ترجمه دیالوگ درس اول PRE 1

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

At the Eye Specialist’s

پیش چشم پزشک

  • Eye Specialistaɪ ˈspɛʃələstمتخصص چشم، چشم‌پزشک

Harry’s left eye hurts badly.

چشم چپ هری به شدت درد می کند.

  • hurthurthɜrtدرد داشتن در قسمتی از بدن
  • badlybadlyˈbædliبه طور بدی، با شدت زیاد

He’s at the eye specialist’s talking to the receptionist.

او در (مطب) چشم پزشک در حال صحبت کردن با منشی است.

  • receptionistreceptionistrɪˈsɛpʃənɪstمسئول پذیرش، منشی

Good afternoon. Can I help you?

عصر بخیر. می توانم کمکتان کنم؟

Hello. I’m Harry Morgan. I have an appointment with Dr. Hunter.

سلام. من هری مورگان هستم. من یک وقت ملاقات با دکتر هانتر دارم.

Oh, yes, Mr. Morgan. Can I have your insurance card?

اوه، بله، آقای مورگان. می‌توانم کارت بیمه‌تان را داشته باشم؟

Here you are.

بفرمایید.

Thank you. Please have a seat.

ممنونم. لطفا بنشینید.

  • have a seathæv ə sitبنشین

Sorry ma’am. I really need to see the doctor right away.

ببخشید خانم، من واقعا نیاز دارم دکتر را همین حالا ببینم.

I’m afraid she’s busy at the moment.

متاسفم، او در حال حاضر سرش شلوغ است.

  • I’m afraidaɪm əˈfreɪdمتأسفم، اصطلاحی که وقتی می‌خواهیم چیزی بگوییم که ممکن است شنونده را ناراحت کند به کار می‌رود
  • busybusyˈbɪziمشغول، شلوغ
  • at the momentat the momentæt ðə ˈmoʊməntدر این لحظه، در حال حاضر

But I have a sharp pain in my left eye and I feel dizzy.

ولی من درد شدیدی در چشم چپم دارم و احساس سرگیجه می کنم.

  • sharp painʃɑrp peɪnدرد شدید، درد ناگهانی و شدید
  • dizzydizzyˈdɪziدارای حس سرگیجه

Well, let me see what I can do for you.

باشه، اجازه بدهید ببینم چه کار می توانم برایتان انجام دهم.

  • letletlɛtاجازه دادن

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *