ترجمه متن دیالوگ یونیت ۵ ترم PRE 1

Time Flies

زمان پرواز می‌کند.(سریع می‌گذرد)

  • flyflyflaɪپرواز کردن

Ellen sees her old school friend at a reunion.

الن دوست قدیمی مدرسه‌ای خود را در یک مهمانی تجدید دیدار می‌بیند.

  • unionunionˈjunjənپیوند، وصلت، اتصال
  • reunionreunionriˈunjənتجدید دیدار، یک مهمانی یا مراسمی که برای تجدید دیدار کسانی که قبلاً با هم دوست یا همکار بوده‌اند ترتیب داده می‌شود

They are having a chat.

آنها دارند گپ می‌زنند.

  • chatchatʧætگپ، گفتگوی دوستانه

Alice? Remember me? I’m your friend Ellen, from school.

الیس؟ من را به یاد می‌آوری؟ من دوستت الن هستم، از مدرسه.

  • rememberrememberrɪˈmɛmbərبه خاطر آوردن، به یاد آوردن

Sure I remember you. It’s been a long time.

البته که تو را به یاد می‌آورم. زمان زیادی (گذشته) است.

Yeah, really. What’s new?

آره واقعاً. چه خبر؟

Well, I’m married now. I got married six years ago.

خب من الان متاهلم. من شش سال پیش ازدواج کردم.

  • marriedmarriedˈmɛridمتأهل، ازدواج کرده، همسردار

Still living in Dallas, aren't you?

همچنان در دالاس زندگی می‌کنی، نمی‌کنی؟

  • DallasDallasˈdæləsنام شهری در ایالت تگزاس آمریکا

That’s right. The kids like it here.

درست است. بچه‌ها اینجا را دوست دارند.

  • kidkidkɪdبچه، کودک

I can’t believe you have children.

نمی‌توانم باور کنم که تو بچه داری.

  • believebelievebɪˈlivباور کردن

Well, time flies, doesn’t it?

خب، زمان پرواز می‌کند، اینطور نیست؟

  • fly (of time)flaɪخیلی سریع گذشتن زمان، پرواز کردن

Yeah, it seems like only yesterday that we were kids.

آره، انگار فقط همین دیروز بود که ما بچه بودیم.

  • seemseemsimبه نظر رسیدن، انگار

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *