɔlˈrɛdiقبل از الان، الان، از قبل
  • paypaypeɪپرداخت کردن، هزینه‌ی چیزی را پرداختن
  • subtractsubtractsəbˈtræktکسر کردن، تفریق کردن، کم کردن
  • accountaccountəˈkaʊntحساب

Nobody uses cash anymore.

دیگر کسی از پول نقد استفاده نمی‌کند.

  • cashcashkæʃپول نقد، پول
  • anymoreanymoreˌɛniˈmɔrدیگر، از این پس

What's for lunch?

ناهار چیست؟

In the old days, you used to stop off to buy a hamburger or pizza.

در روزهای قدیم، شما برای خرید پیتزا یا همبرگر (در خیابان)‌ توقف می‌کردید.

  • hamburgerhamburgerˈhæmbərgərهمبرگر
  • pizzapizzaˈpitsəپیتزا

Now you use your diagnostic machine to find out which foods your body needs.

حال شما از دستگاه عیب‌یابی استفاده می‌کنید تا بفهمید بدن شما به چه غذاهایی نیاز دارد.

  • diagnosticdiagnosticˌdaɪəgˈnɑstɪkتشخیصی، مربوط به تشخیص بیماری، مربوط به عیب‌یابی
  • machinemachineməˈʃinماشین، دستگاه
  • bodybodyˈbɑdiبدن

You find out you need more vegetables and less fat.

شما متوجه می‌شوید که به سبزیجات بیشتر و چربی کمتر نیاز دارید.

  • vegetablesvegetablesˈvɛʤtəbəlzسبزیجات
  • fatfatfætچربی

Your food-preparation machine makes you a salad.

دستگاه غذاسازتان برای شما یک سالاد درست می‌کند.

  • preparationpreparationˌprɛpəˈreɪʃənآماده‌سازی

After lunch, you go down the hall to your home office.

بعد از ناهار، شما در هال به دفتر کار خانگیتان می‌روید.

  • downdowndaʊnدر، در امتداد
  • hallhallhɔlهال، سرسرا، راهرو، سالن

Here you have everything you need for doing your work.

در اینجا شما هر چیزی را که برای انجام دادن کارتان نیاز دارید، دارید.

Thanks to your information screen and your new computer, you almost never go into the office anymore.

به لطف نمایشگر اطلاعات و کامپیوتر جدیدتان، شما دیگر تقریباً هرگز به اداره نمی‌روید.

  • screenscreenskrinنمایشگر، صفحه‌نمایش
  • almostalmostˈɔlˌmoʊstتقریباً

The information screen shows an urgent message from a co-worker in Brazil.

نمایشگر اطلاعات یک پیغام فوری را از یک همکار در برزیل نمایش می‌دهد.

  • urgenturgentˈɜrʤəntاضطراری، ضروری، فوری
  • messagemessageˈmɛsəʤپیام، پیغام
  • co-workerco-workerkoʊ-ˈwɜrkərهمکار

You set the screen to translate Portuguese into English.

شما نمایشگر را تنظیم می‌کنید تا زبان پرتغالی را به انگلیسی ترجمه کند.

  • setsetsɛtتنظیم کردن، موجبات چیزی را فراهم کردن
  • translatetranslatetrænˈzleɪtترجمه کردن
  • PortuguesePortugueseˈpɔrʧəˌgizپرتغالی، مربوط به کشور پرتغال

As you wait, you think about later, when you'll have a movie transmitted.

همانطور که منتظر هستید، شما به بعداً فکر می‌کنید، وقتی که شما می‌دهید یک فیلم پخش شود.

  • transmittransmittrænzˈmɪtپخش کردن از رادیو یا تلویزیون

What movie should you order tonight?

امشب باید چه فیلمی را سفارش دهید؟

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *