ترجمه متن دیالوگ یونیت ۵ ترم PRE 1

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Time Flies

زمان پرواز می‌کند.(سریع می‌گذرد)

  • flyflyflaɪپرواز کردن

Ellen sees her old school friend at a reunion.

الن دوست قدیمی مدرسه‌ای خود را در یک مهمانی تجدید دیدار می‌بیند.

  • unionunionˈjunjənپیوند، وصلت، اتصال
  • reunionreunionriˈunjənتجدید دیدار، یک مهمانی یا مراسمی که برای تجدید دیدار کسانی که قبلاً با هم دوست یا همکار بوده‌اند ترتیب داده می‌شود

They are having a chat.

آنها دارند گپ می‌زنند.

  • chatchatʧætگپ، گفتگوی دوستانه

Alice? Remember me? I’m your friend Ellen, from school.

الیس؟ من را به یاد می‌آوری؟ من دوستت الن هستم، از مدرسه.

  • rememberrememberrɪˈmɛmbərبه خاطر آوردن، به یاد آوردن

Sure I remember you. It’s been a long time.

البته که تو را به یاد می‌آورم. زمان زیادی (گذشته) است.

Yeah, really. What’s new?

آره واقعاً. چه خبر؟

Well, I’m married now. I got married six years ago.

خب من الان متاهلم. من شش سال پیش ازدواج کردم.

  • marriedmarriedˈmɛridمتأهل، ازدواج کرده، همسردار

Still living in Dallas, aren't you?

همچنان در دالاس زندگی می‌کنی، نمی‌کنی؟

  • DallasDallasˈdæləsنام شهری در ایالت تگزاس آمریکا

That’s right. The kids like it here.

درست است. بچه‌ها اینجا را دوست دارند.

  • kidkidkɪdبچه، کودک

I can’t believe you have children.

نمی‌توانم باور کنم که تو بچه داری.

  • believebelievebɪˈlivباور کردن

Well, time flies, doesn’t it?

خب، زمان پرواز می‌کند، اینطور نیست؟

  • fly (of time)flaɪخیلی سریع گذشتن زمان، پرواز کردن

Yeah, it seems like only yesterday that we were kids.

آره، انگار فقط همین دیروز بود که ما بچه بودیم.

  • seemseemsimبه نظر رسیدن، انگار

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *