قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس

ترجمه دیالوگ درس ۷ ترم PRE 1

In Hot Water

به دردسر افتادن

Mike arrives at the office and finds the atmosphere unusual.

مایک به دفتر کار می‌رسد و جو را غیرعادی می‌یابد.

  • officeofficeˈɔfəsاداره، دفتر کار
  • atmosphereatmosphereˈætməˌsfɪrجوّ، فضا، حال و هوا
  • unusualunusualənˈjuʒˌuəlغیرمعمول، غیرعادی، عجیب

Why’s everything so unusual today?

چرا امروز همه چیز اینقدر غیرعادی است؟

Haven’t you heard the news? Tom’s in hot water.

اخبار را نشنیدی؟ تام خودش را در دردسر انداخته.

  • be in hot waterbi ɪn hɑt ˈwɔtərبه دردسر افتادن، خود را در دردسر انداختن

Why? What's he done?

چرا؟ چه کار کرده؟

He took the company car without permission and smashed it up.

او ماشین شرکت را بدون اجازه برداشت و آن را داغون کرد.

  • permissionpermissionpərˈmɪʃənاجازه
  • smash upsmæʃ ʌpداغون کردن، خرد کردن

How awful! Is he OK?

چه وحشتناک! آیا او (حالش) خوب است؟

  • awfulawfulˈɑfəlوحشتناک، مهیب، هولناک، خیلی بد

Yes, but I wouldn’t like to be in his shoes when the boss finds out.

بله. اما من دوست ندارم وقتی که رئیس می‌فهمد جای او باشم.

  • be in sb’s shoesbi ɪn sb's ʃuzجای کسی بودن
  • bossbossbɑsرئیس
  • find outfaɪnd aʊtفهمیدن، متوجه شدن

Oh, he’ll make up a good story and get off the hook.

اوه، او یک داستان سرهم خواهد کرد و از مخمصه خلاص می‌شود.

  • make upmake upmeɪk ʌp(در مورد داستان) جعل کردن، سر هم کردن، ساختن، درست کردن
  • storystoryˈstɔriداستان، قصه
  • get off the hookgɛt ɔf ðə hʊkاز مخمصه خلاص شدن، گره کار کسی باز شدن، مشکل کسی حل شدن

Yeah, he's always like that.

آره، او همیشه این طور است.

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *