ترجمه متن دیالوگ یونیت آخر PRE 1

Hard Work

کار سخت

Dennis has been working hard recently, and now he looks tired.

دنیس اخیراً به سختی کار می‌کرده است، و در حال حاضر خسته به نظر می‌رسد.

Hi, Dennis. You don’t look very happy. What’s up?

سلام دنیس. زیاد خوشحال به نظر نمی‌رسی. جریان چیست؟

  • looklooklʊkبه نظر رسیدن، به نظر آمدن
  • What’s up?wʌts ʌp?موضوع از چه قرار است؟، جریان چیست؟، چه خبر است؟، چه پیش آمده است؟

Oh, nothing really. I’m just a bit tired and bored.

اوه، واقعاً هیچی. فقط کمی خسته و بی‌حوصله‌ام.

  • a bitə bɪtکمی، تا حدودی
  • boredboredbɔrdبی‌حوصله، کسل، خسته، بی دل و دماغ، بی‌حال

You should take a few days off and rest.

بهتر است چند روز مرخصی بگیری و استراحت کنی.

  • shouldshouldʃʊdباید، بهتر است، برای بیان چیزی که فکر می‌کنیم بهترین یا درست‌ترین کار است به کار می‌رود
  • take offtake offteɪk ɔfمرخصی گرفتن
  • restrestrɛstاستراحت کردن

I know I should. But I can't.

می‌دانم که باید (این کار را کنم). اما نمی‌توانم.

How hard have you been working recently?

اخیراً چقدر سخت کار کرده‌ای؟

About twelve hours a day. There is a lot of work at the office.

حدود 12 ساعت در روز. در اداره خیلی کار هست.

  • officeofficeˈɔfəsاداره، دفتر کار

Take it easy. Don’t put so much pressure on yourself.

سخت نگیر. به خودت زیاد فشار نیاور.

  • take it easytake it easyteɪk ɪt ˈiziسخت نگیر
  • put pressure on sbpʊt ˈprɛʃər ɑn sbبه کسی فشار آوردن، کسی را مجبور به انجام کاری کردن

I can’t, Mark. I’m badly in need of money.

نمی‌توانم مارک. شدیداً به پول احتیاج دارم.

  • badlybadlyˈbædliبه شدت، شدیداً، به شکل بدی
  • be in needbi ɪn nidمحتاج بودن، دست کسی تنگ بودن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *