ترجمه دیالوگ درس ۷ ترم PRE 1

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

In Hot Water

به دردسر افتادن

Mike arrives at the office and finds the atmosphere unusual.

مایک به دفتر کار می‌رسد و جو را غیرعادی می‌یابد.

  • officeofficeˈɔfəsاداره، دفتر کار
  • atmosphereatmosphereˈætməˌsfɪrجوّ، فضا، حال و هوا
  • unusualunusualənˈjuʒˌuəlغیرمعمول، غیرعادی، عجیب

Why’s everything so unusual today?

چرا امروز همه چیز اینقدر غیرعادی است؟

Haven’t you heard the news? Tom’s in hot water.

اخبار را نشنیدی؟ تام خودش را در دردسر انداخته.

  • be in hot waterbi ɪn hɑt ˈwɔtərبه دردسر افتادن، خود را در دردسر انداختن

Why? What's he done?

چرا؟ چه کار کرده؟

He took the company car without permission and smashed it up.

او ماشین شرکت را بدون اجازه برداشت و آن را داغون کرد.

  • permissionpermissionpərˈmɪʃənاجازه
  • smash upsmæʃ ʌpداغون کردن، خرد کردن

How awful! Is he OK?

چه وحشتناک! آیا او (حالش) خوب است؟

  • awfulawfulˈɑfəlوحشتناک، مهیب، هولناک، خیلی بد

Yes, but I wouldn’t like to be in his shoes when the boss finds out.

بله. اما من دوست ندارم وقتی که رئیس می‌فهمد جای او باشم.

  • be in sb’s shoesbi ɪn sb's ʃuzجای کسی بودن
  • bossbossbɑsرئیس
  • find outfaɪnd aʊtفهمیدن، متوجه شدن

Oh, he’ll make up a good story and get off the hook.

اوه، او یک داستان سرهم خواهد کرد و از مخمصه خلاص می‌شود.

  • make upmake upmeɪk ʌp(در مورد داستان) جعل کردن، سر هم کردن، ساختن، درست کردن
  • storystoryˈstɔriداستان، قصه
  • get off the hookgɛt ɔf ðə hʊkاز مخمصه خلاص شدن، گره کار کسی باز شدن، مشکل کسی حل شدن

Yeah, he's always like that.

آره، او همیشه این طور است.

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *