ترجمه متن دیالوگ درس ۴ ترم پری ۱

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Failure is Not the End

شکست پایان (کار) نیست

  • FailureFailureˈfeɪljərشکست، عدم موفقیت، درماندگی

Carol has an exam today and she feels awfully anxious.

کارول امروز امتحان دارد و خیلی دلواپس است.

  • awfullyawfullyˈɑfliخیلی، به شدت
  • anxiousanxiousˈæŋkʃəsدلواپس، بیمناک

You know, Amy? I didn't sleep a wink last night. I'm afraid I might fail.

میدانی امی؟ دیشب پلک روی هم نگذاشتم. می‌ترسم مردود بشوم.

  • not sleep a winknot sleep a winknɑt slip ə wɪŋkچشم روی هم نگذاشتن، اصلاً‌ نخوابیدن
  • afraidafraidəˈfreɪdهراسان، ترسیده
  • failfailfeɪlموفق نشدن، قبول نشدن، رد شدن، مردود شدن

Don't be silly, Carol. Worrying won’t help.

احمق نباش کارول. نگران بودن کمکی نخواهد کرد.

  • sillysillyˈsɪliاحمق، نادان
  • worryworryˈwɜriنگران بودن

That's easy for you to say, but I do worry.

گفتنش برای تو ساده است، ولی من نگرانم.

  • easyeasyˈiziآسان، ساده

Well, in the first place, you should try to do your best.

بسیار خب، در وهله‌ی اول، تو باید سعی کنی که نهایت تلاشت را بکنی.

  • in the first placein the first placeɪn ðə fɜrst pleɪsدر وهله‌ی اول، در ابتدا
  • do one’s bestdu wʌnz bɛstنهایت تلاش خود را کردن

But What if I do my best and still fail?

ولی اگر من نهایت تلاش خود را کردم و هنوز هم مردود شدم چه؟

Failure is not the end. That’s how you ought to think about it.

شکست پایان (کار) نیست. این است که چطور باید درباره‌اش فکر کنی.

  • ought toɔt tuباید

I don’t see it that way and I’m worried to death.

من اینطوری به آن نگاه نمی‌کنم و تا حد مرگ نگرانم.

  • to deathto deathtu dɛθبسیار زیاد، تا حد مرگ

You must learn from your mistakes, Carol. That’s how to become wise.

تو باید از اشتباهانت بیاموزی، کارول. این روش خردمند شدن است.

  • mistakemistakemɪsˈteɪkاشتباه، خطا، سهو
  • wisewisewaɪzعاقل، دانا، خردمند

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *