ترجمه فارسی متن ریدینگ یونیت ۶ ترم اینتر۳

توجه:

مطالب سایت ILIplus.com با صرف زمان و زحمت بسیار زیاد تهیه شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی برای تهیه این مطالب صرف شده است. استفاده از محتوای سایت فقط از طریق همین وبسایت مجاز است و استفاده غیرمتعارف و کپی مطالب آن قانوناً و اخلاقاً مجاز نیست. تهیه‌کنندگان و صاحبان این وبسایت هیچ رضایتی از کپی و استفاده غیر از چارچوب‌های تعیین شده در این این سایت ندارند و کپی آن به هر نحو شرعاً حرام است.

با تهیه حتی یک سطر مطلب آموزشی، می‌توان به جامعه خدمت کرد؛ اما با کپی کردن مطالبی که دیگران تهیه کرده‌اند، نه تنها خدمتی انجام نمی‌شود، بلکه با دلسرد کردن تهیه‌کنندگان مطالب باعث کند شدن روند تهیه مطالب جدید نیز خواهیم شد. از همه‌ی کاربران تقاضا داریم از کپی کردن مطالب این سایت بپرهیزند و در صورتی که قبلا این کار را کرده‌اند، مطالب کپی شده را حذف کنند. درغیر اینصورت مسئولیت اخلاقی، شرعی و قانونی آن برعهده‌ی آنان خواهد بود.

با توجه به کاهش تعداد بازدیدکنندگان، تا اطلاع ثانوی ترجمه‌ی جدیدی در سایت منتشر نخواهد شد اما همچنان می‌توانید به مطالبی که قبلا در سایت قرار گرفته دسترسی داشته باشید. با افزایش تعداد بازدیدها و افزایش فروش و درآمد سایت، کار تکمیل مطالب را مجددا آغاز خواهیم کرد.

Computers Make the World Smaller and Smarter

رایانه‌ها دنیا را هوشمندتر و کوچک‌تر می‌کنند

  • smartsmartsmɑrtباهوش، زرنگ، زیرک

The ability of tiny computing devices to control complex operations has transformed the way many tasks are performed, ranging from scientific research to producing consumer products.

توانایی وسایل کامپیوتری کوچک برای کنترل یک عمل پیچیده روش انجام بسیاری از کارها را دگرگون کرده است، از یک پژوهش علمی تا تولید کردن محصولات مصرفی.

  • tinytinyˈtaɪniریز، خیلی کوچک، کوچولو
  • computingcomputingkəmˈpjutɪŋمربوط به کامپوتر، کامپیوتری
  • devicedevicedɪˈvaɪsوسیله، ابزار
  • operationoperationˌɑpəˈreɪʃənفعالیت، عملیات، عمل
  • transformtransformtrænˈsfɔrmعوض کردن، زیر و رو کردن، دگرگون کردن، به کلی تغییر دادن
  • tasktasktæskکار، تکلیف، وظیفه
  • performperformpərˈfɔrmانجام دادن، اجرا کردن
  • rangerangereɪnʤگسترش داشتن، از ... گرفتن تا...، امتداد داشتن
  • produceproduceˈproʊdusتولید کردن، ساختن
  • consumerconsumerkənˈsumərمصرف‌کننده، مشتری

Tiny “computers on a chip” are used in medical equipment, home appliances, cars and toys.

کامپیوترهای کوچک روی یک تراشه در تجهیزات پزشکی، لوازم خانگی، خودروها و اسباب‌بازی‌ها استفاده می‌شوند.

  • chipchipʧɪpتراشه
  • equipmentequipmentɪˈkwɪpməntتجهیزات، وسایل
  • applianceapplianceəˈplaɪənsوسیله، ابزار

Workers use handheld computing devices to collect data at a customer site, to generate forms, to control inventories, and to serve as desktop organizers.

کارگران از وسایل کامپیوتری دستی استفاده می‌کنند تا اطلاعات را در محل مشتری جمع‌آوری کنند، فرم‌ها را ایجاد کنند، فهرست اموال را کنترل کنند، و به عنوان یک سازمان‌دهنده‌ی رومیزی کار کنند.

  • handheldhandheldˈhændˈhɛldدستی، وسیله‌ای که به قدری کوچک است که می‌توانیم آن را در زمان استفاده در دست نگه‌داریم
  • collectcollectkəˈlɛktجمع‌آوری کردن، گرد آوردن، جمع کردن
  • datadataˈdeɪtəاطلاعات خام، دیتا
  • customercustomerˈkʌstəmərمشتری
  • sitesitesaɪtمحل، مکان
  • generategenerateˈʤɛnəˌreɪtتولید کردن، به وجود آوردن، ایجاد کردن
  • inventoryinventoryˌɪnvənˈtɔriصورت، سیاهه، فهرست اموال، لیست
  • serveservesɜrvکار کردن، خدمت کردن
  • desktopdesktopˈdɛskˌtɑpرومیزی
  • organizerorganizerˈɔrgəˌnaɪzərسازمان‌دهنده؛ وسیله‌ای برای ثبت آدرس‌ها، شماره‌ تلفن‌ها، تاریخ جلسات و امثال آن

These smart machines are designed to take over some of the basic tasks previously performed by people;

این ماشین‌های هوشمند طراحی شده‌اند که مسئولیت بعضی از کارهای پایه‌ای را که پیش‌تر توسط مردم انجام می‌شد، به عهده بگیرند.

  • designdesigndɪˈzaɪnطراحی کردن
  • take overtake overteɪk ˈoʊvərزمام امور را به دست گرفتن، مسئولیت را به عهده گرفتن
  • previouslypreviouslyˈpriviəsliقبلاً، پیش‌تر

by so doing, they make life a little easier and a little more pleasant.

با چنین کاری، آن‌ها زندگی را کمی راحت‌تر و کمی خوشایندتر می‌کنند.

  • sososoʊچنین
  • pleasantpleasantˈplɛzəntخوشایند، دلپذیر، مطلوب

Smart cards store vital information such as health records, driver’s licenses, bank balances, and so on.

کارت‌های هوشمند اطلاعات مهم از جمله سوابق سلامت، گواهینامه‌ی رانندگی، موجودی بانکی و غیره را ذخیره می‌کنند.

  • storestorestɔrذخیره کردن، انبار کردن، جمع کردن
  • vitalvitalˈvaɪtəlحیاتی، ضروری، بسیار مهم
  • recordrecordˈrɛkərdسابقه، گزارش، مدرک، پیشینه
  • balancebalanceˈbælənsمانده حساب، موجودی
  • and so onand so onænd soʊ ɑnو غیره، و امثال آن

Smart phones, cars, and appliances with built-in computers can be programmed to better meet individual needs.

تلفن‌ها، ماشین‌ها، و وسایل هوشمند با کامپیوترهای داخلی می‌توانند برنامه‌ریزی شوند تا نیازهای افراد را بهتر برآورده کنند.

  • built-inbuilt-inbɪlt-ɪnداخلی، قسمتی از دستگاه که نمی‌توان آن را از آن جدا کرد
  • programprogramˈproʊˌgræmبرنامه‌ریزی کردن
  • meetmeetmit(در مورد نیاز) پاسخگوی نیاز بودن، برآوردن، تأمین کردن
  • individualindividualˌɪndəˈvɪʤəwəlفرد، شخص

A smart house has a built-in monitoring system that can turn lights on and off, open and close windows, operate the oven, and more.

یک خانه‌ی هوشمند یک سامانه‌ی کنترلی داخلی دارد که می‌تواند چراغ‌ها را روشن و خاموش کند، پنجره‌ها را باز و بسته کند، فر را به کار بیندازد و (کارهای) بیشتر.

  • monitormonitorˈmɑnətərکنترل کردن، زیر نظر گرفتن، پاییدن
  • operateoperateˈɑpəˌreɪtبه کار انداختن، راه انداختن
  • ovenovenˈʌvənتنور، فر

With small computing devices available for performing smart tasks like cooking dinner, programming the VCR, and controlling the flow of information in an organization, people are able to spend more time doing what they often do best - Being creative.

با وسایل کامپیوتری کوچک که برای انجام برخی کارهای هوشمند مثل پختن شام، برنامه‌ریزی دستگاه ضبط ویدئو، و کنترل جریان اطلاعات در یک سازمان در دسترس قرار دارند، مردم قادرند که وقت بیشتری را صرف کاری کنند که به نحو احسنت می‌توانند انجام دهند – خلاق بودن.

  • VCR (Video Cassette Recorder)vi-si-ɑr (ˈvɪdioʊ kəˈsɛt rɪˈkɔrdər)دستگاه ویدئو، دستگاه ضبط کاست ویدئو
  • flowflowfloʊجریان
  • informationinformationˌɪnfərˈmeɪʃənاطلاعات
  • creativecreativekriˈeɪtɪvخلاق

Computers can help people work more creatively.

کامپیوترها می‌توانند به مردم کمک کنند که خلاقانه‌تر کار کنند.

  • creativelykriˈeɪtɪvliخلاقانه

Multimedia systems are known for their educational and entertainment value, which we call “edutainment”.

سیستم‌های چندرسانه‌ای برای ارزش آموزشی و سرگرمی‌شان شناخته می‌شوند، چیزی که ما آن را «تفریحآموزش» می‌نامیم.

  • multimediamultimediaˌmʌltiˈmidiəچندرسانه‌ای
  • educationaleducationalˌɛʤəˈkeɪʃənəlآموزشی
  • entertainmententertainmentˌɛntərˈteɪnməntتفریح، سرگرمی
  • valuevalueˈvæljuارزش
  • edutainmentedutainmentedutainmentفیلم یا برنامه‌ی کامپیوتری که در آن واحد می‌تواند هم سرگرم‌کننده باشد و هم مطالب آموزشی در خود داشته باشد

Multimedia combines text with sound, video, animation and graphics which greatly enhances the interaction between user and machine and can make information more interesting and appealing to people.

(برنامه‌ی) چندرسانه‌ای، متن را با صدا، فیلم، پویانمایی و تصاویر ترکیب می‌کند که به طور زیادی تعامل کاربر و دستگاه را بهبود می‌دهد و می‌تواند اطلاعات را برای مردم جذاب‌تر و خوشایندتر کند.

  • combinecombineˈkɑmbaɪnترکیب کردن
  • graphicgraphicˈgræfɪkتصویر، طرح، نمودار، نقشه
  • greatlygreatlyˈgreɪtliزیاد، بسیار
  • enhanceenhanceɛnˈhænsبهبود دادن، بهتر کردن
  • interactioninteractionˌɪntəˈrækʃənرابطه‌ی متقابل، تعامل، برهم‌کنش
  • appealingappealingəˈpilɪŋخوشایند، دل‌انگیز، جذاب، مطبوع

Expert system software enables computers to think like experts.

نرم‌افزارهای سیستم خبره کامپیوترها را قادر می‌سازد که مثل کارشناسان فکر کنند.

  • expertexpertˈɛkspərtکارشناس، متخصص، خبره
  • expert systemˈɛkspərt ˈsɪstəmسیستم خبره، یک سیستم کامپیوتری مبتنی بر هوش مصنوعی که اطلاعات زیادی در یک زمینه‌ی خاص دارد و می‌تواند تصمیم‌گیری کند
  • softwaresoftwareˈsɔfˌtwɛrنرم‌افزار

Medical diagnosis expert systems, for example, can help doctors pinpoint a patient’s illness, suggest further tests, and prescribe appropriate drugs.

برای مثال، سیستم‌های خبره‌ی تشخیص پزشکی، می‌توانند به پزشکان کمک کنند بیماری یک بیمار را دقیقاً مشخص کنند، آزمایش‌های بیشتری را پیشنهاد کنند، و داروهای مناسب را تجویز کنند.

  • diagnosisdiagnosisˌdaɪəgˈnoʊsəsتشخیص (بیماری)، عیب‌یابی
  • pinpointpinpointˈpɪnˌpɔɪntبه دقت مشخص کردن، دقیقاً تعیین کردن
  • patientpatientˈpeɪʃəntبیمار
  • furtherfurtherˈfɜrðərبیشتر
  • testtesttɛstآزمایش
  • prescribeprescribeprəˈskraɪbتجویز کردن، نسخه نوشتن
  • appropriateappropriateəˈproʊpriətمناسب
  • drugdrugdrʌgدارو

Connectivity enables computers and software that might otherwise be incompatible to communicate and to share resources.

قابلیت اتصال، کامپیوترها و نرم‌افزارهایی که ممکن بود در غیر این صورت در برقراری ارتباط ناسازگار باشند را قادر می‌کنند که منابع را به اشتراک بگذارند.

  • connectivityconnectivitykənɛkˈtɪvɪtiقابلیت اتصال
  • otherwiseotherwiseˈʌðərˌwaɪzدر غیر این صورت
  • incompatibleincompatibleɪnkəmˈpætəbəlناسازگار
  • communicatecommunicatekəmˈjunəˌkeɪtارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن، پیوند داشتن، مکاتبه کردن
  • shareshareʃɛrبه اشتراک گذاشتن، در میان گذاشتن، سهیم شدن، شریک شدن
  • resourceresourceˈrisɔrsمنبع

Now that computers are proliferating in many areas and networks are available for people to access data and communicate with others, personal computers are becoming interpersonal PCs.

حالا که کامپیوترها دارند در بسیاری از حوزه‌ها به سرعت گسترش می‌یابند و شبکه‌ها برای مردم فراهم‌اند تا به اطلاعات دسترسی و با دیگران ارتباط داشته باشند، کامپییوترهای شخصی دارند به کامپیوترهای «بین فردی» تبدیل می‌شوند.

  • proliferateproliferateproʊˈlɪfəˌreɪtتکثیر شدن، زیاد شدن، به سرعت افرایش یافتن
  • networknetworkˈnɛˌtwɜrkشبکه
  • accessaccessˈækˌsɛsدسترسی داشتن
  • personalpersonalˈpɜrsɪnɪlشخصی
  • interpersonalinterpersonalˌɪntərˈpɜrsənəlبین فردی، میان افراد، میان اشخاص
  • PC (Personal Computer)ˈpiˈsi (ˈpɜrsɪnɪl kəmˈpjutər)کامپیوتر شخصی

They have the potential to significantly improve the way we relate to each other.

آنها قابلیت آن را دارند که به طور قابل توجهی شیوه‌ای که ما با همدیگر در ارتباط هستیم را بهبود دهند.

  • potentialpotentialpəˈtɛnʃəlپتانسیل، امکان بالقوه، استعداد، ظرفیت، توانایی، قابلیت
  • significantlysɪgˈnɪfɪkəntliبه طرز چشمگیری، به طور قابل توجهی
  • relate torɪˈleɪt tuارتباط داشتن با، ربط داشتن با، مرتبط بودن با

Many people today telecommute, that is, use their computers to stay in touch with the office while they are working at home.

بسیاری از مردم امروزه دورکاری می‌کنند، که (به معنی) استفاده کردن از کامپیوترها برای در ارتباط ماندن با دفتر کار است، وقتی که آن‌ها دارند در خانه کار می‌کنند.

  • telecommutetelecommuteˈtɛləkəmˌjutدورکاری کردن، از راه دور برای سازمانی کار کردن
  • in touchin touchɪn tʌʧدر ارتباط

With the proper tools, hospital staff can get a diagnosis from a medical expert hundreds of thousands of miles away.

با ابزارهای مناسب، کارکنان بیمارستان می‌توانند یک تشخیص (بیماری) را از یک متخصص پزشکی در صدها هزار مایل دورتر دریافت کنند.

  • properproperˈprɑpərمناسب، شایسته، چنان که باید و شاید
  • tooltooltulابزار
  • staffstaffstæfکارکنان، کارمندان
  • diagnosisdiagnosisˌdaɪəgˈnoʊsəsتشخیص (بیماری)، عیب‌یابی

Similarly, the disabled can communicate more effectively with others using computers.

به طور مشابه، افراد معلول با استفاده از کامپیوترها می‌توانند به طور مؤثرتری با دیگران در ارتباط باشند.

  • similarlyˈsɪmələrliهمینطور، به همین نحو، به طور مشابه
  • the disabledðə dɪˈseɪbəldمعلولان
  • communicatecommunicatekəmˈjunəˌkeɪtارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن، پیوند داشتن، مکاتبه کردن
  • effectivelyɪˈfɛktɪvliبطور مؤثر، به طور کارآمد

Distance-learning and videoconferencing are concepts made possible with the use of an electronic classroom or boardroom accessible to people in remote locations.

آموزش‌های از راه دور و ویدئوکنفرانس مفاهیمی هستند که با استفاده از کلاس یا اتاق جلسات الکترونیکی، که در دسترس مردم در مکان‌های دوردست هستند، امکانپذیر شده‌اند.

  • Distance-learningˈdɪstəns-ˈlɜrnɪŋآموزش از راه دور
  • videoconferencingvideoconferencingˌvidioʊˈkɑnfrənsɪŋویدئوکنفرانس، برگزاری جلسه بین افرادی که در مکان‌های دور از هم قرار دارندبا استفاده از کامپیوتر و ویدئو و اینترنت
  • conceptconceptˈkɑnsɛptمفهوم، تصور
  • boardroomboardroomˈbɔrˌdrumاتاق هیئت مدیره، اتاق جلسات
  • accessibleaccessibleækˈsɛsəbəlدر دسترس، قابل وصول، دست‌یافتنی
  • remoteremoterɪˈmoʊtدور، دوردست

Vast databases of information are currently available to the users of the Internet, all of whom can send e-mail messages to each other.

پایگاه‌های داده‌ی عظیم از اطلاعات در حال حاضر در دسترس کاربران اینترنت است، که همه‌ی آن‌ها (کاربران) می‌توانند به هم پیام‌های ایمیل ارسال کنند.

  • vastvastvæstبزرگ، بیکران، عظیم
  • databasedatabaseˈdeɪtəˌbeɪsپایگاه داده، مقدار زیادی اطلاعات خام که به نحوی در کامپیوتر ذخیره شده‌اند که به راحتی بتوان اطلاعات مورد نظر را در آن پیدا کرد
  • currentlycurrentlyˈkɜrəntliاینک، اکنون، الان، در حال حاضر
  • messagemessageˈmɛsəʤپیام

The information superhighway is designed to significantly expand this interactive connectivity so that people over the world will have free access to these resources.

بزرگراه اطلاعاتی طراحی شده است تا این ارتباط تعاملی را به طور قابل توجهی گسترش دهد به طوری که مردم سراسر جهان بتوانند به این منابع دسترسی آزاد داشته باشند.

  • superhighwaysuperhighwayˌsupərˈhaɪˌweɪبزرگراه، اتوبان، شاهراه
  • the information superhighwayði ˌɪnfərˈmeɪʃən ˌsupərˈhaɪˌweɪبزرگراه اطلاعاتی، سیستم ارتباطات دیجیتال و شبکه مخابرات اینترنتی که اولین بار توسط ال گور، سناتور وقت و معاون بعدی رئیس‌جمهور آمریکا مورد استفاده قرار گرفت
  • significantlysɪgˈnɪfɪkəntliبه طرز چشمگیری، به طور قابل توجهی
  • expandexpandɪkˈspændتوسعه دادن، گسترش دادن، بسط دادن
  • interactiveinteractiveˌɪntəˈræktɪvتعاملی، یک سیستم تعاملی می‌تواند دستورات کاربر را دریافت کند و متناسب با آن واکنش نشان دهد
  • freefreefriآزاد
  • accessaccessˈækˌsɛsدسترسی

People power is critical to ensuring that hardware, software and connectivity are effectively integrated in a socially responsible way.

قدرت مردم برای تضمین این که سخت‌افزارها، نرم‌افزار‌ها، و قابلیت ارتباط، از روشی متعهد از لحاظ اجتماعی، به صورت مؤثر با یکدیگر ادغام شده‌اند، خیلی مهم است.

  • criticalcriticalˈkrɪtɪkəlبسیار مهم، حساس
  • ensureensureɛnˈʃʊrمطمئن کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن
  • hardwarehardwareˈhɑrˌdwɛrسخت‌افزار
  • integrateintegrateˈɪntəˌgreɪtادغام کردن، یکی کردن، تلفیق کردن
  • sociallyˈsoʊʃəliبه لحاظ اجتماعی، از لحاظ اجتماعی
  • responsibleresponsibleriˈspɑnsəbəlمسئول، پاسخگو، متعهد، بامسئولیت

People - computer users and computer professionals - are the ones who will decide which hardware, software and networks endure and how great an impact they will have on our lives.

مردم – کاربران کامپیوتر و متخصصان کامپیوتر - کسانی هستند که تصمیم خواهند گرفت که کدام سخت‌افزار، نرم افزار، و شبکه‌ها باقی می‌مانند و آن‌ها تا چه اندازه بر روی زندگی اثر خواهند داشت.

  • useruserˈjuzərکاربر
  • professionalprofessionalprəˈfɛʃənəlمتخصص، آدم حرفه‌ای
  • decidedecideˌdɪˈsaɪdتصمیم گرفتن
  • endureendureɛnˈdjʊrباقی ماندن، پایدار ماندن
  • impactimpactˈɪmpæktاثر

Ultimately people power must be exercised to ensure that computers are used not only efficiently but in a socially responsible way.

در نهایت، قدرت مردم باید به کار گرفته شود تا اطمینان یابیم که کامپیوتر‌ها نه تنها به طور مؤثر، بلکه از روش پاسخگو از لحاظ اجتماعی استفاده می‌شوند.

  • ultimatelyultimatelyˈʌltəmətliبالاخره، سرانجام، در نهایت، نهایتاً، دست آخر
  • exerciseexerciseˈɛksərˌsaɪzاعمال کردن، به کار گرفتن، به کار انداختن
  • not only … but (also)nɑt ˈoʊnli … bʌt (ˈɔlsoʊ)نه تنها... بلکه

برای دانلود خلاصه (سامری) و سوال از متن این درس اینجا کلیک کنید

اگر ما را لایق حمایت می‌دانید، اینجا کلیک کنید

26 دیدگاه

  1. Thank you … that was very great.
    Please introduce reading unit 6 soon
    * ^_^

  2. that was perfect………… thanks a lot 🙂

    🙂 🙂

    *-*if i didnt read these are i whouldnt understand any thing

  3. سلام
    خیلی ممنون از شما
    تازه با سایتتون آشنا شدم
    عالیه
    خواهش میکنم هرچه زودتر معنی ریدینگ درس ۷ و ۸ اینتر ۳ رو بزارین
    جلسه ی بعد درس ۷ رو داریم
    بازم ممنون

  4. THANK YOU

    REALLY APRICIATE YOU
    Very good

  5. دوستان ما میدونیم انگلیسی بلدین ..
    توی کامنت هایی ک میزارید کلی غلط گرامری دارید 😐

  6. Salam
    Mersj az tarjome haye reading hatun
    Age lotf konin darse 7/8 ro ham bezarin ke dige kheyli khub misheeeeee bazam mersi koli 🎉💙

  7. thanks thanks thanks a lot …

  8. واقعا چرا انقد جو گیرین😒😒😒 ؟؟؟؟بابا فهمیدیم زبان بلدین !!😏
    ممنون خیلی به دردم خورد.👌👌👌

    • این که در مکالمات روزمره از زبان انگلیسی استفاده کنیم، خیلی به تسلط بیشتر به زبان کمک می‌کنه. برای استفاده از زبان انگلیسی چه جایی بهتر از کامنت‌های سایت ما؟!

  9. سلام خسته نباشید
    خیلی عالی و کاربردی هست سایتتون
    فقط لطفا هرچه سریعتر معنی ریدینگ های یونیت۷_۸ رو هم قرار بدید با تشکر 💚👌

  10. Thank you
    Please unit 8
    Please soon☺🙀

  11. سلام خسته نباشید .
    در پاراگراف سوم صفحه ۸۳ کتاب ، خط ۷ که ترجمه اش کردید ، بجای people all over the world ، کلمه all رو بکار نبردید.
    سپاس!

  12. سلام لطفا توضیحاتی درباره نکات گرامری هم بگزارید وترجمه ریدینگ ها بسیار کمکم کرد.
    با تشکر

  13. لطفا پاراگراف اول رو بیشتر و واضح تر توضیح بدین
    ممنون میشم

  14. ممنونم ازتون چون این ریدینگ به شدت سخت و حال به هم زنه
    با کمک سایتتون تونستم تحملش کنم

  15. سلام لطفا زود تر معنی ریدینگ بعدی هم بزارید…😥😥

  16. That’s perfect and flawless but that could be much better if you mentioned the sentences are for which part of the reading.

  17. ببخشیددمیشه لطفا تا اخر این هفته ترجمه ی ریدینگ درس هفتمو بزارید لطفا خواهش میکنم😭❤❤

  18. سلام اگر میشه یونیت ۷ رو بزارید من خیلی بهش نیاز دارم و برای ۴ ساعت دیگه لازمه دارم

  19. ببخشید درس ۷ رو کی میذارین؟

  20. I don’t know how to appreciate you💜💜
    You worked hard to help us with passages and vocabularies and if you wouldn’t, I couldn’t pass a term!
    Last term I got a great score, ’cause nobody gets over 90,and I got a 96
    And it was all because of you, may god bless you and grant all your wishes
    ♥️♥️

  21. واقعا عااالیی بود
    لطفا میشه خواهش کنم تا هفته ی بعد ترجمه ی درس هفت رو بزارینT-Tاخه تابستون هم تموم شده ولی شما نزاشتینش ممنون میشم اگر بتونین بزارین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *