معنی فارسی متن دیالوگ یونیت دوم PRE 1

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

At a Garage

در تعمیرگاه

  • GarageGaragegəˈrɑʒگاراژ، تعمیرگاه خودرو

Mr. Hopkins is at a garage because his car needs repair.

آقای هوپکین در تعمیرگاه است، زیرا ماشین او نیاز به تعمیر دارد.

  • repairrepairrɪˈpɛrتعمیر

I think there’s something wrong with the brake lights.

من فکر میکنم چراغ‌های ترمز مشکلی دارند.

OK. I’ll take a look. Shall I check anything else?

بله، نگاهی خواهم انداخت. آیا باید چیزی دیگری را هم بررسی کنم؟

  • ShallShallʃælباید، بایستی
  • checkcheckʧɛkبررسی کردن

No need. Will the car be ready by five o’clock?

نیازی نیست. آیا ماشین تا ساعت پنج آماده خواهد بود؟

  • readyreadyˈrɛdiآماده، حاضر
  • bybybaɪتا

Yes, it will.

بله، (آماده) خواهد بود.

Can I depend on that?

آیا می توانم روی آن حساب کنم؟

  • depend ondepend ondɪˈpɛnd ɑnروی چیزی یا کسی حساب کردن

Definitely! I give you my word it’ll be ready by five.

قطعا، من به شما قول می دهم تا پنج آماده خواهد بود.

OK. I'm counting on you.

باشد، من روی شما حساب می کنم.

  • count oncount onkaʊnt ɑnروی کسی یا چیزی حساب کردن، اعتماد کردن

Don’t worry. I won’t let you down.

نگران نباش. من ناامیدت نخواهم کرد.

  • let downlet downlɛt daʊnناامید کردن، مأیوس کردن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

یک دیدگاه

  1. واقعا تشکر بابت زحمات و تلاش شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *